خبر روز

در پی زلزله‌های شدید ولایت هرات حدود ۲ هزار و ۵۰۰ نفر جان‌های خود را از دست داده ، بیش از ۳ هزار نفر دیگر زخمی شده اند. برخی دهات در شهرستان زنده‌جان کاملاً تخریب شده، سازمان ملل تعداد منازل تخریب‌شده را بیش از ۳۳۳۰ حساب کرده ، ۲۷۳۱ خانه دیگر نیز جداً ضرر دیده اند.

نویسنده: رستم روشن‌گر ، تحلیل‌گر، مخصوص برای “سانی‌گر ”

آنچه من در تصاویر ویرانه‌های زلزله هرات می‌بینم سه چیز است:

۱-توسعه‌نیافتگی اقتصادی. خانه‌های گلی، بی‌بنیاد و غیرمعیاری، مردمانی ژولیده و ژنده‌پوش و روستاهای دورافتاده و فاقد ابتدایی‌ترین امکانات زندگی.

۲-توسعه‌نیافتگی فرهنگی-تمدنی. من در هیچ تصویری نشانه‌هایی از توسعه فرهنگی-تمدنی را ندیدم. شاید تشخیص توسعه‌نیافتگی فرهنگی-تمدنی جای سوال داشته باشد و هر که از دید خود تعریفی از این نوع توسعه‌نیافتگی داشته باشند. اما اشاره من به گفتار بازماندگان حادثه است. در صحبت‌های اکثر آنان می‌توان توسعه‌نیافتگی فرهنگی را مشاهده کرد. آنان اکثرا بلا و حادثه را کار خدا و نتیجه معصیت خود می‌دانند و تصوری‌که از زندگی و حادثه دارند، تصور انسان پیشامدرن است. هیچ کدام آنان به دولت منحیث مقصر این حادثه و پیامدهای آن اشاره نمی‌کنند و سازمان‌نیافته‌گی زندگی خود را نیز علت پرتلقات بودن همچو حادثات نمی‌دانند.

۳-فقدان دولت. در این حادثه غیابت دولت در سه عرصه به مشاهده می‌رسد: یک، غیابت دولت در عرصه گفتمانی که همانا تعریف و تحدید حادثه و چارچوب‌بندی مشخص اولویت‌ها و اعلام واضح نیازمندی‌ها است؛ دو، غیابت دولت در عرصه عملیات نجات که در نبود ماشینری و گروه‌های چابک و متخصص نجات قابل رویت است؛ و سه، غیابت دولت در عرصه دلجویی و دلداری از بازماندگان و دادن اطمینان به کسانی که بی‌کس و بی‌سرپناه شده‌اند.

حالا این یک بحث طولانی خواهد بود که در باره رابطه علی موارد بالا بپرسیم. اینکه بی‌دولتی باعث توسعه‌نیافتگی اقتصادی و فرهنگی شده یا بر عکس. در علوم سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در این باره بحث‌های زیادی صورت گرفته است.

به نظر می‌رسد که در افغانستان بی‌دولتی عامل موثر در توسعه‌نیافتگی اقتصادی و فرهنگی است. ما نتوانستیم یک دولت مدرن و مفید و مدیر ایجاد کنیم.

معمولا پشتون‌ها مقصر این وضعیت دانسته می‌شوند. پشتون‌ها نزدیک به سه قرن است که ادعای دولت‌سازی دارند اما قادر به انجام این کار نشده‌اند. آنان اما به دیگران نیز فرصت دولت‌سازی را نمی‌دهند. نه کاه می‌خورند، نه آخور را رها می‌کنند. به دلایل زیادی ظرفیت دولت‌سازی در پشتون‌ها خیلی پایین است. آنان حرص و ولع کافی برای دولت‌داری دارند و از الزامات آن اما فقط قوه قهریه و کارگیری از خشونت عریان را در اختیار دارند.

اما آیا غیرپشتون‌ها در این زمینه تقصیری ندارند؟ به نظر من دارند. غیرپشتون‌ها با گوشه‌گیری، ترس، جبن، گریز، فقدان تفکر سیاسی معطوف به قدرت، تاریخ‌زدگی، مدنیت‌زدگی ومسایل دیگری از این قبیل، از پرداختن به مساله دولت‌سازی طفره رفته و به اصطلاح با بهانه‌های مختلف از صحنه کنار کشیده و میدان را به پشتون‌ها رها کرده‌اند. غیر پشتون‌ها به مشارکت در دولت مورد نظر پشتونها فکر می‌کنند و نه دولت مورد نظر خود شان. تازه در سطح گفتمانی نوعیت دولت مورد نظر پشتونها مورد شک و تردید قرار گرفته اما برنامه عملیاتی و نظامی مقتضی آن تا کنون در میان غیرپشتون‌ها با وضوح و جدیت مطرح نشده است. این اتفاق که نیافتد، ما صاحب دولت کارآمد نخواهیم شد. من امیددارم که مقاومت دوم در برابر حاکمیت جبار و جهولانه پشتونی در این زمینه تحولات تاریخی دولت‌ساز را پیش‌رانه خوبی باشد.


سیاست