ریشه صهیونیسم یا فاشیسم اسرائیل از کجا آب میخورد؟
نویسنده: مراد رحیم اف، تحلیلگر (چک)، مخصوص برای “سنگر”
برخی از آشنایان مؤمن من اغلب بر این واقعیت تأکید می کنند که در زندگی ما باید بیشتر از کلمات کتاب های مقدس راهنیمایی شود و کمتر به عقل خود متکی باشیم. با پیروی از توصیه آنها سعی کردم از طریق عهد عتیق (تورات) به اراده و حقیقت الهی پی ببرم. همانطور که آن را مطالعه می کردم، از اینکه در آن نگرش بیش از حد مغرضانه خدای تورات نسبت به یک ملت خاص و اینکه چگونه او دست این قوم خاص را برای ارتکاب گناهان غیرقابل تصور انسانی آزاد گذاشته است، شگفت زده شدم. در مواجهه با حقایق بی شماری از این دست در این کتاب مقدس، از خود یک سوال کاملاً بدیهی و منطقی پرسیدم: آیا خدا با این مردم صحبت کرده است؟
من میتوانم تعداد باورنکردنی مثال ها را بزنم. اما به چند مورد معروف خود را محدود میسازم.
"شما (یعنی یهودیان) ملتهایی را تصاحب خواهید کرد که بزرگتر و قویتر از شما هستند. هر جایی که پای شما برسد مال شما خواهد بود. هیچ کس نمی تواند در برابر شما بایستد" (تثنیه 11:23-25).
بدیهی است که این ایده عهد عتیق مستقیماً آگاهی یهودیان را برای مصادره جنایتکارانه اموال دیگران برنامه ریزی می کند که عواقب آن را برای مدت طولانی مشاهده می کنیم. به علاوه...
"... و به بسیاری از مردم قرض خواهی داد، اما خود قرض نخواهی گرفت و بر بسیاری از امتها حکومت خواهی کرد، اما بر تو حکومت نخواهند کرد" (تثنیه 15:6).
در اینجا استثمار تمام ملل دیگر توسط قوم "برگزیده خدا" از طریق ربا تأیید می شود که مثلاً در قرآن و عهد جدید محکوم شده است. بنابراین این سوال مطرح می شود: آیا این همان خدایی است که در تورات با یهودیان صحبت می کند؟ به علاوه...
"هیچ مردار (مرده/فاسد) را نخورید. اما آن را به بیگانهای که به دروازههای شما میآید بدهید، بگذارید بخورد یا به او بفروشید، زیرا شما قومی مقدّس برای یهوه خدای خود هستید." (تثنیه 14:21).
اجازه دهید دوباره شک کنم که آنچه در اینجا صحبت می شود همان خدایی است که قرآن، عهد جدید و بسیاری از کتاب های مقدس دیگر را برای بشریت فرستاد. خدایی که من از تمام کتابهای مقدس دیگر به جز تورات می شناسم، هرگز این گونه تمسخر غیرانسانی مردم را تشویق نمی کند، صرفاً به این دلیل که او یک "خارجی" است و علاوه بر این، از قبل در خانه شما به دیدن شما می آید! به علاوه...
"من تمام امتهایی را که شما (یعنی یهودیان) را در میان آنها پراکنده کرده ام کاملاً هلاک خواهم کرد، اما شما را هلاک نخواهم کرد" (ارمیا 30:11).
خدایی که من از تمام کتب مقدس دیگر به جز تورات می شناسم به مؤمنان واقعی خود می گوید: "از طریق شما عشق و پیام معنوی خود را به همه مردم منتقل خواهم کرد" نه مرگ و نابودی کل ملت هارا. به علاوه...
"و در شهرهای این امتها که یهوه خدایت به تو میدهد تا آنها را تصرف کنی، یک نفر را زنده نخواهی گذاشت، بلکه آنها را هلاک خواهی کرد: هیتیان و اموریان و کنعانیان و فرزییان و حویان و یبوسیان و گیرگاشیان را چنانکه خداوند خدایت به تو امر فرمودی" (تثنیه 20:16-17).
"و پس همه فرزندان ذکور را بکشید و تمام زنانی را که بر بالین مرد شوهر شناختهاند بکشید. و تمام بچه های جنس دختری را که بستر مردی را نشناخته اند، برای خودتان زنده بگذارید!" (عهد عتیق، اعداد 31:17-18).
"و یهوه خدای ما عوج، پادشاه باشان و تمامی قومش را به دست ما تسلیم کرد، و او را زدیم، به طوری، که کسی زنده نماند... و آنها را به هلاکت رساندیم، همانطور که این کار را با سیحون، پادشاه هشبون انجام دادیم و هر شهر را با مردان و زنان و کودکان نابود کردیم" (تثنیه 3: 3-6).
