خبر روز

چرا پاکستان یک پروژه است نه یک کشور؟

نویسنده: احمد سعیدی، کارشناس ارشد امور مناطق

تولد کشوری بنام پاکستان با دایه گری انگلیس همراه با یک سزارین خونین در بطن مسلمانان نیمقاره هند صورت گزفت و از همان روز تولد تولیت این مولود مصنوعی بدست گرگان نظامی و استخباراتی ها سپرده شد.

رژیم سرکوبگر نظامی از همان اغاز با رهبریت انگلیس و حمایت همه جانبه امریکا همه اختیارات از جمله شکل دهی به به نظام سیاسی کشور را در دست گرفته و خود چون مستعمره انگلیس عمل میکند. مأموریتش بحران افرینی و فساد افگنی در منطقه بوده و همیشه به مثابه اهرمی در خدمت اهداف استراتژی امریکا عمل مینماید. نظامیها و استخباراتیهایش مانند غده سرطانی بزرگ و فربه شده اما دیموکراسی و ثبات سیاسی هرگز مجال انرا نیافته تا خود را از سایه دیو یعنی از سیطره نظامیان و استخبارات رهایی بخشیده و مستقل عمل کند.

احزاب و نظامهای سیاسی پاکستان میدان عمل ازاد نداشته تا بتواند به بحران های مداوم و دورانی سیاسی ان نقطه پایان بگذارد. در هر مقطعی که نظامهای سیاسی خواسته که استقلال عمل و ابتکار رهبری کشور را بدست گیرندتوسط کودتا های نظامی ساقط شده و رهبرانشان یا به زندان افتاده یا اعدام شده و یا راه فرار از کشور را در پیش گرفته اند. این نظامها هرگز نتوانسته اند از خط مشی نظامیان خود شانرا ازاد سازندمگر اینکه از سوی جنرالان کودتا گر گوشمالی شده اند.

ظهور و عروج عمران خان و حزب سیاسی اش در صحنه سیاسی کشور نیز در چوکات همین معادلات،با گوشه چشم نظامیان و چراغ سبز امریکا صورت گرفته و نمیتواند تافته جدا بافته ازین فضای سنتی باشد. او هیچگاه قادر نخواهد بود این مصالح داخلی و بیرونی و تعامل دیرین میان ایندو را نادیده گرفته و به خود اجازه گستاخی در برابر نظامیان و استخبارات مخوف کشور را بدهدچه رسد به گستاخی و بدپرهیزی در برابر سیطره اهریمنی امریکا. اکر او توهم بازی جداگانه و مستقل در سر داشته باشد گرفتار خطای راهبردی شده است.

هیولای تروریسم ایجاد شده بدست پاکستان با حمایت مالی عربستان و نوع بازی شیطانی پاکستان با ابزار تروریسم منطقه ای سبب فریب و ناکامی امریکا و ناتو گشته تا جاییکه نظامیان امریکا و ناتو دست بسر شده راه فرار مفتضحانه را در پیش گرفته و با معامله شرم اور افغانستان را به چنگ تروریستان سپردند،این درست است اما اینها هیچکدام دلیل ان نیست که امریکا مهمیز نظامیان پاکستان و تروریستهای دست پرورده خود در منطقه را رها کرده باشدزیرا هیچکدام ایندو بدون حمایت دایمی امریکا و تضمین مالی ان قدرت بقا ندارند. همانگونه که پپ اسکوبار محقق و گزارشگر سیاسی امریکا میگوید امریکا در منطقه جنگ را رها نکرده بلکه شیوه جنگ را تغییر داده است.

بنابرین در چنین فضایی عمران خان چندان مجال بلند پروازی در برابر نظامیان پاکستان و سیطره امریکا در منطقه ندارد. او در میدان سیاست لغزیدو منصب نخست وزیری کشورش را از دست داد اینک که پایش هم لنگ شده میدان بازی کرکت را هم از دست میدهد. عمران خان نباید موقعیت و نقش خودشرا به عنوان روباه بازیگر با دم شیر فراموش کند وگرنه از ضرب چنگال و هیبت ان در امان نخواهد بود. ایا او تصور میکند با این بازی خطرناک تنش سیاسی و بحران عمومی کشورس را شدت بیشتر بخشد؟ سنت سیاه نظامیگری حاکمان پاکستان و سیطره شیطان بزرگ بر ان چنین اجازه ای را به او نمیدهد.


سیاست