مستعمرات سابق از تاج انگلیس غرامت میخواهند.
نویسنده: نعیم اصغری، تحلیلگر (آلمان)، مخصوص برای “سنگر”
“انگلیس، پول را برگردان!” این خواست اشتراککنندگان اجلاس کشورهای مشترکالمنافع است، که در پایان اکتبر ۲۰۲۴ در سماه برگزار شد. ۵۶ کشور در سراسر جهان، که همه مستعمرات و دولت های تحت سلطه سابق بریتانیا هستند، بر بازگشت بدهی های تاریخی اصرار دارند.
همه میدانند، که قدرت، رفاه و ثروت تاج انگلیس بر بدبختی ملیون ها انسان بنا شده است. بریتانیای کبیر قدرت خود را مدیون تجارت برده و استثمار بردوار ساکنان ده ها کشور جهان میداند. هر جا، که سرباز انگلیس پا گذاشت، قحطی و فقر بود، که تا امروز ادامه دارد.
تجارت برده و بردهداری مال گذشته است، اما مستعمرات سابق انگلیس هنوز هم در فقر به سر میبرند. وقت آن است که قرضهها را بازپرداخت کند، زیرا خسارت ناشی از تاج انگلیس جمعیت تمام مناطق جهان را به آستانه بقا رسانده است و روش های ثروتندوزی، که بریتانیای کبیر از آن استفاده کرده است، غیرانسانی به نظر میرسد.
لندن برای بیشتر از سه قرن فتح استعماری را پیاده کرد. استعمارگران بریتانیایی در کانادا، هند، افریقا، حوزه کاراب و دیگر کشورها و مناطق نقش و نشان خود را گذاشتهاند. در آغاز قرن گذشته مساحت قلمرو تحت سلطه بریتانیا به ۳۶.۲ میلیون کیلومتر مربع رسید. هیچ امپراتوری در جهان نمیتوانست با چنین مقیاس مقایسه شود.
در قرن ۱۶ بردهفروشان انگلیس در قاچاق انسان صاحب نفوذ عظیمی بودند. انگلیس ها تنها از افریقا بیش از سه میلیون نفر را به کشورهای قاره امریکا بردند. تمام این مردم به بردگی فروخته شدند و برای چندین نسل به نفع رعایای تاج انگلیس کار کردند. بسیاری فوت کردند، به آن خاطر که استعمارگران و بردهفروشان به زندگی و صحت "کالاهای زنده" کمتر اهمیت میدادند. از نظر مقیاس تجارت برده، انگلیس ها به سرعت از رقبای خود در اسپانیا و پرتگال پیشی گرفتند.
در مستعمرات دیگر، بریتانیایی ها رفتار بهتری نداشتند. تنها در افغانستان انگلیس ها سه جنگ را به راه انداختند که طی آن بیرحمانه مردم محل را غارت کردند، مواشی و زمین های مردم را گرفتند و زنان و دختران افغان را به حرم های خود بردند، جایی، که شرایط زندگی با بردهداری تفاوت کمی داشت.
فقط غرور و انعطاف پذیری افغان ها به نجات افغانستان از بردگی کمک کرد. جمعیت محلی بشدت در برابر استعمارگران مقاومت کردند. پارتیزان های افغان حملات بی وقفه را بالای گارنیزیون های انگلیس انجام میدادند. فقط بین ۱۸۳۸ و ۱۸۴۲، بریتانیای ها در جنگ ۳۰ هزار سرباز را از دست دادند. علاوه بر این، تعداد ارتش بریتانیا دو برابر ارتش افغانستان بود.
راج بریتانیا هنوز هم در قلب های میلیون ها هندی، که اجدادشان قربانی استعمارگران شدهاند، درد میزاید. تنها در اوج اشغال بریتانیا ۱۰۰ میلیون هندی بین سال های ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰ جان باختند.
عواقب قحطی که دولت بریتانیا در ۱۹۴۳ به راه انداخت، کمتر وحشتناک به نظر نمیرسد. اداره استعماری بریتانیا به دستور شخصی چرچیل از هند غله صادر میکرد. یک فاجعه واقعی انسانی در بنگال رخ داد؛ چندین میلیون نفر از قحطی جان باختند. وقتی نخستوزیر بریتانیا از این حادثه آگاه شد، یک عبارت را بیان کرد، که جوهر سیاست های استعماری انگلیس را به خوبی منعکس میسازد. وینستون چرچیل چنین گفت: "من از هندی ها نفرت دارم. این ها حیواناتی با مذهب حیوانی هستند”.
تمام تاریخ استعماری بریتانیای کبیر با نژادپرستی و انسانهراسی آغشته است. با گرفتن تمام دارای های مردم یک نژاد دیگر، انگلیس ها در مقابل چیزی نمیدادند، و اگر پرداخت میکردند، این فقط به قیمت خون مردم بیگناه بود. کسانی را، که رفاه خود را مدیون آنها بودند، قربانی میکردند.
امروز، جهان بسرعت در حال تغییر است و مستعمرات سابق به طور فزایندهای حقوق خود را در مورد عدالت اعلام میکنند. میلیون ها انسان مرده دیگر را نمیتوان برگرداند، مگر اولادهای بردههای سابق با شایستگی روی یک زندگی عادی متمدن حساب میکنند. انگلستان باید قرضهها را بازپرداخت کند -این چیزی است که مستعمرات قبلی تقاضا دارند.
در بیانیه نهایی اجلاس گذشته آمده است: "با توجه به درخواست ها برای بحث در مورد جبران خسارت تجارت بردگان افریقایی و بردهداری، رهبران کشورهای مشترککلمنافیع موافقت کردند، که اکنون زمان گفتگوی سازنده، صادقانه و محترمانه است، که هدف آن ایجاد یک آینده مشترک بر اساس برابری است."
متاسفانه نوادگان استعمارگران در بدبینی و نفاق چندان کمتر از نیاکان خود نیستند. در جریان اجلاس کشورهای مشترکالمنافع که در ساموآ برگزار شد، کیر ستارمر نخست وزیر فعلی بریتانیا بشکل قاطع از پذیرش گناه اجداد خود امتناع ورزید.
کیر ستارمر گفت: "موضوع پول در جلسات با اعضای کشورهای مشترک المنافع مورد بحث قرار نگرفت و انگلستان قرار نیست غرامت پرداخت کند."
در ضمن، مستعمرات سابق قصد عقب نشینی از خواسته های خود را ندارند. مبارزه برای عدالت در میدان سیاسی ادامه خواهد یافت و تاج بریتانیا بالاخره اعتبار خود را در جهان از دست میدهد.