آمریکا فرصتی برای حمایت از جبهه مقاومت ملی افغانستان دارد
نویسنده: لوک کافی (Luke Coffey)، عضو ارشد موسسه هادسون
منبع: موسسه هادسون، سپتامبر ۲۰۲۲
مقدمه
کمی بیش از یک سال پیش، طالبان دوباره در افغانستان به قدرت رسیدند. پیش از این تسلط، در فوریه ۲۰۲۰، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با توافقی با طالبان موافقت کرد که تا ماه می ۲۰۲۱ نیروهای آمریکایی تدریجاً از افغانستان خارج خواهند شد. این توافق به عنوان نقطه شروعی بود که در نهایت به فروپاشی دولت افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت منجر شد.
در ژانویه ۲۰۲۱، جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا به قدرت رسید. او به جای لغو توافق ناقص با طالبان - کاری که در اختیار او بود - فقط تاریخ خروج آمریکا را از ماه می تا سپتامبر به تعویق انداخت. در ماه ژوئیه، تقریباً تمام نیروهای ایالات متحده و بینالمللی این کشور را ترک کردند. در ۱۵ اوت، طالبان کابل را تصرف کردند. در بیستمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱، طالبان در قیاس با ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ کنترل قلمرو بیشتری از افغانستان را در دست داشتند.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت، یک گروه معتبر و غیر افراطی مایل به دست گرفتن سلاح در مخالفت بوده است: جبهه مقاومت ملی افغانستان. جبهه مقاومت ملی افغانستان که در ولایت پنجشیر مستقر است و در دهها ولایت دیگر فعالیت میکند، مبارزه با طالبان را بدون هیچ گونه حمایت بینالمللی ادامه داده است. در حالی که ایالات متحده به دلیل اقدامات دولت بایدن گزینه های سیاسی خوبی در افغانستان ندارد، ایالات متحده و جامعه بین المللی باید چگونگی حمایت از جبهه مقاومت ملی افغانستان را در این زمان خطرناک بررسی کنند. این کمک می تواند شامل برقراری تماس رسمی با رهبری جبهه مقاومت ملی و دعوت از احمد مسعود به واشنگتن دی سی، امتناع از به رسمیت شناختن طالبان به عنوان حکومت قانونی افغانستان؛ ارائه تجهیزات زمستانی؛ تخصیص درصد معینی از تمام وجوه مسدود شده بانک مرکزی افغانستان به شاخه سیاسی جبهه مقاومت ملی و مشورت و هماهنگی خصوصی با تاجیکستان، که با اقلیت قومی تاجیک که بخش عمده ای از جبهه مقاومت ملی افغانستان را تشکیل می دهد، همدردی می کند، باشد.
وضعیت جاری
طالبان نه تنها بیشتر مناطق افغانستان را کنترل می کند، بلکه حدود ۷.۱ میلیارد دلار تجهیزات و تدارکات نظامی ایالات متحده را نیز در اختیار دارد. از زمان تسلط طالبان، کشور در مسیر نزولی قرار گرفته است. اکثر افغان ها با یک بحران انسانی حاد روبرو هستند. با وجود اینکه طالبان وعده داده بودند که دختران جوان می توانند به مکتب بروند، اما هنوز این اتفاق نیفتاده است. اختلافات داخلی در درون رهبری طالبان و وضعیت امنیتی کلی در کشور بر بحران انسانی افزوده است.
طالبان در بالا شکسته است. حداقل پنج گروه مختلف - جناح حقانی، جناح برادر جناح قندهاری، جناح یعقوب جناح قندهاری، سازمان استخبارات پاکستان (ISI) - تحت حمایت هیبتالله آخوندزاده، رهبر اساسی، و طالبان غیر پشتون فعال در شمال افغانستان - برای نفوذ و قدرت با یکدیگر رقابت می کنند. با وجود اختلافات فراوان در داخل طالبان، هر گونه امیدی برای تشکیل یک دولت فراگیر با سایر گروه های غیرطالبانی از بین رفته است.
