مردمی که از واقعیت فرار میکنند و آدم را شرمنده میسازند.
نویسنده: نورالله ولیزاده، تحلیلگر ، مخصوص برای "سنگر"
پنجشنبه شب، شورای جهانی پنجشیریان، نشستی را به شکل آنلاین به منظور ارایه گزارش دو ماهه این شورا از وضعیت حقوق بشری در پنجشیر برگزار کرد که در آن شماری از«رهبران سیاسی» تاجیک و هزاره سخن رانی کردند.
«رهبران سیاسی» را در اینجا به معنای عام کلمه به کار میبرم و مراد همه کسانی است که در نقشهای سیاسی-رهبری فعال بودهاند. در این معنا مثلا عضو پارلمان یک رهبر سیاسی پنداشته میشود. این را بخاطری یادآوری کردم که از شکلگیری یک سوء فهم جلوگیری شود. چون خیلیها وقتی از رهبر سیاسی سخن به میان میآید، در ذهن شان 5 تا 10 تا از چهرههای سیاسی تاجیک تداعی میشود. خواستم بگویم که در اینجا مراد ما از رهبر سیاسی حصر معنا و مفهوم آن به چند چهره شناخته شده نیست. البته که چهرههای شناخته نیز مشمول رهبران سیاسی در معنای عام آنند.
در نشست یاد شده، محمد علم ایزدیار، معاون پیشین مجلس بزرگان افغانستان و ظاهر سالنگی، نماینده مردم پروان در مجلس نمایندگان، از چهرههای سیاسی تاجیک و محمد عارف رحمانی، عضو پارلمان و از چهرههای سیاسی هزاره سخنرانی کردند. چند شخص دیگر نیز در این نشست صحبت کردند که صحبتهای آنان بیشتر فنی بود و به مسایل سیاسی تماس نگرفتند. اما سه چهره یاد شده، از دید سیاسی و کلان به قضیه نقض حقوق بشر در پنجشیر نگاه کردند و به ایراد سخن پرداختند.
من همیشه در همچو نشستها متوجه ابعاد قومی مساله میباشم. از آنجایی که به اعتقاد من مشکل اصلی افغانستان و واقعیت تلخ عینی بحران و بنبست سیاسی کشور، قومی است، متوجه این نکته میباشم که سیاسیون در صحبتهای شان تا چه حد به این واقعیت اشاره میکنند.
متاسفانه سیاسیون تاجیک هیچگاهی شهامت ورود به بحث قومی را در نشستهای رسمی ندارند. در نشست یاد شده، من فکر میکردم که چون بخش اعظم دلایل نقض گسترده حقوق بشر در پنجشیر به عامل قومیت ربط دارد، حتمن در این مجلس سخنرانان به این موضوع اشاره صریح یا ضمنی میداشته باشند و خواهند گفت که دستکم یکی از دلایل فشار چند برابر طالبان بر پنجشیریان و نقض بیمهابای حقوق بشر در این خطه، این است که مردم این ولایت تاجیک هستند. اما دریغا که سخنرانان محترم هیچ اشارهای به این موضوع نکردند.
من در آن نشست از گرداننده وقت خواستم تا انتقاد خود از تماس نگرفتن به مسایل قومی را مطرح کنم اما انترنت مشکل پیدا کرد و چند بار قطع و وصل شد و در نتیجه فرصتی ابراز نظرم از دست رفت. به همین دلیل خواستم اینجا بنویسم. مثل همیشه بعد از فارغ شدن از آن جلسه عمیقاً به این فکر میکنم که چرا سیاسیون تاجیک از اصل قصه طفره میروند و شهامت طرح مساله اصلی را در خود پرورش نمیدهند. من به قطع باور دارم که سیاسیون تاجیک میدانند که مشکل اصلی قومی است؛ اما از طرح آن امتناع میورزند. یعنی این گونه نیست که سیاسیون تاجیک ندانند که اصل قصه قومی است. یعنی مشکل در طرح مسأله است.
اگر منفعتاندیشی شخصی را به عنوان یک دلیل عمده در طرح نکردن مساله قومی کنار بگذاریم، به نظر من، سه تا دلیل به امتناع سیاسیون تاجیک از مساله قومی میتوان بر شمرد: یکی، آنان اکثراً به این باور اند که طرح این مساله، باعث کسر شأن است؛ دوم، آنان هنوز باور دارند که طرح مساله قومی، وحدت ملی را خدشهدار میکند؛ سوم، آنان فکر میکنند که طرح مسأله قومی از نظر دینی گناه است.
اما دلایل امتناع هرچه باشد، نفس امتناع به اعتقاد من موجب سلب صلاحیت رهبری سیاسی عالی جنابان بر جامعه تاجیک است. سیاستمداری که به هر دلیلی، شهامت طرح اصلیترین مشکل قوم خود را نداشته باشد، اخلاقاً نباید دعوای رهبری را در جامعه خود داشته باشد.
در اینجا میتوان گفت که ما با سوءفهم عالیجنابان از مفهوم اخلاق و اخلاقیت مواجه هستیم. آنان هنوز مرزهای اخلاقی، حقوقی و سیاسی را به درستی تشخیص نداده و بنابراین میتوان آنان را سیاسیون تصادفی عنوان داد. کسانی که نه براساس فهم و درک و تعهد عمیق به مردم شان، بلکه به دلایل دیگری از جمله مناسبات فساداندود و تعریف ناشده اجتماعی بالا آمده و در سکان نمایندگیهای سیاسی یک مردم جلوس فرمودهاند. این آفت بزرگی به جامعه تاجیکان و به خصوص جامعه سیاسی این قوم است.
اما آنسوتر، محمد عارف رحمانی، سیاسمتدار هزاره، با شهامت و به گونه صریح مساله قومی را مطرح میکند و در سخنانش بار بار از هزاره و تاجیک و حقوق پامال شده آنان در نتیجه سیاستهای تبعیضآمیز قومی ریشهدار گروه قومی حاکم سخن میگوید. در سخنان او، شجاعت، تعهد به منافع مردمش، صداقت و آیندهنگری ژرف و استراتیژیک نهفته است. سخن او ربط وثیق به شرایط عینی جامعه دارد و به دل مینشینید و بیداری و انگیزه مبارزه خلق میکند. برخلاف او، در صحبت سیاسیون تاجیک حرف تازهای پیدا نمیکنید، شجاعت و تعهدی پیدا نمیکنید؛ شور و انیگزهای پیدا نمیکنید. در مقام مقایسه در این جلسه بین سیاسیون تاجیک و هزاره، میتوان گفت که عرق شرم بر جبین آدم جاری میشود.
قوم و تباری که فرهنگیانش دعوای تاریخ و تمدن باشکوه دارند و بخشی از فرزندانش تفنگ مبارزه در برابر استبداد قومی را به شانه دارند و هزاران جوان برومند دیگرش در زندانهای رژیم حاکم به جرم تعلقش به تبار تاجیک زیر شکنجه است و گزارش ارایه شده در این مجلس نیز حاکی از آن است که 8 تاجیک پنجشیری به شکل فجیع به قتل رسیدهاند، سیاسیونش وقتی سخن میگویند، احساس یأس و ناامیدی شدید شما را فرا میگیرد. حرف تازه و روشنگر در صحبتهای شان پیدا نمیکنید و شما را به لحاظ ذهنی به دوره جمهوریت پر از خبط و خطای سیاسیون تاجیک پرتاب میکند.