"و جمیع شهرها اعم از مردان و زنان و کودکان را ویران کردند و کسی را زنده نگذاشتند" (تثنیه 2:34).
"و آنها (اجداد شما) او و تمام قومش را نابود کردند، به طوری که هیچ کس زنده نماند، و آنها زمین او را تصرف کردند..." (عهد عتیق، اعداد 21:35).
همانطور که می بینید، خدای تورات در نقل قول های بالا با یهودیان به زمان گذشته صحبت می کند که چگونه در طول تاریخ به یهودیان کمک کرد تا ملت ها، کل شهرها و کشورها را به خاطر منافع مادی یهودیان نابود کردند. بدین ترتیب، کل ملل (فهرست شده در بالا و بسیاری دیگر) از روی زمین ناپدید شدند، که چیزی جز ذکری در کتاب مقدس از آنها باقی نماند.
همانطور که نوشته های خود آنها گواهی می دهد، وحشیگری بیمارگونه این "برگزیدگان خدا" در تاریخ جهان مشابهی ندارد. اگر به خاطر داشته باشید، موسی قبل از ورود به به اصطلاح "سرزمین موعود"، یوشه نون و کالب جفون را برای جاسوسی فرستاد. پس از بازگشت، یهودیان را با عبارات زیر تشویق به تسخیر کردند:
"...از مردم این سرزمین نترسید، زیرا آن برای خوردن ما خواهد بود" (اعداد 14:9).
این وحشیان در آن زمان و قبل از آن، به معنای مجازی (و شاید حتی به معنای واقعی کلمه) کل ملت ها (اموری ها، هیتی ها، پریزی ها، کنعانی ها، گرجسی ها، حوی ها، یبوسیان، موآبی ها، فلسطینی ها و غیره) را "خوردند". با این رفتارشان چه چیزی می توانستند در افراد دیگر ایجاد کنند؟ البته کینه و دشمنی و انتقام جوابی را.
و این است که چگونه آنها به طور کامل و وحشیانه ساکنان اریحا را در هنگام فتح سرزمین کنعان نابود کردند: "و همه آنچه را در شهر بود - زنان، مردان، پیر و جوان، گاو، گوسفند و خرها را را با شمشیر نابود کردند" (یوشع 6:20)، و شهر در آتش سوخت.
یوشع، همراه با "برگزیدگان" نیمهخون خود، همین جنایت را در شهر عای مرتکب شدند. او همه ساکنان را کشت - چه مرد و چه زن. پس از آن: "یوشع عای را سوزاند و تا امروز آن را به ویرانههای ابدی به صحرا تبدیل کرد. و پادشاه عای را به درختی آویخت" (عهد عتیق، یوشع 8:24-29).
سرنوشت مشابهی برای شهرهای مکد، لیبنا، لاکیش، غازر، اگلون، حبرون، داویر، حازور و غیره رخ داد (یوشع 10:28-38).
در زمان پادشاه داوود، یهودیان با سادیسم بیمارگونه، تمام جمعیت ایالت رابه عمون را، همانطور که در کتاب مقدس آنها توصیف شده، نابود کردند، مردم را زنده زیر اره ها، زیر خرمن کوب های آهنی، زیر تبرهای آهنی و در کوره ها انداختند:
"... اهالی را که در آن بودند بیرون آورد و آنها را زیر اره ها و زیر خرمن های آهنی و زیر تبرهای آهنی گذاشت و در کوره ها انداخت. این همان کاری است که او با تمام شهرهای عمونیان کرد. و پس از آن داود و تمام قوم به اورشلیم بازگشتند" (دوم سموئیل 12:31).
به اصطلاح هولوکاست ملل از اینجاست! این فاشیسم واقعی و نسل کشی مردم دیگر است! کجایند این به اصطلاح فعالان حقوق بشر و ضد فاشیست ها؟ چرا در برابر این آموزه فاشیستی و پیروان آن سکوت کرده و مبارزه نمیکنند؟
احتمالاً در مورد قربانی های انسانی توسط یهودیان شنیده اید. آیا واقعاً با این کار گناه نکردند؟ تحلیلی از نوشته های عهد عتیق می گوید - بله، گناه کردند. این واقعیت که در یهودیه و اسرائیل باستان، قربانی کردن کودک وجود داشته است، توسط برخی متون کتاب مقدس ثابت شده است. بنابراین، حزقیال در کلام خدا می نویسد:
"سپس به آنها احکام ویرانگر دادم، قوانینی که ویرانگر است. من به آنها اجازه دادم که با عطایای خود - با قربانی کردن هر نخست زاده در آتش - آلوده شوند. من این کار را کردم تا آنها را به هلاکت برسانم تا بفهمند که من خداوند هستم!" (حزقیال 20:25-26).