وضعیت امنیتی به سختی بهتر است. در توافقنامه ای که دولت ترامپ با طالبان امضا کرد، آمده بود: "طالبان برای جلوگیری از استفاده هر گروه یا فردی، از جمله القاعده، از خاک افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش، اقدامات زیر را انجام خواهد داد." با این حال، تسلط طالبان به گروههای تروریستی، از جمله القاعده و گروه موسوم به دولت اسلامی خراسان (IS-K) امکان شکوفایی را داد. IS-K توانسته است از هرج و مرجی که در برخی مناطق کشور پس از فروپاشی دولت افغانستان به وجود آمد، استفاده کند. حملات تروریستی با تلفات جمعی، که اغلب با هدف اقلیت شیعه هزاره انجام می شود، یک ویژگی مشترک در افغانستان باقی مانده است.
القاعده همچنین از تسلط طالبان در افغانستان سود برد. بر اساس گزارش اخیر سازمان ملل متحد، «اعضای القاعده ظاهراً در جنوب و شرق افغانستان، جایی که این گروه حضور تاریخی دارد، باقی ماندهاند... القاعده قصد داشت در شمال افغانستان موقعیتی ایجاد کند، جنگجویان جدید را سیج سازد و منابعش را افزایش دهد." در ادامه این گزارش آمده است که "رهبری القاعده ظاهراً نقش مشورتی را با طالبان ایفا میکند و گروهها همچنان نزدیک هستند". حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکا که ایمن الظواهری، رهبر القاعده را در 31 ژوئیه کشته به جا گذاشت، بر حضور مجدد این گروه در افغانستان تأکید میکند.
حاکمیت طالبان بر منطقه وسیعتر نیز تأثیر گذاشته است. سلاح های افغانستان به بازارهای کشمیر راه پیدا می کند. آسیای مرکزی نیز پیامدهایی را به خود دیده است. به عنوان مثال، از میان تمام کشورهای آسیای مرکزی، ازبیکستان بیشترین تعامل را با طالبان داشته است. با این حال، مشخص نیست که تاشکند از این تعامل سود ملموسی دریافت کرده باشد. در واقع، وضعیت امنیتی در نزدیکی مرز افغانستان و ازبیکستان رو به وخامت گذاشته است. در ماه جولای، پنج موشک شلیک شده از افغانستان در شهر ترمیز ازبیکستان فرود آمد. در ماه اوت، پس از ورود غیرنظامیان افغان از ولایت بلخ به آرال-پیغمبر - جزیره ای در رودخانه آمودریا، که به عنوان مرز بین افغانستان و ازبیکستان عمل می کند، اختلاف مرزی دوباره بین طالبان و ازبیکستان شروع شد. گزارش ها حاکی از آن است که نیروهای مرزی ازبیکستان تیراندازی کردند و چندین افغان را کشته و زخمی به جا گذاشتند. در زمان نگارش این مقاله مشخص نیست که کدام طرف جزیره را کنترل می کند.
از میان تمام کشورهای آسیای مرکزی، تاجیکستان طولانی ترین مرز زمینی را با افغانستان دارد. در بسیاری از نقاط، این مرز از راه دور و بدون نظارت است. از لحاظ تاریخی، گروه های افراطی از منطقه ظهور کرده اند تا امنیت تاجیکستان را تهدید کنند. بلافاصله پس از تسلط طالبان، تاجیکستان تمرینات نظامی فوری را در نزدیکی مرز با افغانستان انجام داد که شامل ۱۳۰ هزار سرباز از ذخیره نظامی و ۱۰۰ هزار سرباز از نیروهای فعال بود. علاوه بر این، حداقل ۲۰ هزار سرباز از نیروهای ذخیره کشور در مرز با افغانستان مستقر شده اند. بدون شک دوشنبه پیامی برای حاکمان جدید کابل می فرستاد. نگرانی های امنیتی تاجیکستان بی اساس نیست. بر اساس گزارش ها، طالبان کنترل مرز تاجیکستان و افغانستان را به جماعت انصارالله واگذار کرده است. این سازمان در سال ۲۰۱۰ تشکیل شد و متشکل از تندروهای تاجیک است که میخواهند حکومت قانونی تاجیکستان را سرنگون و یک سیستم "اسلامی" را جایگزین آن کنند. بسیاری از رزمندگان جماعت انصارالله آموزش و تجربه رزمی خود را در عراق و سوریه فرا گرفتهاند.
