خبر روز

حتی پشتونوالی طالبان را نجات نخواهد داد.

نویسنده: عبدالناصر نورزاد، تحلیلگر

شبکه حقانی، گروه ملایعقوب و دفتر قطر و گروهی به رهبری ملاهیبت الله، سه ضلع اصلی نبرد برای قدرت و ثروت در درون رژیم طالبان استند.
در کنار آن تعبیض در برابر تاجیک ها، ازبیک ها و هزاره های که در میان طالبان استند، هرروز بیشتر محسوس است. تا حال آنچه شنیده می شد در سطح افوا و شایعات می گنجید، اما حال با اظهارات علنی سران طالبان، دیگر اختلاف و تقابل میان طالبان یک امر غیر قابل انکار است.

سطح این اختلافات بسیار بلند و میزان تقابل میان طالبان تنها منحصر به مسئله قدرت و ثروت نیست. دعواهای درونی طالبان، البته محدود به اختلافات فکری نیست و به تفاوت‌های نژادی و قومی هم مربوط می‌شود. بسیار تحلیل های وجود دارد که نشان می دهد طالبان، دچار از هم گسستگی ایدیولوژیک شده اند و این مسئله اختلاف و تقابل میان آنها در واقع، گمرنگی ماهیت ایدیولوژیک این گروه را نشان میدهد. مرز میان پشتون ها و قبایل مختلف آن، تاجیک و ازبیک ها و حتی هزاره های که در صفوف طالبان جای داشتند، میزان این تقابل و تصادم را در میان طالبان به سطح قابل ملاحظه ی بلند برده است. حتی احتمال یک درگیری خودی میان طالبان در بسیاری مواقع محسوس است. باید این اختلافات را جدی گرفت. زیرا این اختلافات تا حدی پیش رفته است که برخی آنها را فرصت‌هایی برای داعش جهت جلب نیرو از میان طالبان دیده‌اند؛ اما گزارش‌های دیگری نشان می‌دهد، مقامات ارشد و زیرگروه‌های طالبان تنها کسانی نیستند که در روند اداره کشور دچار مسئله شده‌اند. در میان در تشدید این اختلافات، دست های بیرونی همانند شکل دهی جنبش طالبان نیز، شامل است. من قصد دارم چند احتمال را در صورت تداوم این اختلافات برجسته ساخته و تصویر ناشی از به وقوع پیوستن آن را، مختصرا بنویسم.

اول - سه ضلع اصلی قدرت در درون طالبان که عبارت اند از شبکه حقانی، گروه قطر- ملا یعقوب و گروه ملا هیبت الله رهبر طالبان است، در یک تصادم دایمی قرار گرفته اند. هر سه گروه بر سر تصاحب قدرت، ثروت و تعامل با دنیا اختلاف های جدی دارند. هرچند طالبان از ظاهر شدن این اختلاف ها نگرانی دارند اما این اختلافات حالا همگانی شده و رده های بالایی و صفوف طالبان را فرا گرفته است. در این میان جریان ملا هیبت الله رهبر طالبان، قوی تر عمل کرده و سکان قدرت را در دست دارد. دو بخش دیگر مانند حقانی ها و گروه قطر، در رده های دوم و سوم، قرار دارند. حقانی ها جنگجویان بیشتر دارند و گروه قطر سیاسی تر عمل میکند؛

دوم - تمایل هرگروه بر سر تعامل با دنیای بیرون، متفاوت است.نسل پیر طالبان مانند گذشته عمل میکند و ایدیولوژیک تر برخورد دارد. اما نسل جوان که شامل حقانی ها و گروه قطر است، خواستار نرمش و تعامل با بیرون است و ملایم تر عمل می کند. نسل جوان طالبان که شامل حقانی ها و گروه قطر می شود، با حفظ قدرت و ساختار تک قومی آن، خواستار بقای رژیم است و ایدیولوژی را کنار گذاشته است. این گروه تعامل با امریکا و متحدانش را برای بقای طالبان در قدرت، حتمی می داند و تلاش دارد تا وارد تعامل با امریکا و متحدانش شود؛

