خبر روز

در کنفرانس درآلماتا مفتی وقت قزاقستان در یک صحبت خصوصی از رشد بی‌سابقه‏ای رویه‏ای سلفیه در این کشور اظهار نگرانی کرده، علاوه نمود:  از سببی که یکی از برادرزاده‌های بانفوذ رئیس جمهور/پرزیدنت نظربایف، غیرت خودش به رویه‏ای سلفیه گرویده، آ‏ن‏ها را شخصاً سرپرستی می‌کند، مفتی‏ها و نهادهای قدرتی برای پیش‏گیری پهن‌شوی سلفیه کار جدی کرده نمی‌تواند.

ظاهراً، حوادث قزاقستان این گمان را به یقین می‌رساند، که استقرار رژیم“«طالبان»”در افغانستان ردیکلهای اسلامی کشورهای همسایه را روح و روان بخشیده است و در این تحوّلات سیاسی قدرتهای جهانی در ‌بازی بزرگ جدید سود و زیان خود را موهاسبه می‌کنند. حوادث قزاقستان چه پیام داشت و آیندة آسیای مرکزی چه خواهد بود؟

به این و دیگر سؤال‏ها“، سنگر پای صحبت عبدالله رهنما، کارشناس ارشد مسائل منطقه و دین در تاجیکستان نشست.

مؤلف: “سنگر

ـ آیا حوادث قزاقستان“عکس صدای به قدرت رسیدن“طالبان”* در افغانستان”بود؟ عموماً، وقتی از افغانستان در این حادثه‌ها گفته می‌شود، شما آن را تا چه حد مشاهده می‌نمایید؟

- البته، در حادثه‌های قزاقستان سخن در بارة اشتراک بی‌واسطه‏ “طالبان” و بی‌واسطه به میدان آمدن“عامل افغانی” نمی‌رود. اما در عین زمان، هیچ جایی شبهه‌ای نیست که غلبه گروه افراطی“طالبان”در افغانستان دایره‌های افراطی را در تمام منطقه روح‌بلند و فعال‏تر نموده است. علاوه بر این، استقبال عملی حکومت‏های منطقه، از جمله حکومت خود قزاقستان از پیروز‌ی“طالبان”و انجام ملاقات‏های سطح بلند با آن‏ها امید و روحیه‏ای دایره‌های افراط‏گراي دینی را باز هم بلندتر نمود. این تأثیر بسیار جدی‏ست که در سطح تمام منطقه احساس می‌شود. این است که در وضعیت پیش آمده در قزاقستان هسته‌های نهفته‏ای افراط‏گرا یک‏باره فعال شدند.
از این فرصت مناسب سوءاستفاده نموده، آن‏ها با امیر و جماعت پنج‏گانه‌‏ای خود از خندق‏ها بیرون آمدند و با سبک آشنای“داعشی”عملیات مسلح و دهشت‏ناک و خشونت‌آمیز انجام داده، در اشغال اداره و مقامات دولتی، فرودگاه‏ها، مرکزهای علاقه و قسمت‏های حربی و تلاش‏های به دست گرفتن اداره‌کنی عامه خودجوش اعتراضی حرکت‏های کسبی و هماهنگ شده نشان دادند.


- چگونه در قزاقستان با امنیت و ثبات بلند و در یک دولت پیشرفته دنیوی این گونه گروه‏ها در چنین سطح وسیع به وجود آمدند؟ آیا این فکر خودش شبهه‌آور نیست؟


