از آلمان و کانادا و ترکیه و آنهم با نوشتن در تویتر و فسبوک، هرکز صاحب وطن تان نخواهید شد. هزار نوشته تو، برابر یک شب سنگرداری او پسری که در کوهای هندوکش حضور فزیکی دارد، ارزش ندارد.
نویسنده: بهار بخارایی
- تاجیکها پس از فرمانده احمدشاه مسعود، بدون رهبر شدند. رهبران بیست سال پسین این قوم در خراسان؛ نادانها، شکمپرورها، مافیاها، کمسوادها، بیهدفها، دزدها و معاملهگرها بودند.
- نسل جوان تاجیک، پُر توقع و کمکاره به بار آمدند. زیاد نقد میکنند، کمتر عمل مینمایند. این نسل نظارهگر اوضاع بودند و هیچ حرکت جمعی، سازمانیافته و هدفمند را برای بقای خویش، راه اندازی نکردند. تمام کارهای نمایشی و پروژهیی را انجام میدادند، نه عملی و مشترک. یعنی در برابر دشمن، نتواستند درست عمل نمایند.
- گرایدن نسل جوان تاجیک به افراطیت و اسلامگرایی خشن نیز یکی از عوامل شکست این نسل گردید. این برنامه از سوی استخابارت کشورهای بیرونی و نیروهای ضد فارسیزبانها و ترکزبانها بهشکل سازمان یافته در مناطق تاجیک و اوزبک نشین تطبیق میشد. حزب التحریر، جمعیت اصلاح و دهها حزب و گروه دیگر افراطی در میان جوانان تاجیک تبلیغ ایجاد حکومت اسلامی را داشتند و دولت قبلی که برای اقوام غیر پشتون خیلی خوب بود را کفری میدانستند. شکست جمهوریت، شکست اقوام غیر پشتون بود. یعنی افراطیت مذهبی یکی از عوامل انداختن نسل تاجیک در دامن ملیشههای خلیلزاد بود.
- بیست سال گذشته، جنگ میان مدنیت و بدویت بود. در این جنگ، بدوییها بیشتر مدارس دینی را مرکز ترویج تفکر خویش قرار دادند و حتی به دانشگاهها رخنه نمودند؛ اما مدنیها که بیشتر جوانان تاجیک و هزاره بودند، رسانهها، شبکههای اجتماعی و کافهها را ابزار جنگی خویش در برابر بدوییها انتخاب نموده بودند. یعنی مدنیها در فضای مجازی جنگ میکردند؛ ولی بدوییها در فضای عینی به مصاف دشمن میرفتند. معلومدار که در این جنگ، کسانی پیروز شدند که عملاً در میدان حضور داشتند. به مانند فعلا که تعداد زیادی از جوانان تاجیک در فضای مجازی طرح حکومت بعدی و تقسیم قدرت محلهیی را میریزند، در حالی که دشمن عملا با تفنگ همه چیزشان را گرفته و در میدان حضور دارد.
- نسل جوان تاجیک را گروههای مشخص استخباراتی و اتاق فکر پشتون به محلهگرایی تشویق کردند. این محلهگرایی یک آفت جدی ازهمپاشی نسل جوان تاجیک در بیست سال گذشته محسوب میشد که با تآسف هنوزهم سر عقل نیامده و بعضیهایشان در همان اندیشهی پخش شده از سوی بیگانهگان، روان هستند. محلهگرایی باعث شد که این نسل نتوانند به یک اجماع سیاسی دست پیدا کنند و در برابر دشمنان خویش با تمام ابزارها و قوت ایستادهگی نمایند. مثلا: اکنون ۹۰ درصد قدرت متعلق به قندهار است؛ اما یک پشاتین انتقاد نمیکند؛ اونها تنها قدرت قومی را میخواهند، نه محلهیی را. پشاتین به محور غیر پشتون جمع میشوند ولی تاجیکها به محور استان، شهرستان و روستا. این آفت کلان برای تاجیکها هنوزهم باقی ماندهاست.
اگر چنین پیش برود، امیدی برای آینده هم وجود نخواهد داشت. مثلا: اکنون میدان مبارزه باز است. هرکسی که در میدان حضور دارد، آینده را او رقم خواهد زد. از آلمان و کانادا و ترکیه و آنهم با نوشتن در تویتر و فسبوک، هرکز صاحب وطن تان نخواهید شد. بجای نوشتنهای کودکانه، پول را به نیروهای مقاومت روان کنید که بجنگند و برای شما وطن تان را آزاد سازند. هزار نوشته تو، برابر یک شب سنگرداری او پسری که در کوهای هندوکش حضور فزیکی دارد، ارزش ندارد. از گذشته پند بگیرید و در میدان حضور داشته باشید.
بهترین راه این است که به محور احمد مسعود جمع شوید. برای نیروهای مقاومت ملی لابیگری کنید، پول و امکانات روان کنید، تشویق به اتحاد نماید و عملا حضور خود را نشان بدهید.
با حرمت
اپهی شما
بهاره بخارایی