آنانی که می گویند، مردم ازجنگ خسته شده و افغانستان دیگر به جنگ نیازندارد، اشتباه می نمایند. افغانستان امروز بیشتر از هر زمان دیگر به جنگ عادلانه و دادخواهانه نیازمند است.
نویسنده: اسماعیل فروغی، تحلیلگر (آلمان)
افغانستان هیچ گاهی به اندازه ی امروز به مصیبت مبتلا نبوده است. اوج وحشتی که امروز طالبان در افغانستان برپا کرده اند، در تاریخ بی مانند است. این اوج وحشت، گروهی یا قوم خاصی را صدمه نمی زند؛ بلکه ملتی را بسوی نابودی سوق می دهد. طالبان با بی رحمی تمام می خواهند افغانستان را درقرن ۲۱ به سرزمین ارواح و به یک گورستان تمام عیار مبدل سازند ــ گورستانی برای تمام باشنده گان آن. طالبان می خواهند به دستور حامیان شان ملت مارا از هنر وفرهنگ و از قانون و تمدن انسانی بیگانه کرده، زنان را که نیم پیکر اجتماع استند، ازجامعه ی ما حذف نمایند.
نسل کشی ها، کوچ دادن های اجباری و اخیراً شلاق زنی ها، قصاص و تیرباران کردن زن و مرد در ملای عام و باز منع کامل ورود دختران دانش آموز به دانشگاه ها و منع کار زنان در تمام موسسات غیردولتی داخلی و بین المللی؛ همه مصداق های روشن جنایت علیه بشریت است. تمام این اقدامات شنیع، مردم ما را جاهل تر، خوارتر و ذلیل تراز پیش به جهان معرفی کرده، افغانستان را بد نام تر و بیچاره تر از پیش خواهدکرد.
در این جای شک نیست که امریکاییان و همدستان اروپایی، آسترالیایی و کانادایی شان که در ایجاد این وضعیت اسفبار در افغانستان مقصران اصلی استند، هر باری - هر فرمانِ خشن و ضدبشری طالبان را تقبیح می کنند - اما فقط تقبیح؛ نه آنکه به اقدامی قاطع علیه آنان بپردازند. این تحویل دهنده گان قدرت به طالبان، با بی تفاوتی و بی پروایی تمام، انواع فجایع انسانی طالبان را - نظاره می کنند و بجای اقدامات قاطع علیه طالبان، هفته وار چهل میلیون دالر به بانک های آنان واریز می نمایند.
طوری که معلوم است، امریکاییان می خواهند بار دیگر افغانستان را به میدان تاخت و تازِ جاهل ترین گروه تندرو اسلامی درآورده و از آن برای ایجاد مزاحمت به حریفان ایرانی، چینایی و روسی شان استفاده نمایند. آنان تحکیم نظام تروریستی - دینی در افعانستان را بهترین ابزار دست یافتن به این منظور می پندارند. اما آیا آنان به این اهداف شوم شان دست خواهند یافت؟
آیا مردم افغانستان تاابد آنان را تحمل خواهند کرد؟ آیا خلق های تحت ستم هرگز نمی خواهند از آبرو و عزت خویش پاسداری نمایند؟ آیا جوانان ما باز هم دست زیر الاشه نشسته، همچنان شاهد جنایات حکومت تک قومی و تک جنسیتی طالبان بوده، نظاره گر ناله های خواهران و مادران شان خواهند ماند؟ آیا بالاخره تمام مردم ـ تمام مردان و زنان در پهلوی خواهران و دختران شجاع شان نخواهند ایستاد؟
واقعیت ها نشان می دهد که جان به لبِ مردم - بخصوص جان به لب جوانان ما رسیده است. جوانان ما اکنون برای دفاع از عزت و ناموس خویش و برای نجات وطن از اسارت تروریستان به جز بپا خاستن، جنگ و رستاخیزعمومی علیه دجال های طالب، راه دیگری نمی بینند.
جوانان وطن و همه ی مردم، آرام آرام به این نتیجه و باوررسیده اند که به پا خاستن و جنگیدن علیه تروریستان - ( از جنگ چریکی تا جبهه ای و ازمبارزات فرهنگی و تبلیغاتی تا برپایی اجتماعات و تظاهرات گونه گون)؛ تنها راه نجات وطن از ظلم و ظلمت طالبانیست. آنانی که می گویند، مردم ازجنگ خسته شده و افغانستان دیگر به جنگ نیازندارد، اشتباه می نمایند. افغانستان امروز بیشتر از هر زمان دیگر به جنگ عادلانه و دادخواهانه نیازمند است. مردم پرخاشگر و جان به لب رسیده ی افغانستان حالا بیشتراز هر زمان دیگر به یک سازمان منسجم انقلابی و یک جبهه ی متحد آزادیبخش نیازمند است. افغانستان باید به آزادی از دست رفته اش دوباره دست بیابد.
ایجاد دسته ها و گروه های مخفی و علنی آزادیبخش علیه طالبان، مبارزات فردی و جمعی فرهنگی و تبلیغاتی و اعتصابات و مظاهرات عمومی که روز تا روز در تمام ولایات افعانستان، گسترش و توسعه می یابد، بی تردید کمر طالبان زورگو و جنگ طلب را خواهد شکست. و این تنها راه نجات دوباره ی وطن از چنگ وحشت طالبانیست...