سوم - گروه حقانی همزمانی که خواستار تعامل با امریکا و متحدانش است، با القاعده و گروه های تروریستی مانند جنبش اسلامی ترکستان شرقی، انصار الله تاجیکستان و جنبش اسلامی ازبیکستان، همنوایی دارد و از قوت آنها در مبارزه و مقابله با سایر گروه های طالبان استفاده می برد. اما گروه قطر پی برده که باید با امریکا وارد تعامل شود. اگر با امریکا تعامل نکند، دیر یا زود حقانی ویا گروه قندهار آن را از صحنه سیاسی می بردارند. داعش نیز از میان شبکه حقانی سر بلند کرده است و به یک قدرت مبدل می شود. این موضوع گروه قطر و قندهار را در یک جبهه سومی قرار میدهد که به شدت قابل نگرانی است. جریان قندهار به رهبری هیبت الله رهبر طالبان با خشونت و شدت بیشتر عمل میکند و هرگونه مخالفت را در میان طالبان سرکوب می کند. به همین دلیل بیشتر قدرت هم در دست گروه قندهار است. گروه ملا یعقوب وزیر دفاع طالبان و گروه قطر به رهبری ملا برادر، خواستار تعامل سازنده با دنیا استند تا هم رژیم طالبان بقا بیاورد و تداوم پیدا کند و هم آن ها از خطر اضمحلال سیاسی، کنار بمانند. ممکن در آینده ها این اختلافات باعث کودتای درونی در میان طالبان شود و یاهم گروه قطر و ملایعقوب با جریان های مخالف طالبان، تفاهم کرده و حکومت مشترک تشکیل دهند؛

چهارم - عملکرد خشن و توام با خشونت گروه قندهار به رهبری ملاهیبت الله باعث شده تا گروه قطر و ملایعقوب از نحوۀ تقسیم قدرت و ثروت، امکانات و تجهیزات نظامی بجا مانده از حکومت پشیین، قاچاق مواد مخدر و سیاست های تندروانه ملاهیبت الله انتقاد کنند و به انزوا بروند. این نارضایتی در این روز ها بیشتر شده و موجب شده تا در صفوف طالبان، تغییراتی بیاید. بیشتر تلاش شده تا گروه های قطری و ملایعقوب در تعاملات قدرت و ساخت نظام طالبانی، کنار زده شوند و افراد وفادار به رهبر بی نام و نشان طالبان، سپرده شود؛

پنجم - طالبان کم کم از یک تشکل و ساختار قوی ایدیولوژیک بیرون شده و به یک گروه منقطب و انشعابی مبدل می شوند. ساختار های که یک طیف آن را عملگرا ها و طرف دیگر را ایدیولوژیک های اصول گرا شکل می دهند. این طرز برداشت حکومت کردن در میان طالبان باعث شده تا حجم اختلافات در میان گروه بیشتر شود و وحدت فکری و ایدیولوژیک آن ها از بین برود. در حال حاضر تصور عام این است که این گروه یک پارچه عمل می کند، در حالیکه در درون این گروه، شکاف های عمیقی ایجاد شده که می تواند باعث اضمحلال این گروه در اینده شود. در این صورت حتی ساختار به شدت قومی و تنگ نظرانه پشتوان والی نیز مانع فروریخت گروه طالبان نخواهد شد.

ششم - اختلافات میان طالبان، چهار احتمال به همراه خواهد داشت:

اول - کودتای درونی از طرف یک ضلع درگیر در میان طالبان که مانند گروه قطر و ملایعقوب، شبکه حقانی و گروه قندهاری ها به رهبری هیبت الله باشد. معلوم می شود که این احتمال کم کم تحقق یافته و امکان تحقق آن بیشتر می شود. خطر تصادم هر لحظه محسوس است و قدرت سیاسی طالبان، کماکان در معرض فروپاشی و فروریخت قرار می گیرد؛

دوم - در نتیجه اختلافات روز افزون در میان طالبان، داعش از درون آن بیرون شده و به یک قطب قدرت در شمال افغانستان مبدل خواهد شد. در این صورت، کار و ساحه عملکرد برای طالبان، دشوار خواهد بود. جنگ شدت بیشتری پیدا خواهد کرد و چالش های طالبان در امر حکومت داری بیشتر خواهد بود. امنیت به کلی مختل می شود و مداخله بیرونی بیشتر خواهدشد. این کار میدان افغانستان را دچار انقسام بیشتر در نحوه بازی گر و کنش گری خواهد ساخت. وضعیت بازی پیچیده شده و به یک قضیه چند عاملی مبدل خواهد شد؛

سوم- تقسیم اراضی در میان طالبان و تشکیل جداگانه ساختار های قدرت در میان این گروه، یک امر حتمی و غیر قابل انکار است. به این ترتیب داعش ضلع سومی و گروه های مقاومت ضد طالبان، ضلع چهارمی خواهد بود. جغرافیای افغانستان به چند دسته تقسیم خواهد شد؛

چهارم- با بلند رفتن میزان رقابت در میان طالبان، هر شاخته این گروه بیشتر تلاش خواهد کرد تا منابع بیشتر قدرت وثروت را در اختیار گیرد. این درگیری باعث می شود تا امنیت کل منطقه مختل شود و سایر گروه های تروریستی از این وضعیت به نفع خودشان و اجرای عملیات های تروریستی فرامرزی افغانستان، استفاده کنند.


سیاست

مقاومت دوم

05-مهر-1404 By admin

«ما نباید تسلیم فراموشی…

چرا توجه جامعه جهانی به افغانستان ک