خبر روز

اروپاییان دیر یا زود باید به این حقیقت پی ببرند که ایالات متحده ی امریکا، اروپا را نیز رقیب بزرگ اقتصادی اش می پندارد. امریکاییان اگر از یکسو برای تضعیف روسیه تلاش می کنند، ازجانب دیگر یک اروپای واحد و قدرتمند تر از خود را نیز منحیث رقیب، تحمل نمی نمایند. و درست به همین دلیل است که آنان اینبار آتش جنگ و نزاع را در اروپا برافروخته اند.

نویسنده: اسماعیل فروغی، تحلیلگر (آلمان)
درحالیکه تحریکات روزافزون امریکا و غرب، بحران اوکراین را پیچیده تر نموده است، جنگ در اوکراین و تحریم های بی رویه ی امریکا و غرب علیه روسیه، تمام مردم جهان بخصوص مردمان اروپا را با دشواری های بزرگی روبرو کرده است. شک آن وجود دارد که اروپای ثروتمند به دلیل تورم بی سابقه و بلندرفتن سرسام آور قیمت ها ــ بخصوص قیمت انرژی، همانند کشورهای آشوب زده و فقیر جهان، در زمستان امسال حتا با قطع برق روبرو گردد.

امریکا و غرب که درست از اولین روزهای پایان جنگ جهانی دوم متفقاً و بطور سیستماتیک برای تضعیف، ازهم پاشی و حتا نابودی روسیه تلاش نموده و همواره سیاست روس هراسی و نفرت از روسیه را تبلیغ کرده اند، با افروختن آتش جنگ در اوکراین و فرستادن سیل اسلحه به آن کشور، این خصومت را به مرحله ی حاد و خطرناکی رسانده اند - به مرحله ایکه هم اوکراین را تا ابد قرضدار و نابود نماید و هم روسیه را (هرگاه بتوانند) ضعیف، منزوی و پارچه-پارچه کنند.

اما آیا چنین چیزی ممکن خواهد بود؟ آیا روسیه ی ثروتمند و بسیار قوی امروزی که اکنون چین، ایران، هندوستان، برازیل و افریقای جنوبی را نیز در کنار خود دارد، منزوی و پارچه-پارچه خواهد شد؟ آیا روند شکل گیری نظم نوین جهانی که با شرکت حتمی روسیه و چین شکل خواهد گرفت، متوقف خواهد شد؟ و آیا تاریخِ ازهم پاشی اتحاد شوروی سایق دوباره تکرار می گردد؟

ملاقات های بیش از سی نماینده ی کشورهای مختلف با آقای لاوروف وزیر امور خارجه ی روسیه در حاشیه ی جلسات چندروزه ی مجمع عمومی سازمان ملل و اختلاف نظراکثریت عظیم ملت ها با تحریم ها و سیاست های ضدروسی امریکا، بخوبی واضح می سازد که منزوی کردن روسیه و خارج کردن آن کشور از روند شکل گیری نظم نوِ چندقطبی درجهان، دشوار وحتا ناممکن است.

روزنامه ی نیوزویک اخیراً بصراحت نگاشته است که هشتاد و هفت درصد ملت های جهان نخواسته اند دنباله رو سیاست‌های جنگ و تحریم امریکا علیه روسیه در ارتباط قضیه ی اوکراین باشند. حقایق نشان می دهد که تحریم ها علیه روسیه بجای منزوی کردن روسیه سبب شده است تا کشورها و ملت‌های بسیاری با مقاومت مشترک در برابرتحریم ها، جبهه ی متحدی در برابر هژمونی طلبی امریکا ایجاد نمایند. هم اکنون بین بسیاری کشورهای قدرتمند جهان چون چین، هندوستان، برازیل، افریقای جنوبی و روسیه سیستم تبادله ی مالی – تجاری جدید بدون استفاده از ارز دالر در حال رشد و توسعه بیشتر شده است.

طوریکه دیده می شود تحریم های بی رویه ی امریکا و غرب علیه روسیه بیشترین ضرر و آسیب را به کشورهای اروپایی وارد کرده و تقریباً تمام این کشورها را به رکود اقتصادی تاریخی مواجه نموده است. تحریم های بی رویه ی امریکا و مجبور کردن اروپاییان به کمک نظامی - اقتصادی برای اوکراین، توان مالی و نظم اقتصادی - اجتماعی را در اروپا برهم زده است. صدها شرکت و کمپنی خورد و بزرگی که با روسیه در مراوده بودند از کار افتاده و هزاران فرد شغل هایشان را از دست داده اند. بلند رفتن قیمت انرژی و تورم مالی ــ اقتصادی در کل اروپا سبب افزایش سرسام آور قیمت ها شده، فغان مردم را به آسمان ها بلند کرده و مردم را فقیرتر کرده است.

تقریبا تمام کشورهای اروپایی با نرخ تورم بیشتر از ده فیصد روبرو گردیده اند که طی چهل ـ پنجاه سال اخیر بی سابقه می باشد.

باساس گزارش های رسمی، صنعت اروپا در معرض تهدید جدی بحران انرژی موجود قرار گرفته و ترس آن وجود دارد که افزایش سرسام آور بهای انرژی، صنایع اروپا را درهم بشکند. بوجود آمدن تغیرات جبری در استراتژی جاگزینی انرژی پاک بجای سوخت های فوسیلی، یکی دیگرازاثرات ناگوار جنگ اوکراین برکشورهای اروپاییست. هم اکنون بحران انرژی بسیاری کشورهای اروپایی از جمله آلمان را مجبور ساخته است تا به استفاده از ذغال سنگ و سایر سوخت های فوسیلی رو آورده، نیروگاه های تولید انرژی اتمی شان را که قصد بستن دروازه های آن را داشتند، همچنان فعال نگه دارند.

حقایق نشان می دهد که بازنده ی بزرگ این جنگ اروپا خواهد بود. و این یکی از اهداف شیطنت آمیز امریکا در براه انداختن جنگ اوکراین است. بحران اقتصادی و آشفته گی های سیاسی در تمام کشورهای اروپایی یکی از ثمره های ویرانگر این جنگ است.

به باور من تعامل و دوستی اروپا با روسیه - این بزرگترین کشور جهان که جزء جدایی ناپذیراروپاست، بسیار ثمربخش تر از خصومت ودشمنی با آن کشوراست. و این آرزوییست که اکثریت مطلق اروپاییان ضمن تظاهرات شان درکشورهای مختلف بازتاب داده اند.

اروپاییان دیر یا زود باید به این حقیقت پی ببرند که ایالات متحده ی امریکا، اروپا را نیز رقیب بزرگ اقتصادی اش می پندارد. امریکاییان اگر از یکسو برای تضعیف روسیه تلاش می کنند، ازجانب دیگر یک اروپای واحد و قدرتمند تر از خود را نیز منحیث رقیب، تحمل نمی نمایند. و درست به همین دلیل است که آنان اینبار آتش جنگ و نزاع را در اروپا برافروخته اند.


سیاست