ـ البته، این گروه و یچییکه‌ها در یک روز و در یک سال به وجود نیامده‌اند. سیاست لیبرالی و شرایط بسیار آزادانه‏ای رشد رویه‌های غیرمعنوی دینی، از جمله سلفیه، اخوانی‏گری، جماعت تبلیغ و دعوت، رویه‌های ایدئولوژی تشیع و غیره در قزاقستان باعث گشته‌اندکه در سال‏های آخر در این کشور حلقه و شبکه‌های وسیع آشکار و نهان افراط‏گرايي دینی شکل گیرد.
خاصه در رده‌های بالای دولتی و قدرتی و حتی از میان اعضای عایله‏ای رئیس جمهور/ پرزیدنت قزاقستان و شخصن نزدیک به او پیروان و“سرپرستان” خود را پیدا کردن بعضی از این رویه‌های افراطی دینی باعث گشت که مقامات حفظ حقوق نیز در پیش‏گیری گسترش آشکار آن‏ها اقدام جدی کرده نتوانند.
این مقامات نسبت به مبلغ‌گذاری‏های عظیمی که از سوی بعضی کشورهای ایدئولوژی خاور میانه به حلقه‌های دینی قزاقستان می‌شد، نه تنها سهل‌انگاری کردند، بلکه با عمل‏های کار وپسمانی خودشان در سودجویی از آن شریک گشتند. در نتیجه، دایره‌های وسیع جوانان شهر و دیهه‌های قزاقستان به این رویه‌های تند و غیرمعنوی باز هم بیشتر گرایش یافتند. این پدیده، خاصه در جنوب این کشور بسیار قوی بوده، به سطح خطرناک رسانیده شدن آن برای اکثر کارشناسان ساحه تا آغاز این بحران نیز معلوم بود.
به طور مثال، سال 2016 هنگام سفر به هندوستان که با پرواز آلماتا-دهلی صورت می‌گرفت، شاهد بودم که با این پرواز حدود 100 شخص دارای عرقچین و لباس‏های سفید و دراز پاکستانی به هندوستان سفر می‌کردند. آن‏ها در خلته‌های (خریطه‏های) خود نان و میوه خشک داشته، در طول پرواز خوراک هواپیما را عموماً استعمال نمی‌کردند. از صحبت با دو نفرشان که در پهلوی من نشسته بودند، معلوم گشت که آن‏ها اعضای“جماعت تبلیغ و دعوت اسلامی”بوده، برای گذشتن کورس‏های آموزشی تبلیغات دینی 3-ماهه به مدرسه‌های حوزه دیوبند هندوستان می‌رفته‌اند. آن‏ها نان و خوراک مغازه و آشپزخانه‌ها را حرام دانسته، فقط نان دستی خود را می‌خوردند. معلوم گشت که این حرکت ارتجاعی تبلیغی در ناحیه‌های جنوبی قزاقستان به طور بسیار وسیع پهن شده، اعضای آن از یک ساحه به ساحه دیگر آزادانه گشت‏ زنی‏های تبلیغاتی انجام می‌دادند. آن‏ها می‌گفتندکه این گروه محیط بعضی ساحات را هم‏چون حکومت غیررسمی عملاً اداره می‌نموده است...
یا در کنفرانس دیگری در آلماتا، مفتی وقت قزاقستان در صحبت خصوصی از رشد بی‌سابقه‏ای رویه سلفیه در این کشور اظهار نگرانی کرده، علاوه نمود: از سببی که یکی از برادرزاده‌های بانفوذ رئیس جمهوری/ پرزیدنت نظربایف - غیرت خودش به رویه سلفیه گرویده، آن‏ها را شخصاً سرپرستی می‌کند، مفتی‏ها و نهادهای قدرتی برای پیش‏گیری وسیع سلفیه کار جدی کرده نمی‌تواند.
خلاصه، معلومات در بارة نفوذ دایره‌های افراطی در جنوب قزاقستان بی‌اساس نبوده، حالا شاید جنبه‌های جدی‏تر آن وسیع‏تر می‌شوند...
  ـ آیا به تعبیر خودتان“انقلاب سیاه”، یعنی خروج و نفوذ افراط‏گرایان دینی به کشورهای آسیای مرکزی تهدید می‌کند؟
ـ بلی! در شرایط امروزه این تهدید واقعی‏ست. سبب“انقلاب سیاه”نامیدن این احتمالی در آن است که نسل نو یا داعشی افراط‏گراهای دینی در سطح عالی تندروی قرار داشته، با همه گونه ارزش‏های ملی و دنیوی، حقوق و آزادی‏های انسان، دستاوردهای فرهنگ و تمدن، همزیستی و گوناگون فکری، معارف و تحصیل، دولت‏داری ملی و غیره مخالف می‌باشند. این نمونه‌ها را در مثال حکومت دو-سه ساله‏ای“داعش”* و اینک، “طالبان”همه مشاهده می‌کنند. از این‏رو، آن‏ها نه هم‏چون مخالفین حکومت، بلکه مخالفین دولت و ملت و مخالفین همه‏ای ارزش‏ها و آزادی‏ها به صحنه می‌آیند. این است که هم‏چون نیروی تاریک آمدن آن‏ها “انقلاب سیاه” است.
اما تجربه‏ای به قدرت آوردن“طالبان” در افغانستان نشان دادکه حالا عوامل زیادی می‌تواند به اوج‌گیری افراط‏گرايي در منطقه مساعدت نماید. علاوه بر عوامل داخلی چون وضعیت مرکب اجتماعی، نبودن وحدت داخلی و ضعیفی دستگاه‏های ایدئولوژیی دولت‏ها و غیره...، امروز عامل ژئوپلتیکی نیز این تهدید را زیاد کرده است. یعنی، بعضی قدرت‏های خارجی از افراط‏گرایان دینی هم‏چون عامل نفوذ استفاده نموده، می‌توانند آن‏ها را در راستای منفعت خود در مقابل همدیگر دستگیری نمایند. این حالت می‌تواند آسیای مرکزی را به میدان نبرد آن‏ها تبدل کند. از این سمت نیز باید هوشیار بود.