در ارمیا 7:31، 19:5 و 32:35 نیز به همین صورت اشاره شده است. به عنوان مثال، "...و در توفث در وادی پسران هینوم مقرّبانی ساختند تا پسران و دخترانشان را به آتش بسوزانند..." (ارمیا 7:31). "و بر تپهها مکانهایی ساختند تا بعل را بپرستند تا پسران خود را به عنوان قربانی برای او بسوزانند..." (ارمیا 19:5).
علاوه بر این، اگر حزقیال در مورد قربانی کردن اولین فرزند صحبت می کند، ارمیا به اولین فرزند محدود نمی شود. و درست همانطور که در ارمیا 32:35، برای توصیف قربانی واقعی در حزقیال 20:26، فعل העביר ("گذاشتن در آتش" یا "گذاشتن از میان آتش") استفاده میشود، یعنی کودکان سوزانده شدند، مثل گوسالهها.
همین مطلب را در کتاب خروج میتوان یافت:
"اولین میوههای خرمن و شراب خود را [برای آوردن به من] درنگ نکن. اولزاده پسرانت را به من بده. با گاو و گوسفندت همین کار را بکن. بگذار هفت روز نزد مادرشان باشند و روز هشتم آنها را به من بده. پسران اول به همراه اولزاده گاوها و گوسفندان به خداوند داده شوند." (خروج 22:29-30).
شکل دیگری از قربانی کردن فرزندان خود که در میان یهودیان وجود داشت، توسط داستان دختر یفتاح ارائه شده است (عهد عتیق، کتاب قضات 11:29-40):
قبل از جنگ با عمونیان، یفتاح نذر کرد: اگر پیروز شد، اولین چیزی را که در بازگشت به خانه با آن روبرو می شود به خداوند هدیه می دهد: "یفتاح به خداوند سوگند یاد کرد و گفت: "اگر تو عمونیان را به دست من بسپاری، و پس از بازگشت سالم از دست عمونیان، کسی که از دروازههای خانهام به استقبال من میآید به خداوند تسلیم میشود و او را به عنوان قربانی سوختنی تقدیم خواهم کرد" (عهد عتیق، کتاب قضات 11:31). هنگامی که یفتاح پیروز به خانه بازگشت، اولین کسی که روبرو می شد دختر خود او بود: "یفتاح به مصفا به خانه خود آمد و و دخترش با دف و سور به استقبال او برآمد. و او هیچ پسر و دختری جز او نداشت" (عهد عتیق، کتاب قضات 11:34).
پس از دو ماه، دختر مطیع قربانی می شود: "در پایان دو ماه، او نزد پدر خود بازگشت که مطابق عهد خود با او رفتار کرد" (عهد عتیق، کتاب قضات 11:39).
یهودیان و خدایشان به مصریان به خاطر پناه دادن به یهودیان در زمان قحطی چه پاسخ دادند؟ ؟ با قتل و دزدی: "در نیمه شب خداوند همه نخست زادگان در زمین مصر را از اولزاده فرعون تا اولزاده زندانی را که در زندان بود، کشت" (خروج 12:29).
فاشیست های یهودی هنوز این قتل های وحشیانه نوزادان را به عنوان یک عید بزرگ - عید پسح (فصح) - جشن می گیرند. یهودیان چگونه این عید پسح را جشن می گرفتند و جشن میگیرند؟ آنها در صورت امکان، اعمال خدای یهودی خود یعنی یهوه را به طور آیینی تکرار می کردند (این عقیده وجود دارد که احتمالاً هنوز هم تکرار می کنند) - آنها کودکان را می کشتند و خون آنها را می نوشیدند.
حتی در گذشته نزدیک، بسیاری از نویسندگان در مورد حقایق جنایات مربوط به قربانی کردن افراد مرتبط با شکنجه، کشتار آیینی کودکان ملل دیگر و استفاده از خون آنها نوشته اند. به عنوان مثال، بروشوری توسط خود ولادیمیر ایوانوویچ دال، دانشمند بزرگ روسی، نوشته شده است که نمی توان در دقت علمی و دقیق بودن آن تردید کرد (V.I. Dahl، "یادداشت در مورد قتل های آیینی" - "تحقیق در مورد کشتار نوزادان مسیحی توسط یهودیان و مصرف خون آنها" چاپ شده به دستور وزیر امور داخلی امپراتوری روسیه. 1844)
با توجه به حقایق شناسایی و توصیف شده، یهودیان در عید پسح، کودکان را می گرفتند، و آنها را به طرز وحشیانه ای شکنجه می کردند و از عذاب آنها لذت می بردند. سپس تمام بدن کودک را با چاقوهای مخصوص تشریفاتی سوراخ و خون او را تخلیه می کردند. پس از آن، از این خون برای مقاصد آیینی استفاده و به ویژه به ماتزه عید پسح (نان فطیر) اضافه می شد. پس از آن، اجساد مثله شده کودکان مقتول را به بیرون میانداختند.
