گفتگوی جالب تلفنی آوازخوان معروف با یک دوستش
نویسنده: فرهاد دریا
"یک دوست شیرین و به جان برابر، که در بخش آموزش گرامی پشتو حق استادی بر من دارد، مدتی بود جواب پیام هایم را نمیداد. برایش یک پیام صوتی گذاشتم و گفتم، “او جوان، خدا کند همه چیز خوب باشد. پریشانت استم.” پاسخ جالبی برایم فرستاد و گفت، "بسیار دوستت داشتیم و برایم عزیز بودی. اما از وقتی مقاومتی شدی، دگه سرم خوش نمیخوری. خفه هم نشی."
برق واری برایش زنگ زدم و گفتم، “اول خو دشمنت خفه شوه! دوم که من هرگز اهل جنگ و جبهه نبودهام و با گروههای موافق و مخالف مردم هم اشتراک فعالیتهای سازمانی نداشتهام. من همیشه هر چه کرده و گفتهام، فقط به عنوان یک هنرمند مستقل و نیز به حیث یک عاشق زندگی و عاشق انسان و دلبستهی وطن انجام دادهام.
دوم اینکه او جان بیادر، وقتی موسیقی - که زندگی من است - از سوی “جالبان”* منع و حرام اعلام میشود و از خانهی خودم رانده میشوم، چه باید بکنم؟ آیا از شادی و خوشحالی اتن کنم، یا مقاومت؟ وقتی دو دختر ناز خودت از حق تحصیل محروم شدند، آیا تو ساکت ماندی و به این شیطانها بیعت کردی، یا برای حق دخترانت ایستادگی و مقاومت کردی؟ وقتی مقاومت کنی، تو هم مقاومتی گفته میشوی، جان بیادر!
در حقیقت امروز تمام مردم افغانستان در برابر گروه حاکم، مقاومت میکنند. کسی با زبان، کسی با قلم، کسی با تفنگ، کسی با رباب و کسی هم با قرآن. یکی به صورت گروهی، و دیگری به صورت انفرادی. من و تو به صورت انفرادی مقاومت میکنیم!”
وقتی تلفن ما خلاص شد، طبعش دوباره مثل قدیما صاف بود، از سؤ تفاهم معذرت خواست و شروع کرد به “آی لَف یُو” بازی.
و چنین بود که با یک گفتگوی رفیقانه و خالصانه، یک سؤ تفاهم کلان حل شد.
همهی تان را دوست دارم!
فرهاد دریا"
“جالبان” - طالبان - این سازمان به دلیل فعالیت های تروریستی تحت تحریم های سازمان ملل قرار دارد.