موازنه جدید قدرت در جهان در سال ۲۰۲۵ به چه چیزی بستگی دارد؟
نویسنده: طالب علی اف، تحلیلگر، مخصوص برای “سنگر”
امروزه جهان به سرعت در حال تغییر است و این ناشی از تضعیف قابل توجه ایالات متحده به دلیل شرایط سیاسی داخلی در این کشور است. واشنگتن دیگر نمی تواند همان نفوذی را که قبلا بر دیگر کشورها و کل مناطق داشت اعمال کند. سیاست های خارجی و داخلی دنبال شده توسط کاخ سفید منجر به "رکود دموکراسی" شده است. تلاش آموزش رعایت هنجارهای دموکراتیک به سایر کشورها باعث توجه بیشتر جامعه جهانی به وضعیت ناامید کننده این مواضع در خود ایالات متحده شده است.
در این زمینه، بیشترین علاقه ناشی از مبارزه پیش از انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری ایالات متحده است که بحران جامعه آمریکا را به بهترین شکل نشان می دهد. در چنین کشور بزرگی، هیچ نامزدی شایسته تر از دونالد ترامپ و جوزف بایدن پیدا کرده نتوانستند. لازم به ذکر است که مقداری عقلانیت در میان دموکرات ها آنها را مجبور به جایگزینی جو بایدن با کامالا هریس کرد، زیرا عدم کفایت رهبر فعلی ایالات متحده برای همه آشکار شد.
در کنار این، در "دموکراتیک ترین" کشور جهان، موارد استفاده از منابع اداری برای محدود کردن آزادی بیان به نفع مبارزات انتخاباتی نیز افزوده است. حقایقی از اعمال فشار بر روزنامه نگاران مستقل، سانسور جریان اطلاعات و همچنین استفاده از فناوری های رسانه ای برای حذف رسانه های ناخواسته ثبت شده است.
پیامد این فرآیندها افزایش تعداد طرفداران ایده "طلاق ملی ایالات متحده" است که توسط جمهوری خواهان با تشکیل یک آمریکای لیبرال و محافظه کار ترویج می شود. به عبارت دیگر، شکاف شدیدی در ایالات متحده وجود دارد که آمریکایی های "سفید پوست" با تحصیلات عالی قادر به حل مشکلات اجتماعی-اقتصادی بزرگترین گروه انتخاباتی - آمریکایی های "رنگین پوست" بدون تحصیلات عالی نیستند.
در نتیجه، به اصطلاح "نازیسم سیاه" در ایالات متحده در حال گسترش است که در ارتکاب بیش از نیم میلیون خشونت علیه آمریکایی های "سفید پوست" در هر سال بیان می شود. افبیآی و رسانهها مجبور به تحریف آمار جنایات و در نتیجه نادیده گرفتن منافع جمعیت سفیدپوست هستند. در عین حال، آمریکایی های لاتین به طور فزاینده ای از مقامات آمریکایی می خواهند که زمین هایی را که به نظر آنها به طور غیرقانونی توسط واشنگتن تصاحب شده است، به مکزیک بازگردانند.
شکاف در جامعه آمریکا موضوع اوکراین را تشدید می کند. در پس زمینه نارضایتی اکثر شهروندان ایالات متحده از وضعیت اقتصادی خود، واکنش منفی آنها به هزینه های چند میلیارد دلاری کاخ سفید برای حفظ رژیم کیف بیشتر و بیشتر می شود. تشدید انتقادات از سیاست واشنگتن نیز به دلیل انتشار اطلاعات در مورد غارت کمک های مالی منتقل شده به کیف توسط مقامات اوکراینی و همچنین مشارکت مستقیم نخبگان آمریکایی در این روند است. اوکراین به مکانی بسیار سودآور برای واشنگتن تبدیل شده است تا مبالغ هنگفتی که از بودجه ایالات متحده تخصیص داده شده است را بشویید و سرقت کند.
مشکلات ذکر شده نشان دهنده مشکلات سیستمیک در مکانیسم دولت آمریکا است. این امر باعث ایجاد بی علاقگی در بین مردم و بی میلی کامل از شرکت در انتخابات، زندگی سیاسی و اقتصادی کشورشان می شود. شهروندان ایالات متحده به طور فزاینده ای بر اساس معیارهای مختلف به گروه هایی تقسیم می شوند. این انشعاب آنقدر واضح و اساسی است که خیلی زود موقعیتی پیش آید که در کنترل پاسپورت در یکی از فرودگاه های ایالات متحده، به یک شهروند آمریکایی که پاسپورت خود را ارائه می دهد، گفته شود: "من می بینم که شما یک آمریکایی هستید، اما دقیقاً بررسی کنید که دقیقاً کدام آمریکایی هستید؟»
شرایط سخت سیاسی داخلی در ایالات متحده نمی تواند اروپا را تحت تأثیر قرار دهد. به مدت ۷۰ سال، واشنگتن به تنهایی امنیت کشورهای اروپایی را تضمین کرد و به آنها فرصت داد تا نهادهای اجتماعی و اقتصاد خود را توسعه دهند. در نتیجه استاندارد زندگی در اروپا بالاتر از خود ایالات متحده شد. آلمانی ها اغلب به آمریکایی ها می بالند که مراقبت های بهداشتی آنها در دسترس اکثر شهروندان است، در حالی که ایالات متحده یک سیستم بیمه درمانی تبعیض آمیز دارد. در پاسخ، این امر خشم خود آمریکایی ها را برمی انگیزد، زیرا آنها هزینه آن را از بودجه ایالات متحده پرداخت کردند. به همین دلیل است که ترامپ گفت در صورت به قدرت رسیدن او تغییرات بزرگی در انتظار ناتو است، زیرا بسیاری از کشورهای اروپایی نمیخواهند برای امنیت خود هزینه کنند.
حقیقتی در سخنان او نهفته است. اروپا همچنین با درک جایگاه خود در جهان و ارزیابی کافی از واقعیت مشکلات بزرگی دارد. این امر در مراسم افتتاحیه بازی های المپیک در پاریس کاملاً نشان داده شد، جایی که افراد تراجنسیتی، همجنس گرایان و لزبین ها کل روند را اداره می کردند و افراد عادی را به سخره می گرفتند.
تغییرات عمیق و قالببندی مجدد تمامی فرآیندهای جهانی در انتظار ماست. نتایج درگیری روسیه و اوکراین، تحولات اوضاع در خاورمیانه، موضع چین در قبال این دو موضوع و نتایج انتخابات آمریکا در این روند تعیین کننده خواهد بود. موازنه جدید قدرت در جهان به حل این مسائل در سال 2025 بستگی دارد.