جنبش اسلامی ازبیکستان که در سال ۱۹۹۹ تأسیس شد، با القاعده و طالبان پیوندهای محکمی دارد و آزادانه در شمال افغانستان فعالیت می کند. بنا به گزارش رسانه ها، جنبش اسلامی ازبیکستان که شامل هر دو جناح قومی ازبیک و تاجیک است، در طول تسلط خود بر افغانستان در سال ۲۰۲۱ در کنار طالبان جنگیدند. گزارش شده است که گروه جدیدی به نام جنبش طالبان تاجیکستان نیز در شمال افغانستان فعالیت می کند. در حالی که اطلاعات کمی در مورد جنبش طالبان تاجیکستان و پیوندهای آن با سایر گروهها مانند جماعت انصارالله و جنبش اسلامی ازبیکستان وجود دارد، گزارشها حاکی از آن است که این حزب مخالف "دولت سکولار تاجیکستان" است.
با این حال، در زمینه افغانستان، تاجیکستان به دلیل دیگری نیز مهم است: این کشور با جبهه مقاومت ملی افغانستان - گروه اصلی مخالف مسلح که هنوز در برابر طالبان مقاومت میکند - ارتباط دارد و به طور ضمنی از آن حمایت میکند.
جبهه مقاومت ملی را بشناسید
بلافاصله پس از تسخیر کابل توسط طالبان در تابستان گذشته، احمد مسعود، پسر رهبر فقید ائتلاف شمال و مبارز جهاد علیه شوروی احمد شاه مسعود، برای شروع مقاومت به سرزمین اجدادی خانواده اش در دره پنجشیر نقل مکان کرد. دره پنجشیر یک منطقه عمدتاً قومی تاجیک است که در ۶۰ مایلی شمال شرق کابل قرار دارد و به دلیل توانایی خود در مقاومت در برابر تجاوزات خارجی مشهور است. این دره استراتژیک در افغانستان قرار دارد و زمین های کوهستانی و دره های غیرقابل تسخیر آن را به راحتی قابل دفاع می کند.
در طول دهه ۱۹۸۰، ارتش شوروی ۹ عملیات عمده نظامی مختلف را برای تصرف پنجشیر آغاز کرد. هر یک از آنها شکست خوردند. اگرچه شوروی اغلب بخش اعظم دره اصلی و روستاهای آن را تصرف می کرد، اما شوروی ها هرگز نتوانستند دره های جانبی را که به مقاومت پناه می داد، تصرف کنند. در دهه ۱۹۹۰، پس از اینکه طالبان برای اولین بار به قندهار و کابل حمله کردند، جنبش اصلی مقاومت نیز در دره پنجشیر آغاز شد. در آن زمان، احمد شاه مسعود این سخنانش را گفت، که خیلی معروف شدهاند: "مقاومت خواهم کرد، حتی اگر آخرین منطقه باقی مانده به اندازه کلاه من باشد." احمدشاه مسعود هرگز نتوانست شکست طالبان را ببیند. القاعده او را دو روز قبل از حملات 11 سپتامبر در ولایت تخار ترور کرد. احمد مسعود در آن زمان تنها 12 سال داشت.
احمد مسعود سابقه جالبی دارد و تأسیس جبهه مقاومت او نباید غافلگیر کننده باشد. او دارای مدرک تحصیلی از مدارس معتبر انگلستان و فارغ التحصیل آکادمی نظامی سلطنتی سندهرست است. در حالی که او تا سال ۲۰۱۹ به هیچ وجه وارد سیاست افغانستان نشد، در طول سال ها تلاش زیادی برای ایجاد و گسترش یک جنبش مردمی از پایین به بالا در پنجشیر انجام داده است. این کار اکنون نتیجه می دهد و او به دلیل میراث پدرش طرفداران زیادی دارد.
