۲۵ سال بعد، در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶، «انصارالله» ضربه سنگین دیگری بر «امپراتوری دروغ» وارد آورد.
نویسنده: پپه اسکوبار، تحلیلگر بینالمللی (برزیل)
ترجمه مجله جنوب جهانی
بیستوپنج سال پس از ۱۱ سپتامبر، «فرشته تاریخ» بار دیگر ضربهای کوبنده وارد میکند. پنج سال پیش، شاهد تحقیر خیرهکننده امپراتوری در افغانستان بودیم که ظرف چند روز به سرانجام رسید. اکنون شاهد تحقیر خیرهکننده عربستان سعودی، دستنشانده «سندیکای اپستین»، در یمن هستیم که آن هم تنها در چند روز رقم خورده است.
تحقیرهای پیدرپی اکنون همچون طاعون به جان امپراتوری افتادهاند؛ و این حتی بدون در نظر گرفتن شکستهای استراتژیک دوگانه، قریبالوقوع و عظیم در غرب آسیا و سرزمین حاصلخیز «نووروسیا» است. در رم باستان، جایی که سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» حاکم بود، سر امپراتورها برای بسیار کمتر از اینها بالای دار میرفت.
فروپاشی عمومی باندهای مزدوران سعودی در یمن چنان سریع است که حتی رسانههای اصلی وابسته به سندیکای اپستین ناچار به اعتراف شدهاند. «توفان غران انصارالله» در حال فتح شهرها و جزایر، اسارت هزاران اوباش مسلح، آزادی همه زندانیان و اعطای عفو عمومی به آنان، و ضبط شمار بیشماری از تانکها و تسلیحات آمریکایی (نوعی تجهیز مجدد مشابه افغانستان) است؛ حرکتی که از سوی تمامی طیفهای قبایلی، بهعنوان نجاتبخش سرزمین یمن مورد استقبال قرار گرفته است.
و البته، از این پس انصارالله رسماً کنترل کامل (تاکید از من است) تنگه فوقالعاده استراتژیک بابالمندب را به دست گرفته است.
از منظر تصاویر ماندگار، محمد الحوثی، پسرعموی عبدالملک الحوثی (رهبر عالی انصارالله)، در شهر آزادشده الجراحی مشاهده شد، در حالی که رانندگی یکی از بیشمار خودروهای زرهی رهاشده توسط باندهای مزدور اماراتی را بر عهده داشت.
اطلاعات پایهای عملیات «توفان غران» انصارالله — که از آن به عنوان بزرگترین عملیات اسارت دستهجمعی در جنگهای مدرن یاد میشود — بهدقت با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هماهنگ شده بود. محور مقاومت کاملاً آگاه بود که پس از حملات ویرانگر ایران به پایگاههای اردن، ایالات متحده برای کمک به سعودیها جهت جلوگیری از پیشروی یمن با مشکلات جدی مواجه است.
این یک حمله سراسری در طول کل ساحل غربی یمن بود: از حیس تا الخوخه و المخا، با عبور از الوازعیه، شامل پادگانهای نظامی خالد و جبلالنار، و همچنین جزایر البحر الاحمر.
حزام الاسد، عضو دفتر سیاسی انصارالله، در گفتگو با المیادین، مجدداً بر «اهمیت استراتژیک» سراسر ساحل غربی، «منطقه الخوخه، منطقه حیس، و همچنین منطقه المفقام تا ذباب و میون، و نیز جزایر یمنی در البحر الاحمر» تأکید کرد.
حزام الاسد همچنین جزئیات تلاش سعودیها برای «ایجاد نوعی گسست اجتماعی در این مناطق، چه از طریق داعشسازی و چه با تشدید گسلهای منطقهای، فرقهای و مذهبی» را تشریح نمود.
درک زمینه تاریخی موضوع حیاتی است. در سال ۲۰۱۵، ریاض یک «ائتلاف خودخوانده» به سبک عربی تشکیل داد تا انصارالله/حوثیها را از صنعا، پایتخت یمن، بیرون براند.
این طرح شکست مطلق خورد، حتی با وجود محاصره بنادر یمن و بمبارانهای بیضابطه (اهداف متعددی از صنعا تا صعده به من نشان داده شد که برخی بازسازی شده بودند). از سال ۲۰۲۲، نوعی آتشبس غیررسمی بر اساس یک یادداشت تفاهم برقرار شد. اما سعودیها در ماه ژوئیه با حمله به باند فرودگاه صنعا آن را نقض کردند.
چگونه در ساحل غربی پیروز شدیم
حزام الاسد تأکید کرد: «ما برآورد کرده بودیم که متجاوزان از درون این مناطق فرو خواهند پاشید (…) پیشبینی ما این بود که مردم قیام کرده و آنان را بیرون خواهند راند (…) عقبنشینی دشمن در واقع بسیار سریع و آشفته بود (…) دشمن هیچ آرمانی در یمن ندارد، بهویژه عمال داخلی که در ازای پول، اهداف عربستان را پیش میبرند.»
توصیفات غربیها از «تجاوز» یمنیها، بار دیگر حتی خندهدار هم نیست. حزام الاسد تصریح میکند: «ما در چارچوب عملیاتی حرکت میکنیم که معادله “محاصره در برابر محاصره” و “تنش در برابر تنش” را تحمیل میکند و این رویکرد اصلی ماست. اگر دشمن سعودی برای برهم زدن این مسیر و شکستن این معادله تلاش نکرده بود (…) مسیر ما روشن است: احقاق حقوق مشروع ملت یمن و رفع محاصره تحمیلشده بر کشورمان از سوی دشمن سعودی.»
