سناریوهای احتمالی تحول سیاسی – یادداشت تحلیلی
نویسنده: گروه تحلیلی «A»
پیشبینی آینده افغانستان دشوار است، اما میتوان با اتکا به وضعیت کنونی، زمینه تاریخی و نیروهای فعال، سناریوهای احتمالی را مورد تحلیل قرار داد.
گزاره اصلی
جایگزینی مستقیم و سریع ایدئولوژی غالب کنونی طالبان در افغانستان با ایدئولوژی دیگری بعید به نظر میرسد. محتملتر آن است که در بلندمدت شاهد نوعی تحول تدریجی، تغییرات داخلی یا حتی کنار رفتن تدریجی حکومت طالبان باشیم؛ فرآیندی که میتواند مسیر را برای ظهور یک ایدئولوژی جدید هموار کند.
سناریوهای احتمالی تحول
۱. تکامل طالبان (پروژه «طالبان ۲.۰»)
این محتملترین سناریو در افق میانمدت است. در این چارچوب، ایدئولوژی نه از بیرون، بلکه به تدریج و از درون، تحت فشار عوامل داخلی و خارجی، تغییر خواهد کرد.
عوامل فشار:
بحران اقتصادی و فاجعه انسانی: برای دستیابی به کمکهای بینالمللی و کسب مشروعیت، طالبان ناچار خواهد بود در حوزههایی مانند حقوق زنان (دسترسی به آموزش و کار) و حقوق بشر امتیازاتی بدهد.
اختلافات داخلی: در داخل جنبش طالبان چهرههای عملگراتر وجود دارند که درک میکنند اداره صرفاً مبتنی بر زور و انزوا کشور را به سمت فروپاشی میبرد.
فشار کشورهای همسایه: چین، پاکستان، ایران و کشورهای آسیای مرکزی به ثبات افغانستان علاقهمندند، اما خواهان شکلگیری یک دولت افراطی اسلامی نیستند. این کشورها میتوانند از طریق وعده سرمایهگذاری یا تهدید به تشدید کنترل مرزی نفوذ کنند.
ماهیت ایدئولوژی احتمالی:
نوعی اسلامگرایی معتدلتر یا «محافظهکاری ملی افغانستان». دولت همچنان گفتار اسلامی را حفظ خواهد کرد، اما در عمل برخی از افراطیترین رویهها را تعدیل میکند؛ از جمله اجازه فعالیت محدود به سازمانهای غیردولتی، بازگشایی نسبی مدارس دخترانه و برقراری گفتگو با جامعه بینالمللی. تمرکز ایدئولوژیک از جهاد جهانی به سمت ساخت دولت ملی تغییر خواهد کرد.
۲. احیای ملیگرایی اسلامی یا اسلامگرایی معتدل
این سناریو میتواند در صورت بروز شکاف داخلی یا شکست نظامی طالبان محقق شود. حامیان این ایدئولوژی ممکن است شامل اعضای سابق دولت جمهوری، فرماندهان میدانی خارج از طالبان یا بخشی از نخبگان پیشین افغانستان باشند.
ویژگیها:
- اسلام به عنوان پایه دولت افغانستان، همراه با احترام به سنتهای بومی افغانها (مانند پشتونوالی) و تفسیر منعطفتر از شریعت.
- تأکید بر حاکمیت ملی و وحدت افغانستان، نه جهاد «سنتی» با ماهیت جهانی.
- آمادگی برای گفتگو با جامعه بینالمللی.
تا حدی میتوان گفت گفتمان رئیسجمهور سابق افغانستان، حامد کرزی، نمونهای از این رویکرد بوده است.
۳. ملیگرایی سکولار / جمهوریخواهی
این سناریو در دهههای آینده بعید است، اما در بلندمدت و به عنوان واکنشی به شکست پروژههای اسلامگرایانه قابل تصور است.
حامیان اصلی این پروژه:
- نسل جوانی که بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ در شهرها رشد کرده، آموزش سکولار دیده و به اینترنت و روندهای جهانی دسترسی دارد.
