آیا افغان ها توانایی ایجاد جایگزینی برای طالبان را دارند؟
نویسنده: احمد سعیدی، تحلیلگر مسائل افغانستان و منطقه (آلمان)، مخصوص برای “سنگر”
تدویر هفتاد هشتمین ،مجمع عمومی سازمان ملل متحد و جلسه تاریخی ۲۶ سپتمبر ۲۰۲۳ شورای امنیت. نشان داد که آهسته اهسته جامعه بین المللی به این اجماع میرسند، که طالبان قابلیت حکومتداری را ندارند. طی یکماه گذشته در محافل بین المللی مسئله بدیل طالبان نیز آرام آرام زمزمه و شنیده میشود.
سازمانهای بین المللی و کشور های جهان طی یکما اخیر با احتیاط اما به کرات ضرورت بدیل طالبان را بحیث یکی از گزینه های مطرح می کنند، حال سوال این است که آیا طالبان بدیلی در شرایط کنونی دارند؟ اگر دارند کی یا کی ها هستند.
مخالفین طالبان در وضعت موجود چگونه میتوانند در عمل باهم به توافق برسند و محور مشترکی را بوجود بیاورند.
مخالفین طالبان در وضعیت موجوده به سه دسته ارزشی تقسیم میشوند.
اول:
مخالفین کلاسیک طالبان ، یعنی بقایای تنظیمهای جهادی که با استحاله ورزیدن از ارزشهای جهادی به تیکه داری قومی، فاقد ظرفیت و قابلیت مدریتی و بشدت در ذهن مردم افغانستان متهم و اما ظاهرآ منسجم هستند.
دوم:
بقایای جمهوریت یا اتوریته های مربوط به آن شامل ، حلقات آقای حامد کرزی رئیس جمهور سابق، آقای اشرف غنی رئیس جمهور قبل، و آقای داکتر عبدلله عبدالله رئیس اجرائیه قبلی این گروه مدعی موجودیت سیاسی هستند اما عملا هیچ تشکل وانسجام قابل ملاحضه ای ندارند ،فقط به محوریت، آقای حنیف اتمر وزیر خارجه قبلی، آقای معصوم ستانکزی، آقای محب و آقای سرور دانش... خلاصه میشوند.
سوم:
مجموع نیرو های ملی و غیر وابسته، و شخصیت های مستقل، فعالین مدنی، زنان و جوانان مبارز، که طیف وسیع را شامل میشوند، این گروه از افغانها نیز بدلیل پراگنده گی در چهار تا پنج ائتلاف و حلقه اصلی از جمله مانند مدافعان منافع ملی افغانستان، جبهه مقاومت ملی برای نجات افغانستان، جبهه مقاومت ملی تحت رهبری احمد مسعود، جبهه آزادگان، جبهه آزادی و که می شود روی آنها حساب کرد.
اگر قرار باشد این حلقات به یک جریان مخالف طالبان مبدل شوند و بتوانند متحدانه تحت یک چتر بزرگ قرار گیرند در آن صورت ممکن است گزینه یا بدیل برای طالبان باشند، اما چی نوع پلت فرم میتواند آنها را بدور هم جمع کنند، این سوال اصلی است؟
بنطر من در قدم نخست باید معیار های کار مشترک را در برابر خود قرار دهند ، یعنی مشترکات ارزشی خود را تعریف کنند و بعد خواستهای مشترک شان را اینطور مطرح سازند که بتواند اساس همبستگی آنها را تشکیل دهد.
۱ - ما همه مخالف طالبان هستیم.
۲َ - ما خواهان برگذاری لویه جرگه ملی ومدنی تحت نظر سازمان ملل متحد میباشیم.
۳ - ما خواستار مذاکره و تشکیل حکومت مشارکت طالبان میباشیم.
۴ - ما تا بدست آمدن این اهداف باهم مشترکآ مبارزه مینکیم.
۵ - ما خواهان افغانستان واحد و غیر قابل تجزیه بوده به تاریخ ، فرهنگ، جغرافیا و حاکمیت مشروع ملی باور داریم۔
حال اگر چنین شرایطی آیا این جریان ها میتوانند با دو جریان اول و دوم یعنی شورای عالی مقاومت و بقایای جمهوریت ، رهکاری برای مبارزه مشترک بیابند.
این سوالات در برابر جامعه امروز افغانستان بصورت جدی قرار دارد.
امیوارم در روز های آینده ما شاهد انکشافات مثبتی در این زمینه، یعنی رسیدن مخالفین طالبان به یک اجماع ضروری باشیم.