و در اینجا نحوه رفتار خدای تورات با غیر مؤمنان و زیارتگاه های سایر ادیان دیگر مردم جهان به یهودیان می آموزد:
"... آنها را به لعنت بسپارید، با آنها اتحاد و به آنها رحم نکنید. مذبح های ایشان را ویران کنید، ستون های ایشان را بشکنید، نخلستان های ایشان را قطع کنید و تمثال خدایان ایشان را به آتش کشید" (تثنیه 7: 2-5).
"...همه جاهایی را که مردمی که آنها را تسخیر میکنید به خدایانشان خدمت میکردند، در کوههای مرتفع و تپهها و زیر هر درخت شاخهدار نابود کنید. و مذبح های ایشان را خراب کنید و ستون های ایشان را بشکنید و نخلستان های ایشان را با آتششان بسوزانید و تمثال خدایان ایشان را بشکنید و نام ایشان را از آن مکان نابود کنید” (تثنیه 12: 2-3).
"...همه ساکنان زمین را از خود بیرون و تمام تصاویر آنها را نابود کنید، و تمام بت های ریخته شده آنها را بشکنید و تمام مکان های بلند آنها را نابود کنید، و زمین را تصرف کنید و در آن ساکن شوید، زیرا من زمین را به شما برای تملک کردن داده ام"(عهد عتیق، اعداد 33:52-53).
این "سخاوت" و "حکمت" خدای تورات است: "اگر دین و فرهنگ دیگری دارند، شما حق دارید تمام دین و فرهنگ آنها را از بین ببرید و سرزمین آنها را تصرف کنید و در آنجا ساکن شوید!”
آیا این چیزی نیست که در طول تاریخ کتاب مقدس اتفاق افتاده است؟ آیا این چیزی نیست که حداقل 70 سال گذشته در سرزمین "موعود" که همه ما می شناسیم در برابر چشمان ما رخ داده است؟ و "قوم برگزیده" با وفای به چنین عهد کفرآمیز و دستورات خدای تورات چه دستاوردی داشته اند؟ روشنگری معنوی؟ عشق به خدا؟ هماهنگی درون خود و اطراف؟ صلح و رفاه؟ همانطور که عیسی مسیح گفت، بر اساس میوه های خود قضاوت کنید!
آیا به این دلیل است که عیسی مسیح هنگامی که فریسیان را (و در آن زمان فریسیان چه کسانی بودند؟ درست است - یهودیان ارتدوکس) خطاب کرد، خدای آنها را شیطان نامید؟ اگر کسی نمی داند، نقل می کنم (انجیل یوحنا 8:42-47):
"عیسی به آنها گفت: اگر خدا پدر شما بود، مرا دوست می داشتید، زیرا من از خدا بیرون آمدم و آمدم. زیرا من از خودم نیامده ام، بلکه او مرا فرستاد. چرا سخنان مرا نمی فهمید؟ زیرا نمی توانید حرف های مرا بشنوید. پدر شما شیطان است و شما میخواهید شهوات پدرتان را فراهم کنید. او از ابتدا قاتل بود و برای حقیقت ایستادگی نکرد، زیرا حقیقتی در او نیست! وقتی دروغ میگوید، به شیوه خود میگوید، زیرا او دروغگو و پدر دروغ است. اما چون من راست میگویم، شما مرا باور نمیکنید. کدام یک از شما مرا به بیعدالتی محکوم میکند؟ اگر راست میگویم، چرا مرا باور نمیکنید؟ کسی، که از جانب خداست، به سخنان خدا گوش میدهد. دلیل این که گوش نمیکنید، این است، که از جانب خدا نیستید”.
P.S. اگر پس از چنین شواهد و ثبوت تاریخی، هر کسی بر این است که باور کند خدای تورات و خدای بقیه کتب آسمانی یکتا هستند - اختیار دارد! اما من شخصا شیطان پرست نیستم که با چنین نظری موافق باشم...
با این حال، ما معتقدیم که اکثریت قوم تحصیلکرده اسرائیل و بقیه یهودیان جهان که بخشی از بشریت هستند، با چنین آموزه های زیانباری موافق نیستند و به محبت، برادری و اتحاد بین فرزندان آدم و هوا دارند. و چنین آموزه هایی فقط در خدمت کسانی است که برنامه هایی برای حکومت بر جهان دارند. اما جهان کنونی و بشریت را نمیتوان با چنین آموزههای زیانباری تسخیر کرد، برعکس، خود و مردم خود را که مستحق چنین سرنوشتی نیستند، به نابودی میبرند.




