چرا حامد کرزی به دیدار سراج‌الدین حقانی می‌رود؟

نویسنده: سمیر بدرود، تحلیل‌گر (افغانستان)

حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، به بهانه عید فطر به دیدار سراج‌الدین حقانی رفت. این دیدار نخستین دیدار آقای کرزی با حقانی نیست؛ پیش از این نیز ایشان برای فاتحه‌خوانی خلیل‌الرحمن حقانی، برادر مولوی جلال‌الدین حقانی، به خانه حقانی‌ها رفته بود.

دیدار و تلاش‌های رییس‌جمهور پیشین برای نزدیکی با حقانی‌ها، پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که ارائه پاسخ‌های احتمالی به هر یک از آن‌ها می‌تواند چشم‌انداز سیاست افغانستان را روشن‌تر سازد. نکته مهم دیگر این است که آقای کرزی پیش‌تر در یک مصاحبه تلویزیونی، به‌گونه مشخص «شبکه حقانی» را جاسوس و عُمال ISI خوانده بود.

با این حال، چرا آقای کرزی تلاش دارد تا با رابطه خود را با شبکه حقانی نزدیک سازد؟ آیا این تلاش ها نماین‌گر تمایل وی به دور زدن شبکه طالبان قندهار نیست؟

آقای کرزی سیاست‌مداری برخاسته از حوزه قندهار است. مرحوم عبدالاحد خان کرزی، پدر ایشان، از بزرگان قوم پوپل‌زایی بود که در دوره اول طالبان در کویته پاکستان به قتل رسید. گفته می‌شود که این رویداد باعث شد تا حامد کرزی راه خود را از طالبان جدا کرده و به جبهه ضد مقاومت طالبان نزدیک شود که در همین راستا وی به قلمرو تحت حاکمیت دولت اسلامی افغانستان سفر کرده و با زنده یاد احمد شاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان، دیدار کرد.

در سال ۲۰۰۱، با سقوط طالبان توسط نیروهای بین‌المللی و جبهه متحد ملی، رهبری اداره موقت به آقای کرزی سپرده شد و ایشان تا سال ۲۰۱۴ در رأس نظام جمهوریت باقی ماند. اما طی آن سال‌ها، جنگی شدید در جنوب، به‌ویژه در حوزه قندهار، جریان داشت. حوزه قندهار که مرکز قدرت طالبان بود، هیچ‌گاه کرزی را به عنوان «مشر» خود نپذیرفت. در نخستین سال‌های به قدرت رسیدن آقای کرزی، ایشان در قندهار هدف سوءقصد قرار گرفت. این رویداد در واقع نخستین و محکم‌ترین پاسخ حوزه قندهار به وی بود. پس از آن، آقای کرزی به‌ندرت و تحت تدابیر شدید امنیتی توانست به قندهار سفر کند. حوزه قندهار که بار دیگر به مرکز شورش‌گری طالبان مبدل شده بود، به آقای کرزی به‌عنوان فردی می‌نگریست که در رأس نظامی قرار دارد که از دل دشمنی با آنان برخواسته بود. هرچند آقای کرزی پس از انتخابات ۲۰۰۹ به‌گونه روزافزون به مخالفت با آمریکاییان پرداخت و تا حدی که برایش ممکن بود، متحدان سیاسی خود از حوزه مقاومت ضد طالبان را به حاشیه برد، اما هیچ‌گاه نتوانست به جایگاه «مشر» حوزه لوی قندهار قد علم کند.

در سال ۲۰۲۱، هم‌زمان با سقوط جمهوریت، آقای کرزی همراه با خانواده‌اش به خانه داکتر عبدالله عبدالله رفت. گفته می‌شود که ایشان قصد داشت به سفارت سفارت ایران در کابل پناه ببرد، اما پس از تماس با داکتر عبدالله، قانع شد که به خانه وی برود. نفس حضور آقای کرزی در خانه داکتر عبدالله در آن زمان، نشان‌دهنده عدم اطمینان وی نسبت به امنیت خود از جانب طالبان بود. در همان زمان، خلیل‌الرحمن حقانی نقش واسط میان طالبان و بازماندگان جمهوریت را ایفا کرد و نوعی تضمین امنیت جانی برای آقای کرزی و شماری دیگر از وابستگان نظام جمهوریت که در کابل باقی مانده بودند را، فراهم ساخت.