نیروی دریایی آمریکا عملاً با توانمندیهای پیشرفته نظامی یمن، از جمله موشکهای هایپرسونیک کاملاً بومی، از البحر الاحمر بیرون رانده شد. ظاهراً ریاض از این ماجرا درس نگرفته است.
نیروهای مسلح یمن تأیید کردند که سعودیها دهها حمله هوایی «به استانهای تعز، حدیده، مأرب و الجوف» انجام دادند که توسط جنگندههای F-15 و تایفون برخاسته از پایگاه ملک فهد در طائف و پایگاه ملک خالد در خمیس مشیط صورت گرفت.
سرتیپ یحیی سریع، سخنگوی استوار نیروهای مسلح یمن که سال گذشته افتخار دیدارش در یمن را داشتم، تأیید کرد که موشکهای زمینبههوای ساخت یمن، سعودیها و مزدورانشان را مجبور به تخلیه پایگاه تعز کردند؛ پایگاهی که دقیقاً برای ایجاد مزاحمت علیه یمن طراحی شده بود.
تعز یک نقطه کلیدی و یکی از بزرگترین شهرهای یمن است. انصارالله اکنون کنترل کامل آن را در دست دارد که دستاوردی بسیار استراتژیک محسوب میشود.
در میان داراییهای استراتژیک، کمتر نقطهای با جزیره میون (معروف به پریم) در قلب تنگه بابالمندب قابل مقایسه است. در آنجا یک فرودگاه نظامی و یک پایگاه نظامی وجود دارد که توسط امارات متحده عربی و با همکاری اسرائیل ساخته شده و پر از تجهیزات پیشرفته است. تمام اینها اکنون در اختیار انصارالله قرار دارد.
با کنترل تقریبی انصارالله بر کل ساحل غربی، آنچه برای تصرف باقی مانده، عمدتاً مأرب به دلیل منابع نفت و گاز، و بندر عدن است که بخش عمده نیروهای مزدور علیه صنعا در آن متمرکز شدهاند.
بُنبست باخت-باخت برای عربستان سعودی
پدیده «توفان غران انصارالله»، چشمانداز سیاسی غرب آسیا و ماورای آن را به شکلی جذاب پیچیده میکند. قیمت نفت از کنترل خارج شده است. سپاه پاسداران درباره رونمایی از سلاح جدیدی هشدار میدهد که «باعث سکته قلبی امپریالیستها خواهد شد»؛ یعنی محاصره شکننده دریایی آمریکا را در هم خواهد شکست.
«ائتلاف دفاعی مکه» که مانور زیادی روی آن میشد، با اولین مشکلات خود مواجه شده است. ترکیه به نوعی وارد جنگ عربستان علیه یمن شده است، چرا که هفتههاست پهپادهای ترکیهای مثل مگس در خاک یمن سرنگون میشوند. پاکستان ابتدا با تردید اعلام کرد که پیمان دفاعی ممکن است فعال شود، اما سپس حرف خود را پس گرفت و تصریح کرد که این پیمان شامل شرایط از پیش موجود (مانند جنگ عربستان که از ۲۰۱۵ آغاز شده) نمیشود.
محمد بن سلمان باید دست به یک پیادهروی زیارتی به سمت بابالمندب بزند تا اشکهای استراتژیک خود را آنجا بریزد. هیچ شناور سعودی، و حتی هیچ مرغ دریایی وابسته به آنها، زیر ذرهبین نیروهای مسلح یمن اجازه عبور از بابالمندب را نخواهد داشت.
حالا به این معادله، «بیگ بنگ» را هم اضافه کنید: حمله هماهنگ و چندجانبه به خط لوله ابقیق-ینبع، آخرین مسیر باقیمانده برای صادرات نفت عربستان پس از محاصره تنگه هرمز، و ستون عظیمی از دود سیاه به طول ۱۰۰ کیلومتر که به آسمان کویر بلند شده و در تصاویر ماهوارهای سنتینل-۳ به ثبت رسیده است.
پیامدها: انتظار میرود هزینه تولید کارخانههای کود نیتروژن از اروپا تا آسیا کاملاً سرسامآور شود. افت شدید محصول گندم، برنج و ذرت در کنار جهش چشمگیر قیمت گازوئیل پیشبینی میشود. آبیاری و برداشت محصول به امتیازی فقط برای ثروتمندان تبدیل خواهد شد.
انصارالله اکنون این امکان را دارد که در صورت تمایل، یک ایستگاه اخذ عوارض — احتمالاً چندسطحی — در بابالمندب برپا کند. با این حال، هیچ استثنایی برای ریاض وجود نخواهد داشت؛ صحرانشینان سادهلوح فقط با فهرستی از شروط سختگیرانه مواجه خواهند شد.
چشمانداز عربستان سعودی وخیم است، چرا که وارد بدترین سناریوی ممکن میشود: زیرساختهای نفتی زمینی ویرانشده و مسیرهای صادرات دریایی مسدودشده. هنوز حکم نهایی صادر نشده است، اما همه شواهد نشان میدهد عربستان سعودی محکوم به شکست است و تنها به نفع ذینفعان همیشگی، به سرزمینی بایر و ویران تبدیل خواهد شد.






