خبر روز

چرا معمار فاجعه افغانستان وکیل مدافع طالبان شد؟

نویسنده: علی احمد بابک، "بازگشت"

در هفته‌های اخیر، زلمی خلیل‌زاد دیپلمات پشتون‌تبار و نماینده پیشین امریکا در امور افغانستان – با انتشار متنی درباره قطع‌نامه مجمع عمومی سازمان ملل، بار دیگر تلاش کرد خود را در جایگاه یک دل‌سوز ظاهر کرده و بحران افغانستان را به گردن دیگران بیندازد. اما آیا می‌توان نقش محوری و ویران‌گر او را در تحویل افغانستان به طالبان، پشت فریادهای پر زرق و برق امروزش پنهان کرد؟ نه. حقیقت این است که زلمی خلیل‌زاد نه‌تنها یکی از معماران اصلی فاجعه‌ی افغانستان است، بل‌که امروز نیز با تمام قوا در خدمت مشروعیت‌بخشی به طالبان قرار دارد. او، برخلاف شعارهای حقوق بشری‌اش، در عمل شریک و نماینده‌ی گروهی است که نظام آموزش دختران را نابود کرده، رسانه‌ها را خاموش ساخته و میلیون‌ها شهروند افغانستان را به فقر، فرار و سکوت واداشته است.

نقش خلیل‌زاد در نشست دوحه (۲۰۱۸–۲۰۲۰) را نمی‌توان دست‌کم گرفت. این مذاکرات که با محوریت خروج آمریکا از افغانستان و توافق با طالبان انجام شد، نه تنها دولت جمهوری اسلامی افغانستان را به حاشیه راند، بلکه عملاً طالبان را به‌عنوان یک طرف رسمی و مشروع معرفی کرد، بی‌آن‌که آن‌ها دست از خشونت بردارند یا حتی به انتخابات یا حقوق بشر متعهد شوند.

خلیل‌زاد با بستن چشمان خود بر واقعیات تلخ افغانستان، همان گروهی را تقویت کرد که با بمب، ترور، و فشار ایدئولوژیک دهه‌ها مردم افغانستان را به گروگان گرفته بودند. او از طریق توافق دوحه، چارچوب سقوط کابل را به‌دست طالبان، بی‌هیچ جنگ واقعی، رقم زد و راه را برای فروپاشی نظام سیاسی و ارتش افغانستان باز کرد.

امروز، خلیل‌زاد در حالی از ضعف حقوق بشری کشورهایی مانند ایران و پاکستان حرف می‌زند، که خود مشوق و پشتیبان گروهی‌ست که آموزش دختران را ممنوع کرده، حقوق زنان را سلب نموده، و سیاست سرکوب و حذف مخالفان را با شدت دنبال می‌کند. او از افغانستان سخن می‌گوید اما از خود نمی‌پرسد که چرا افغانستان به این نقطه رسید؟ او نمی‌گوید که پروژه خودش، چطور نظام را نابود کرد، نهادهای مدنی را بی‌اعتبار ساخت و مردم را در برابر افراط‌گرایان بی‌دفاع گذاشت.

در واقع، خلیل‌زاد امروز نیز می‌کوشد تا با فشارهای رسانه‌ای و سیاسی، زمینه به رسمیت شناختن طالبان را فراهم آورد گویا هیچ‌گاه نه هزاران زن قربانی سیاست‌های زن‌ستیزانه این گروه وجود داشته‌اند، نه رسانه‌های خاموش‌شده و نه نسل‌های بی‌مکتب و دانشگاه.

این سیاست‌مدار کارکشته خاین هم به امریکا و هم به افغانستان، همواره در موقف لابی و داعیه با طالبان رفتار کرده است. چرا؟ زیرا جایگاه کنونی خود را به‌عنوان تحلیل‌گر، واسطه، مشاور و کارشناس مرهون همان مناسبات پشت‌پرده‌ای است که طالبان را در قدرت نگه داشته است. او اکنون به یک بلندگوی غیررسمی طالبان در غرب تبدیل شده است؛ نماینده‌ای بدون عنوان رسمی، اما با نقش فعال در رسانه‌ها، نشست‌های پشت‌پرده، و شکل‌دهی به افکار عمومی بین‌المللی درباره ثبات طالبان دست و آستین بر زده است

در واقع، خلیل‌زاد اکنون به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی خود بخشی از ساختار طالبان است؛ از آنان دفاع می‌کند، خواسته‌هایشان را توجیه می‌نماید، و فاجعه‌هایشان را با حمله به سایر کشورها پنهان می‌سازد.

شاید هیچ عبارتی بهتر از “گرگ پیر در لباس میش” نتواند چهره واقعی خلیل‌زاد را توصیف کند. او که زمانی امید بخشی از نخبگان افغانستان برای میانجی‌گری و تعامل جهانی بود، امروز به عامل اصلی تثبیت واپس‌گرایی در افغانستان بدل شده است.

خلیل‌زاد خیانت به خون هزاران نظامی و غیرنظامی که برای دفاع از جمهوریت ایستادند کرد و به میلیون‌ها زن و دختری که اکنون از تحصیل، کار و زندگی محروم‌اند. و به دهه‌ها تلاش جامعه جهانی برای ساختن افغانستانی آزاد، با صدای همه اقوام و شهروندان.

اکنون زمان آن فرارسیده است که نخبگان افغانستان، جامعه مدنی، رسانه‌ها و مهاجرین افغانستان در سراسر جهان، روایت‌های مسموم و فریبکارانه‌ای مانند نوشته اخیر خلیل‌زاد را افشا کنند. او سخن از عدالت و فقر می‌گوید، در حالی که خود، شریک فعال فقر، بی‌عدالتی و استبداد در افغانستان بوده است.

هرگونه به رسمیت شناختن طالبان، خیانتی دیگر به ملت افغانستان خواهد بود؛ و هر تریبون و پلتفرمی که در اختیار خلیل‌زاد قرار گیرد، یک گام دیگر در مسیر تحریف تاریخ است.


سیاست

مقاومت دوم

05-مهر-1404 By admin

«ما نباید تسلیم فراموشی…

چرا توجه جامعه جهانی به افغانستان ک