از زمان تسلط طالبان در سپتامبر ۲۰۲۱، هزاران نفر از اعضای سابق ارتش، نیروهای ویژه و پلیس افغانستان برای پیوستن به تلاش های مخالفان راهی پنجشیر شده اند. جبهه مقاومت ملی همچنین در دره اندراب در ولایت بغلان همجوار فعال شد. در اوایل پاییز ۲۰۲۱، طالبان منطقه را محاصره کرده و بخشهای بزرگی از دره اصلی پنجشیر را تصرف کرده بودند. برخی گمان می کنند که القاعده در آن زمان در حمله به پنجشیر به طالبان پیوست. گفته می شود که نیروهای امنیتی پاکستان در حمله طالبان به پنجشیر دست داشته اند و اسلام آباد این ادعاها را رد نکرده است. با این حال، در طول زمستان، جبهه مقاومت ملی تمام دره های جانبی مهم در پنجشیر را کنترل کرد و سپس با هدف زنده ماندن وارد حالت دفاعی شد.
در بهار ۲۰۲۲، جبهه مقاومت ملی یک عملیات تهاجمی متوسط اما مؤثر را با تکیه بر تاکتیکهای نامتقارن آغاز کرد. در این زمان، جبهه مقاومت عملیات خود را به حداقل ۱۲ ولایت گسترش داد که در حداقل شش ولایت، نبردهای منظم در جریان بود (نگاه کنید به نقشه). جبهه مقاومت حتی مسئولیت حمله بمبهای دستساز (IED) علیه یک خودروی طالبان در ولایت ننگرهار را بر عهده گرفت - خارج از مناطق تاجیک در شمال افغانستان که جبهه مقاومت ملی ترجیح میدهد در آنجا فعالیت کند.
در پاسخ به تعداد فزاینده حملات جبهه مقاومت ملی، طالبان بار دیگر در تابستان ۲۰۲۲ تلاش کردند تا پنجشیر را تحت سلطه خود در آورند. این بار ملا محمد یعقوب - به اصطلاح وزیر دفاع طالبان و پسر بنیانگذار این گروه، ملا عمر - شخصاً تهاجم طالبان را رهبری کرد. در ابتدا، طالبان وقوع هرگونه جنگ علیه جبهه مقاومت را تکذیب کردند، اما در عصر رسانه های اجتماعی، پنهان نگه داشتن حقیقت تقریباً غیرممکن است. عکس های جنگجویان کشته شده طالبان در شبکه های اجتماعی منتشر شد. گزارش ها از برگزاری مراسم تشییع جنازه جنگجویان طالبان در هلمند و قندهار این جنگ را تایید می کند. در مجموع، طالبان هزاران جنگجو، از جمله برخی از زبده ترین واحدهای این گروه را به پنجشیر فرستاد.
با این حال، حتی با وجود هزاران جنگجوی طالبان در پنجشیر که در تابستان امسال با جبهه مقاومت ملی میجنگند، هیچ مدرکی وجود ندارد که طالبان مواضع تحت کنترل جبهه مقاومت را گرفته باشند. اما شواهدی وجود دارد که طالبان غیرنظامیان را گروگان گرفته و افراد غیرنظامی را در پنجشیر و مناطق اطراف آن هدف قرار داده اند. گزارش ها حاکی از آن است که غیرنظامیانی که اعضای خانواده مبارزان مقاومت هستند، هدف حمله طالبان قرار گرفته اند. این چیزی نیست جز یک کمپین ارعاب ناامیدانه و بی رحمانه علیه غیرنظامیان بی گناه با هدف تضعیف روحیه جنگجویان جبهه مقاومت ملی.
پاسخ واشنگتن در مورد تأسیس جبهه مقاومت ملی ملایم بوده است. نه تنها دولت ایالات متحده در حمایت عملی از جبهه مقاومت شکست خورده است، بلکه وزارت خارجه ایالات متحده حتی گفت: "ما از مخالفان خشونت آمیز سازمان یافته با طالبان حمایت نمی کنیم و سایر قدرت ها را نیز از انجام این کار منصرف می کنیم." این توبیخ جبهه مقاومت ملی بازتاب عدم علاقه دولت کلینتون به ائتلاف شمال و احمد شاه مسعود در اواخر دهه ۱۹۹۰ است. گزارش شده است که در سال ۱۹۹۷، رابین رافل، دستیار وزیر امور خارجه به احمد شاه مسعود توصیه کرد که "تسلیم طالبان شود تا صلح در کشور برقرار شود". خوشبختانه او به این توصیه عمل نکرد.
