خبر روز

گفت‌وگوی تلفنی میان احمدشاه مسعود — رهبر و بنیان‌گذار مقاومت در برابر تروریزم در افغانستان — و ملاعمر، بنیان‌گذار سازمان تروریستی طالبان و خویشاوند اسامه بن لادن، رهبر «القاعده».

نویسنده: روی گوتمن، نویسندۀ کتاب How We Missed The Story، صفحات ۱۱۱–۱۱۲.

در ماههای سپتمبر، مسعود میخواهد به ملاعمر تیلفون نموده و بداند که آیا راه حل مسالمت آمیزی برای اختلاف آنها وجود دارد یا نه. او نمبر تیلفون ملاعمر را از کتابچه یاد داشت ملا-محمد غوث پیدا میکند که در مزارشریف دستگیر شده است.

جمشید سکرتر مسعود، نمبر ملاعمر را از طریق شبکه کویته زنگ زده و تیلفون وصل میشود.

مسعود به زبان پشتو میپرسد: "ملاعمر تشریف دارند؟"

دستیار ملاعمر جواب میدهد: "بلی، امیر تشریف دارند."

مسعود با زبان کاملا دپلوماتیک ا ز ملاعمر میخواهد که "لطفا بیائید یکجا مسئله افغانستان را حل کنیم."

ملاعمر میپرسد که مسعود، چه راه حلی را پیشنهاد میکند. مسعود آتش بس، اداره موقت، یک لویه جرگه یا مجمع نمایندگان مردم و انتخابات آزاد را پیشنهاد میکند.

ملاعمر نظر به گفتۀ جمشید، دراول "احساساتی و هیجانی" میشود، اما بعدا میخواهد که برایش وقت داده شود تا در بارۀ آن فکر نموده و "آنرا در مکالمۀ بعدی فیصله نماید."

مسعود ساعت 9 صبح روز بعد تیلفون میکند. مود (مزاج) ملاعمر تغیرخورده است. ملاعمر میگوید: "ما به کمک شما ضرورت داریم."

مسعود می پرسد: "چه کمکی؟".

ملاعمر میگوید: "ببین، شما یک مجاهد هستید، شما از دیگران فرق دارید. شما فاسد نیستید. اما شما به یک مانع در برابر امارت اسلامی تبدیل شده اید. این کار را نکنید. شما میتوانید یک نقش عمده در تاجیکستان داشته باشید. تاجیکها شما را دوست دارند. شما میتوانید امارت اسلامی را تا تاجیکستان توسعه دهید."

مسعود پاسخ میدهد: "ما در بارۀ افغانستان گپ میزنیم. در افغانستان جنگ جریان داشته و مردم در آتش آن میسوزند. این راه توقف و خاموش ساختن آن نیست. این یگانه چیزی است که ما میخواهیم."

ملاعمر میگوید که: "افغانستان باید یک ارتش واحد داشته باشد. چون ممکن نیست گروپهای مسلح در نقاط مختلف وجود داشته باشد."

مسعود میگوید: "تا زمانیکه یک راه حلی بوجود نیاید که تمام مردم آنرا بپذیرند، جنگ ادامه خواهد داشت."

گفتگو داغ میشود. ملاعمر میگوید: "ما قدرت داریم. ما اکثریت مردم را داریم. ما میتوانیم باقیمانده کشور را در یک شب یا یک روز بگیریم. سلاح خود را به زمین بگذار و تسلیم شو!"

از دست دادن مزار بطور واضح در ذهنش مشاهده میشود. او میگوید: "من این چهارهزار طا-لب را از دست دادم تا به کسی اجازه ندهم که در کوچه ها در بارۀ این کشور تصمیم بگیرند."

ملاعمر میگوید: "طالبان امارت خود را میخواهند. ما این قربانیها را بخاطر امارت داده ایم و برای انجام آن بازهم ادامه خواهیم داد."

مکالمه به پایان نزدیک میشود.

ملاعمر با این سخنان خداحافظی میکند: "اگر مسعود نمیخواهد همکاری کند، او میتواند کشور را ترک گوید. تاجیکها به تاجیکستان، ازبیکها به ازبیکستان و هزاره ها به ایران بروند. ما افغان هستیم و این سرزمین از ماست!"


سیاست

مقاومت دوم

23-بهمن-1404 By admin

تاجیک‌ها "صرفاً یک هویت…

چرا انکار هویت تباری تاجیکان، یک اد