مذاکرات جبهة مقاومت ملّی افغانستان و“طالبان”در تهران، که از 8 تا 10 ژانویه سال روان برگزار شد، در میان جامعه سروسدای زیادی را به بار آورد. از جمله برخی این مذاکرات را مورد انتقاد شدید قرار داده، گفتند، که با یک گوروه غیرمشروع سر میز مذاکرات نشستن امیر جبهه احمد مسعود شکست دیپلماتی جبهة مقاومت است.
امّا دکتر یعقوب لیث صفّار میگوید، احمد مسعود در این مذاکرات برد و یک راهبری فرزانواری را به نمایش گذاشت.
امّا دکتر یعقوب لیث صفّار میگوید، احمد مسعود در این مذاکرات برد و یک راهبری فرزانواری را به نمایش گذاشت.
مؤلف: دكتور يعقوب ليث صفار
يكم: در اين دو روز سخن بر سر آن است كه چرا احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملي با ا - مارت ، مذاكره كند، سخن بسياري اين است كه مي بايد فقط از راه ميله تفنگ سخن زند ، چون تالبان غير از زبان تفنگ زبان ديگر را نمي دانند.
دوم: هر مقاومت و هر جبهه از خود تاريخ دارد، مقاومت جبهه ملي دوم، امروزه پا جاي پاي مقاومت ملي اول، گذاشته است. مقاومت اول، مشروعيت رهبري فرهمندانه استاد رباني و مشروعيت كاريزماتيك رهبري قهرمان ملي را با خود داشت و از منظر بين المللي كرسي دولت در ملل متحد را با خود داشت، سفير سفارت خانه ها را نيز به جز در سه كشور (سعودي - پاكستان - امارات ) تعيين مي كرد.
سوم: جبهه مقاومت ملي دوم، آن مشروعيت كاريزماتيك و بين المللي مقاومت اول را با خود ندارد، رهبري مقاومت دوم نيازمند است كه اين رهبري را كمائي كند و با راهكار هاي ديپلوماتيك و راهبردهاي نظامي قوي بدست بياورد.
چهارم: احمد مسعود ، در مذاكرات تهران با ميانجيگري جمهوري اسلامي ايران، نخستين كارنامه رهبري داهيانه و زيركانه و فرزانگي خود را به نمايش گذاشت و دستاورد هاي ملي و منطقه اي و چه بسا بين المللي را بدست آورد.
پنجم: در بعد اصلي جبهه او رياست هيئت مذاكره را به امير اسماعيل خان محول كرد، اين تصميم او ثابت ساخت كه وي تأئيدي رهبري و مردم جنوب غرب را در چارچوب رهبري جبهه مقاومت ملي با خود دارد و بزرگداشت او از اسماعيل خان، به معناي اين است كه او به خوبي آداب ديپلوماسي ملي را مي داند و او از خانواده شريف و تمدن عالي، برخاسته است.
ششم: در بعد ملي، حاضر شدن دستگاه ديپلوماسي ا- مارت تالبان براي مذاكره با هيئت جبهه مقاومت ملي، به اين معناست كه آن ها اين جبهه را به عنوان جبهه سياسي و نظامي پرقوت و تأثيرگزار به رسميت شناخته اند. در حاليكه تالبان اعلام مي كنند كه حتي در يك قريه و روستا هم مقاومت جريان ندارد.
هفتم: در بعد منطقه اي، دستاورد اين مذاكرات اين است كه جمهوري اسلامي ايران ، جبهه مقاومت ملي و رهبري آن را به رسميت شناخته است. ايران اين ميانجيگري را به مشورت روسيه و چين انجام داده است. و اين به معناي به رسميت شناسي منطقه اي جبهه مقاومت ملي در بعد سياسي و نظامي است.
هشتم: به رسميت شناسي جبهه مقاومت ملي به ايران محدود نمي ماند و دير يا زود روسيه نيز پاي ميانجيگري را پيش مي كشد كه خود تقويت به رسميت شناسي بين المللي جبهه مقاومت است .
نهم: جبهه مقاومت نيازمند يك جبهه تبليغاتي است تا اين دستاورد هاي كلان را به ملت و جهان بنماياند.
دهم: آخرين دستاورد اين است كه ايران به جبهه مقاومت ملي در حضور هر دو هيئت مذاكره وعده داده است كه حكومت تك قومي تالبان را به رسميت نمي شناسد.
اين مذاكرات نشان مي دهد كه احمد مسعود جاي پاي قهرمان ملي پاي مانده است و او ديگر يك رهبر فرزانه و واقعيت گرا و داراي اعتبار منطقه اي است. برخلاف دشمنان كه او را يك جوان بي تجربه مي دانند. من اين رهبري را به او تبريك مي گويم، و خويشتن را يكي از پيروان او مي دانم.