در مورد وضعیت کنونی جبهه مقاومت ملی در پنجشیر از نظر تدارکات و تجهیزات و از وضعیت انبارهای مهمات و سلاح آن اطلاع چندانی در دست نیست. در حالی که پنجشیر به لطف نهرهای زیاد در دره، آب فراوانی دارد، مواد غذایی و سایر کالاها احتمالاً با کمبود مواجه خواهند بود تا زمانی که جبهه مقاومت ملی خطوط تدارکاتی مطمئن و بادوام را ایجاد کند که از حمله طالبان در امان باشد. طالبان منطقه را محاصره کرده و بخشهای بزرگی از دره اصلی را تصرف کردهاند. بر اساس برخی برآوردها، جبهه مقاومت ملی تمام دره های جانبی، معادل حدود ۶۰ درصد از ولایت را کنترل می کند. وضعیت نیروی انسانی جبهه مقاومت ملی نیز ناشناخته است. بسیاری از نظامیان، پلیس و نیروهای ویژه سابق افغان بلافاصله پس از تسلط طالبان به پنجشیر گریختند و تعداد کل جنگجویان جبهه مقاومت ملی به هزاران نفر می رسد. بسیاری از جنگجویان جبهه مقاومت همان افغان هایی هستند که در دو دهه گذشته توسط نیروهای آمریکایی و غربی آموزش دیده و در کنار آنها جنگیده اند. برخی از پرسنل سابق نیروهای افغان با استفاده از هلیکوپترها به پنجشیر گریختند، اما امروز از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست.
اهداف جبهه مقاومت ملی
در حالی که شاخه نظامی جبهه مقاومت ملی در شمال افغانستان بسیار فعال است، این گروه در کشور همسایه تاجیکستان نیز حضور سیاسی داشته است. با این حال، مشارکت عمومی کمی با قدرت های جهانی وجود دارد.
از نظر اهداف سیاسی جبهه مقاومت ملی، مسعود و سایر اعضای ارشد جبهه کاملاً واضح گفته بودند که مایلند با طالبان برای تشکیل یک دولت فراگیر که نماینده همه افغان ها باشد، مذاکره کنند. با این حال، جبهه مقاومت همچنین به وضوح گفته است که حمایت از حقوق اولیه بشر، به ویژه حقوق برابر برای زنان و اقلیت ها، قابل مذاکره نیست. در حالی که جبهه مقاومت عمدتا از قوم تاجیک تشکیل شده است، تاکید کرده است که جبهه به روی همه افغان هایی که می خواهند در برابر طالبان مقاومت کنند باز است.
هلیکوپترهای افغانستان در تاجیکستان
قابل توجه است که تقریباً ۱۸ هواپیما و ۱۴۰ خلبان و خدمه که قبلاً با نیروهای دفاعی و امنیتی ملی افغانستان (ANDSF) همراه بودند، در اوت ۲۰۲۱ به باختر تاجیکستان گریختند. این هواپیما ها در تاجیکستان باقی مانده است.
در ماه آوریل، پنتاگون اظهار داشت که "محل نهایی این هواپیماها در تاجیکستان و ازبیکستان حل نشده است و در معرض بحث های دیپلماتیک است." در ماه ژوئن، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، ژنرال مایکل کوریلا، از تاجیکستان بازدید کرد. وی در مورد هواپیماهای افغانستان در تاجیکستان گفت: "ما از نیروهای مسلح جمهوری تاجیکستان به خاطر تداوم ایمن سازی هواپیماهایی که نیروی هوایی افغانستان در ماه اوت گذشته به این کشور پرواز کرد، سپاسگزاریم... ایالات متحده برای تعیین بهترین راه برای استفاده مؤثر و نگهداری از هواپیماها در حال همکاری با دولت تاجیکستان است."
این هواپیماها احتمالاً می توانند پایه و اساس یک قابلیت هوانوردی آینده برای جبهه مقاومت ملی افغانستان باشند.