- پس، آیا این فرضیه‌ها می‌توانند درست باشندکه حوادث قزاقستان بخشی از کوشش دولت‏های غربی برای تشکیل “کمربند ناامنی” در اطراف روسیه بوده است؟


- چنین فرضیه هرگز از احتمال بیرون نیست. زیرا، آن چه همین شب و روز در اطراف مسئله‏ای اکراین می‌گذرد، نشان می‌دهدکه مخالفت‌های روسیه و غرب، از جمله ایالات متحده امریکا به سطح بلند خود رسیده، آن‏ها هم‏دیگر را در جبهه‌های گوناگون زیر فشار قرار می‌دهند. ناآرام ساختن قزاقستان یا هر کشور دیگر آسیای مرکزی و برای روسیه ایجاد نمودن جبهه‏ای نو سرگرمی یکی از نقشه‌های بارها تصدیق شده‏ای رقیبان ژئوپلتیکی این کشور است. و طوری می‌دانیم، تشکیل اعتراض‏های مردمی، “انقلاب‏های رنگه”و اینک، “انقلاب‏های سیاه” یکی از ابزارهای بارها آزموده شده‏ای این رقیبان می‌باشد.


- به نظر شما حکومت قزاقستان و حکومت‏های آسیای مرکزی از این حوادث رهایی میابند؟


- رهای میبابند و الکی برآورده‌اند. نمایش قدرت برق‌آسای افراطگرایان دینی در طول این بحران باعث می‌شود، که اکنون هم قزاقستان و هم کشورهای دیگر منطقه سیاست و مناسبت خود را با این عامل بسی جدی‏تر نمایند. متأسفانه، در این روند بعضی آزادی‏های عمومی دین‏داران عادی نیز آسیب می‌بینند، اما این محدودیت‏ها نیز از“برکت” افراط‏گرایان در اکثر جوامع مسلمان‌نشین است. اما کشورهای منطقه در راه تأمین امنیت و نجات دولت خود در این سمت به جز پیش‏گیری جدی افراط‏گرايي چاره‏ای دیگری ندارند.
در نتیجه‏ای این سبق پیش‌بینی می‌شود که مناسبت نرم مقامات قزاقستان، از جمله با رویه‌های سلفیه و جماعت تبلیغ و بعضی تشکیلات و بنیادهای دینی خارجی در داخل کشور به طور جدی تغییر یافته، برخورد ناپسندانه‏ای آن‏ها نسبت به “خطر افراط‏گرايي” و مناسبت خوش‌بینانه‏ای آن‏ها با گروه افراطی“طالبان” در افغانستان نیز حتماً بازنگری می‌شود.
آن‏ها در نهایت خواهند دریافت که یکی از عوامل روحیه‏گیری و دلیری بی پیشینه‏ای عنصرهای افراط‏گرايي در حوادث آخر نیز تأثیر‌پذیری آن‏ها از پیروز‌ی“طالبان”بوده است. این حالت باید مناسبت نه تنها قزاقستان، بلکه مناسبت روسیه، چین و دیگر کشوره‌ها را نسبت به طالبان تغییر دهد.

 


ـ روسیه تا کدام حد برای حفظ منفعت خود در این منطقه قادر است؟


- روسیه یک ابرقدرت نظامی‏ست و وسیع‏ترین و پیشرفته‏ترین امکانات حربی دارد. از این رو، از نظر عقلانی و روان‏شناسی اکثر دایره‌های سیاسی جهان نمی‌خواهند با روسیه در میدان جنگ روبرو شوند. حتی گروه‏های افراط‏گرای و تروریستی نیز پس از سرنوشت“داعش”در سوریه نمی خواهند با روسیه روبرو شوند. در عین زمان، روسیه اقتدار اقتصادی آسیب‌پذیر دارد که آن در مسئله‏ای حفظ منفعت‏اش تأثیر بسیار منفی می‌رساند. یکی از ضعف‏ها و حتی اشتباهات بزرگ روسیه این بود و هست که در این سال‏ها به اقتصاد شرکای استراتژیک خود در آسیای مرکزی سرمایه‌گذاری‏های جدی و برای بهبود وضع اجتماعی آن‏ها تلاش کافی نکرد. در نتیجه شرکای منطقوی روسیه در آسیای مرکزی نیز در وضعیت آسیب‌پذیر اجتماعی قرار گرفته‌اند.
اما در چنین حالت، راه یگانه‏ی حفظ منفعت این کشورها و حفظ ثبات و امنیت آن‏ها عمل مشترک است. تجربه مساعدت سپد (سازمان پیمان امنیت دسته‌جمعی) در حل بحران قزاقستان نشان دادکه چنین وسیله‏ای وجود دارد. ولی بنا بر محدودیت امکانات و کلانتر بودن مقیاس تهدیدها، به نظر من، ضرور است که ائتلاف نظامی منطقوی باید بسی وسیع‏تر از سپد باشد. از جمله، اگر این پیمان نظامی در سطح سازمان همکاری‏های شانگ‏های به دست آید و ظرفیت و توان نظامی کشورهای عضو این سازمان را در عموم در بر گیرد، امنیت کشورهای منطقه، از جمله آسیای مرکزی در برابر تهدیدهای بیرونی خیلی پایدارتر خواهد بود.


سیاست

آ‌بنه شوید !