- دیاسپورای سکولار که در صورت تغییر قدرت میتواند به کشور بازگردد.
- اقلیتهای قومی (تاجیکها، ازبکها، هزارهها) که تاریخی تمایل بیشتری به شکلهای سکولار حکومت داشتهاند.
ویژگیها:
ایدئولوژی مشابه رژیم محمد داوود (دهه ۱۹۷۰) یا حتی احزاب سوسیالیست اولیه؛ با تمرکز بر نوسازی، وحدت ملی خارج از چارچوب مذهبی، حقوق سکولار و توسعه اقتصادی.
۴. ایدئولوژی اپوزیسیون مسلح (جبهههای مقاومت)
در حال حاضر، اپوزیسیون مسلح افغانستان در برابر طالبان ایدئولوژی منسجم و جدیدی ارائه نمیدهد. گفتمان آن عمدتاً بر سه محور استوار است:
- مقاومت مسلحانه علیه طالبان؛
- دفاع از حقوق اقلیتهای قومی و حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان؛
بازسازی نظام سیاسی نزدیک به جمهوری سالهای ۲۰۰۱ تا - ۲۰۲۱.
در صورتی که این جریان موفق به کسب حمایت گسترده مردمی شود، ایدئولوژی آن میتواند در قالب نوعی «فدرالیسم دموکراتیک» یا «پارلمانیسم غیرمتمرکز» شکل گیرد؛ مدلی که در آن حقوق مناطق و گروههای قومی تضمین شده و اسلام نقش دین رسمی دولت را ایفا میکند، اما تنها منبع قانونگذاری نخواهد بود.
۵. گزینه رادیکال: گسترش پروژه «دولت اسلامی» / داعش (داعش – ولایت خراسان)*
تیرهترین سناریو، به قدرت رسیدن گروهی حتی افراطیتر از طالبان، مانند «دولت اسلامی – ولایت خراسان» است. ایدئولوژی این گروه مبتنی بر سلفیگری جهادی جهانی است که در بسیاری جهات نسبت به هر نوع دیگراندیشی (حتی در میان مسلمانان) کمتر تحملپذیر و افراطیتر از طالبان کنونی است.
احتمال: در حال حاضر پایین است، اما تداوم بیثباتی، فروپاشی دولت و بحران عمیق اجتماعی–اقتصادی میتواند زمینه مناسبی برای افزایش نفوذ داعش در افغانستان فراهم کند.
عوامل تعیینکننده آینده افغانستان
- اقتصاد و وضعیت انسانی: جامعهای گرسنه و فقیر یا شورش خواهد کرد یا به راحتی جذب جریانهای افراطی میشود.
- وحدت طالبان: شکاف میان عملگرایان و ایدئولوگهای ارتدکس، مهمترین ریسک داخلی این جنبش است.
- موضع کشورهای همسایه و جامعه بینالمللی: به رسمیت شناختن، کمکها و تحریمها ابزارهای قدرتمند نفوذ هستند.
- نقش نسل جدید: جوانانی که جنگهای دهه ۱۹۹۰ را تجربه نکردهاند، ممکن است دیدگاه کاملاً متفاوتی نسبت به آینده کشور داشته باشند.
نتیجهگیری
بعید است که پس از طالبان، یک ایدئولوژی واحد و «خالص» در افغانستان حاکم شود.
محتملترین سناریو، تحول تدریجی یا شکلگیری یک ساختار ترکیبی از رژیم کنونی طالبان است.
احتمالاً در افق ۱۰ تا ۲۰ سال آینده، افغانستان شاهد شکلگیری یک رژیم نسبتاً پایدار اقتدارگرا با گفتمان اسلامی–ملیگرا، سیاست اقتصادی عملگرایانه و هنجارهای اجتماعی تا حدی تعدیلشده خواهد بود؛ رژیمی که تلاش میکند میان نیروهای محافظهکار داخلی و خواستههای خارجی تعادل برقرار کند.
* «دولت اسلامی» یک سازمان تروریستی است که در فدراسیون روسیه ممنوع اعلام شده است.