حتی در زمان رژیم غنی، مسعود مدافع اصلاحات در سیستم حکومتی افغانستان بود. او در سال ۲۰۲۰ برای نیویورک تایمز نوشت: "برای برقراری صلح پایدار و نظم سیاسی عادلانه در افغانستان، باید تغییرات ساختاری قابل توجهی در سیستم سیاسی و اداری بسیار متمرکز ما ایجاد شود که قدرت و منابع مالی را در افغانستان دفتر رئیس جمهور با کمی پاسخگویی متمرکز می کند." تمرکز مسعود بر "تمرکززدایی" قدرت در افغانستان امروز یک موضوع ثابت باقی مانده است.
علی میثم نظری، رئیس روابط بینالملل جبهه مقاومت ملی در مقالهای برای فارین افرز، اظهار داشت: "جبهه مقاومت ملی معتقد است که افغانستان باید بهعنوان یک جمهوری دموکراتیک غیرمتمرکز اداره شود، یک نظام سیاسی که نماینده بهتر همه گروههای قومی باشد و حقوق برابر را تضمین کند. همه شهروندان بدون در نظر گرفتن نژاد، مذهب و جنسیت. در کشوری مانند افغانستان که هیچ گروه قومیتی اکثریت جمعیت را تشکیل نمیدهد، تنها یک نظام سیاسی غیرمتمرکز میتواند به طور عادلانه قدرت را توزیع و عدالت و وحدت را تضمین کند." در مقابل، طالبان هیچ تمایل به تماس با گروه های سیاسی مخالف در افغانستان برای تشکیل یک دولت فراگیر نشان نداده است.
در حالی که جبهه مقاومت ملی هیچ بیانیه علنی مبنی بر ترسیم اهداف نظامی کوتاه مدت خود ارائه نکرده است، با تجزیه و تحلیل وضعیت فعلی در کنار موازی های تاریخی دهه ۱۹۹۰، می توان به نتایجی دست یافت. در ماه های آینده، جبهه مقاومت ملی احتمالاً پنج هدف اصلی نظامی دارد.
1 - اولین هدف و اولویت اصلی جبهه مقاومت ملی دفاع از سنگر خود در پنجشیر به هر قیمتی خواهد بود. بدون کنترل دستکم درههای جانبی در پنجشیر، جبهه نمیتواند رشد کند، آموزش دهد، یا برای مقابله با طالبان در آینده آماده شود. در صورت امکان، انتظار داشته باشید که جبهه از نیروی نظامی برای آزادسازی روستاها و ولسوالی های داخل پنجشیر و ولایات اطراف آن استفاده کند. با این حال، انتظار نمی رود که در ماه های آینده عملیات نظامی بزرگی علیه طالبان صورت گیرد.
2 - جبهه مقاومت ملی احتمالاً بر تسهیل فرار از سوی رهبران محلی تمرکز خواهد کرد. از طریق معاملات محلی با میانجیگری رهبران قبایل و روستاهای مختلف، جبهه مقاومت ملی ناگزیر با متقاعد کردن مخالفان کابل به تغییر سمت، برخی از قلمرو تحت کنترل طالبان را پس خواهد گرفت. این شیوه خاص افغانستان برای انجام جنگ در جامعه ای عمیقا قبیله ای است. جبهه مقاومت ملی می داند که بسیاری از رهبران محلی به دلیل بی کفایتی طالبان به طور فزاینده ای ناراضی می شوند.
3 - جبهه مقاومت ملی می خواهد یک پل زمینی با تاجیکستان ایجاد کند. درست مانند دهه ۱۹۹۰ با اتحاد شمال، جبهه مقاومت ملی از اهمیت تاجیکستان برای آرمان خود آگاه است. در درازمدت، انتظار داشته باشید که جبهه کنترل ارضی خود را، عمدتاً از طریق فرار اما همچنین با عملیات نظامی محدود، به شمال در ولایت های بدخشان، تخار و احتمالاً بغلان افغانستان گسترش دهد.
4 - جبهه مقاومت ملی برای زنده ماندن در زمستان آینده نیاز خواهد داشت. پنجشیری ها به جنگ زمستانی و کوهستانی عادت دارند. در طول دو دهه گذشته، ماه های زمستان در افغانستان مصادف بود با فروکش در جنگ با طالبان. جبهه مقاومت ملی احتمالاً مشکوک است که اگر بتواند زمستان دیگری را پشت سر بگذارد، زمان خواهد داشت که تحکیم و گسترش یابد و حتی در بهار برای مقاومت در برابر طالبان آمادگی بیشتری داشته باشد.