در حال حاضر، طالبان حوزه قندهار به رهبری هبت‌الله آخندزاده، بخش اصلی قدرت رژیم طالبان هستند. رژیم طالبان به رهبری حوزه قندهار، نه تنها مشروعیت داخلی حاصل نتوانست بلکه به گونه روزافزون به انزوای بین المللی کشانده شد. اخیرا، اقدامات تنبهی شدید کشور پاکستان علیه طالبان افغان و پاکستانی که با چشم پوشی جامعه جهانی و نیروهای سیاسی مخالف طالبان همراه بود، بقای رژیم طالبان را زیر سوال برده است. رابطه ارگانیک و برگشت ناپذیر رژیم طالبان با TTP موضوعی است که بازسازی رابطه کشور پاکستان با رژیم طالبان را تقریبا ناممکن ساخته است و تاریخ معاصر افغانستان به کرات ثابت ساخته است که دشمنی رژیم‌های حاکم در کابل با پاکستان در نهایت به نفع پاکستان تمام شده است. افزون بر این، رکود اقتصادی، غارت منابع طبیعی، قاچاق سلاح و مواد مخدر و سرکشی رژیم طالبان از نظم بین‌الملل- که اخیرا عنوان رژیم کروگان‌گیر را از جانب ایالات متحده دریافت کرد- موارد مهمی هستند که گویای سقوط رژیم طالبان است.

در این میان، حلقه حقانی، که نقش عمده‌ای در جنگ علیه جمهوریت داشت و پس از بازگشت طالبان به حاشیه رانده شد، در چهار سال گذشته نشانه‌هایی از خود بروز داده که حاکی از گرایش سراج‌الدین حقانی به سمت اصلاح در درون رژیم طالبان، حتی به قیمت عبور از رهبری هبت‌الله و تعامل با نیروهای مخالف طالبان است. این وضعیت در مقطعی تا حد طرح بحث کودتا علیه هبت‌الله پیش رفت. پاسخ هبت‌الله نیز محدود ساختن صلاحیت‌های سراج‌الدین حقانی در وزارت داخله و ایجاد نیروی نظامی قدرتمند و وفادار به خود در حوزه قندهار بود تا در صورت وقوع چنین سناریویی، از وی دفاع کند.

در این چارچوب، تلاش آقای کرزی برای نزدیک شدن به جریان حقانی قابل درک است. ایشان از یک‌سو نتوانست جایگاه برتر در حوزه قندهار را در حضور طالبان قندهاری به دست آورد، و از سوی دیگر، با توجه به تجربه سیاسی خود، روند زوال رژیم طالبان به رهبری هبت‌الله را برگشت‌ناپذیر می‌بیند. از همین رو، آقای کرزی تلاش دارد با حفظ و تقویت رابطه خود با حقانی‌ها، طالبان حوزه قندهار را دور زده و پس از بیش از دو دهه، شطرنج سیاسی بزرگیِ قندهار را به نفع خود رقم بزند.

با این حال، چالش‌های پیش‌روی ایشان چندبعدی است. در گام نخست، دور زدن هبت‌الله، ملا برادر، یوسف وفا، ملا یعقوب و سایر چهره‌های کلیدی برای آقای کرزی کار ساده‌ای نخواهد بود. در عین حال، عدم اعتماد بخشی از نیروهای سیاسی داخلی نسبت به ایشان و نیز میراث سیاسی منفی در روابط با غرب، بخت وی را برای احراز جایگاه برتر در حوزه قندهار و بازگشت مجدد به قدرت، با ابهام و دشواری همراه می‌سازد.


سیاست

مقاومت دوم

04-مرداد-1405 By admin

از یفتل تا زیباک؛…

مخالفان چگونه «بی‌باک» می‌شوند؟