5 - به عنوان یک "کارت عام"، جبهه مقاومت ملی ممکن است سعی کند مکان های استراتژیک و نمادین مانند تونل سالنگ یا میدان هوایی بگرام را تصرف یا به آنها حمله کند. هدف بلافصل چنین حمله ای گرفتن سرفصل های بین المللی و افزایش آگاهی از جبهه مقاومت خواهد بود. بعید است که جبهه در حال حاضر نیروی انسانی یا توانایی نظامی برای انجام این کار را داشته باشد، اما این بدون شک یک تلاش است. دره پنجشیر نزدیک به تونل سالنگ است که مسیر اصلی را بر فراز کوه های هندوکش فراهم و شمال افغانستان را به جنوب متصل می کند. در سال ۱۹۹۷، احمد شاه مسعود این تونل را تخریب کرد تا پیشروی طالبان را کند کند. تسخیر میدان هوایی بگرام، یا حداقل یک حمله موفقیت آمیز، هم هدفی نمادین و هم کاربردی دارد. یک حمله نمادین خواهد بود زیرا بگرام برای دو دهه مرکز ثقل عملیات نظامی ایالات متحده در افغانستان بود. عملا، بگرام در درازمدت به جبهه مقاومت ملی یک ارتباط هوایی با دنیای خارج را فراهم میکند.
کاری که آمریکا باید انجام دهد
هیچ کس نمی تواند استدلال کند که بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان به نفع آمریکا است - اما از طریق آمیزه ای از بی کفایتی، لجاجت و دوری، این دقیقاً همان چیزی است که دولت بایدن به آن دست یافته است.
جبهه مقاومت ملی در برابر یک دشمن مصمم و جسور با وضعیتی ناامید کننده مواجه است. جبهه مقاومت ملی همچنین از سوی جامعه بین المللی، به ویژه ایالات متحده، رها شده است. به دلیل اقدامات دولت بایدن، ایالات متحده گزینه های سیاسی خوبی در افغانستان ندارد. با این حال، کاخ سفید می تواند شروع به بازگرداندن سیاست ایالات متحده به مسیر اصلی خود کند. برای انجام این کار، باید:
• با جناح سیاسی جبهه مقاومت ملی ارتباط برقرار کنید. دولت ایالات متحده باید تماس های رسمی با اعضای جبهه مقاومت ملی مستقر در تاجیکستان برقرار سازد تا در مورد این گروه، اهداف و نیازهای آن اطلاعات بیشتری داشته باشد. برای انجام این کار، CENTCOM می تواند یک افسر رابط را به جبهه مقاومت ملی مستقر در خارج از سفارت ایالات متحده در دوشنبه اختصاص دهد. اگر دولت بایدن از تعامل با طالبان راحت باشد، دلیلی ندارد که نتواند همین کار را با جبهه مقاومت ملی انجام دهد.
• احمد مسعود را به واشنگتن دعوت کنید. احمد مسعود یک رهبر الهام بخش برای میلیون ها افغانی است که در مواجهه با تسلط طالبان امید خود را از دست داده اند. سیاستگذاران ایالات متحده و مردم آمریکا از شنیدن پیام و داستان او در مورد مقاومت قهرمانانه جبهه مقاومت ملی در برابر طالبان سود می برند.
• خودداری از به رسمیت شناختن طالبان به عنوان حکومت قانونی افغانستان. طالبان از مشروعیت بین المللی سود می برد و ایالات متحده باید هر کاری که می تواند برای جلوگیری از آن انجام دهد. حداقل ۱۳ نفر از اعضای دولت به اصطلاح طالبان تحت نوعی تحریم های سازمان ملل هستند. سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، یک تروریست بدنام است که در حال حاضر توسط افبیآی تحت تعقیب است و برای سرش ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین شده است. تنها در این شرایط، به رسمیت شناختن طالبان از سوی ایالات متحده غیرقابل تصور است.
• جبهه مقاومت ملی را با تجهیزات هواشناسی زمستانی تامین کنید. ارائه تجهیزات هواشناسی زمستانی به جبهه مقاومت ملی یک اقدام انسان دوستانه خواهد بود. زنده ماندن در ماه های زمستان برای جبهه ضروری است تا اقدامات مقاومتی خود را در برابر طالبان در بهار افزایش دهد. تهیه این تجهیزات همچنین راهی غیر بحث برانگیز برای کمک به این گروه برای زنده ماندن در زمستان سخت در شمال افغانستان خواهد بود. همچنین به ایجاد اعتماد و اطمینان بین جبهه مقاومت ملی و دولت ایالات متحده کمک می کند که می تواند منجر به همکاری های آینده شود.
• سایر حمایت های غیر کشنده جبهه مقاومت ملی را در نظر بگیرید. دولت بایدن آشکارا تمایلی به ارائه سلاح به جبهه مقاومت ملی ندارد. با این حال، علاوه بر تجهیزات هواشناسی زمستانی، دولت بایدن باید کمکهای غیرکشنده دیگری مانند ارتباطات امن، دوربین شب و کیتهای پزشکی ارائه دهد.
• راه هایی را در نظر بگیرید که جبهه مقاومت ملی می تواند به پیشبرد اهداف ضد تروریسم آمریکا در افغانستان کمک کند. با وجود اینکه جبهه تنها نیروی معتبر در داخل افغانستان برای مبارزه با تروریسم بین المللی است، نه ایالات متحده و نه شرکای آن کاری برای ایجاد رابطه با این گروه انجام نداده اند. در حالی که قابلیتهای حمله "در افق" برای ایالات متحده در افغانستان بسیار محدود است، ایالات متحده باید بررسی کند که جبهه مقاومت ملی چگونه میتواند به عملیات ضد تروریسم در زمین در داخل افغانستان در آینده کمک کند.
• تخصیص درصدی از دارایی های مسدود شده بانک مرکزی افغانستان برای حمایت از جبهه مقاومت ملی. ایالات متحده در حال حاضر حدود ۷ میلیارد دلار دارایی مسدود شده از بانک مرکزی افغانستان دارد. سیاست گذاران ایالات متحده باید راه های قانونی را برای منحرف کردن برخی از این دارایی های مسدود شده به دفتر سیاسی جبهه مقاومت ملی بررسی کنند.
• با تاجیکستان مشورت کنید. از میان همه کشورهای آسیای مرکزی، تاجیکستان منتقدترین کشورها نسبت به طالبان بوده و بیشترین همدردی با آرمان جبهه مقاومت ملی را دارد. در دهه ۱۹۹۰، تاجیکستان نقش مهمی در حمایت از مقاومت در برابر طالبان را ایفا کرد. ایالات متحده باید بداند که اهداف تاجیکستان در قبال جبهه مقاومت ملی چیست.
• تمام هواپیماهایی که در حال حاضر در تاجیکستان هستند و قبلاً نیروی هوایی افغانستان آنها را استفاده میکرد، به طور رسمی به نیروی هوایی تاجیکستان منتقل شود. ده ها هواپیمای سابق نیروی هوایی افغانستان در حال حاضر در تاجیکستان هستند. طالبان خواستار بازگرداندن آنها در دوشنبه شدهاند. تا کنون تاجیکستان رد کرده است. ایالات متحده باید این هواپیما را به طور رسمی به تاجیکستان منتقل کند و به تاجیک ها کمک کند تا برنامه تعمیر و نگهداری هواپیماها را توسعه دهند. هدف بلندمدت این سیاست اطمینان از در دسترس بودن هواپیما برای استفاده جبهه مقاومت ملی در آینده است.
نتیجه
حکومت طالبان در افغانستان آشکارا بر خلاف منافع امنیتی آمریکاست. با ظهور جنبش مقاومت در پنجشیر در حالی که طالبان کابل را کنترل می کند، کشور و جامعه بین المللی با محیطی مشابه با آنچه در میانه دهه ۱۹۹۰ وجود داشت روبرو هستند. دیگر جنبشهای مقاومت تقریباً ناگزیر در بخشهایی از افغانستان ظهور خواهند کرد و طالبان در کنترل کشور دشواری خواهند کشید. ایالات متحده باید شروع به تعامل با جنبش های مقاومت در افغانستان کند و در حال حاضر تنها گزینه جبهه مقاومت ملی افغانستان است.
