چرا تجاوز آمریکا به ایران و ونزوئلا باید بهطور یکسان محکوم شود.
نویسنده: عمر جویا، تحلیلگر (افغانستان)
تقبیح ما از تجاوز امریکا بر ایران بر اساسِ (1) عدل و انصاف، (2) مبارزه با ظلم و زورگویی، و (3) ایستادگی در مقابل دسیسههای شبهاستعماری استوار است، نه بر اسلامگراییِ محض.
بعضیها پنداشته اند که چون ما ایستادگیِ ایران را در مقابل زورگوییهای استعمارمآبانۀ امریکا ستودیم، گویا این موقفگیری ما بر اساس اسلامگرایی محض بوده باشد، که این اشتباه است. چون هرکه بر اساس اسلامگراییِ محض بر مسائل بنگرد، باید در هرگونه جنگ غیرمسلمانان و گروههای بهاصطلاح اسلامی چون داعش و بوکوحرام و القاعده، باید در هر صورتی ازین گروههای بهاصطلاح اسلامی حمایت کند، که چنین موقفگیری خود حماقت و جنایت و خیانت به اسلام است.
داعشی که زنان عراقی را به کنیزی گرفت، به کشتار و قتل مسلمانان (از گروههای مخالف خود) پرداخت، و آن هم با فجیعترین شیوههایی چون ذبح کردن و زنده سوختاندن. یا القاعدهای که - شاید در همکاری با اسرائیل و استخبارات امریکا - به کشتار غیرنظامیان و افراد ملکی در امریکا پرداخت و بهانه و زمینۀ تجاوز امریکا را در جهان اسلام فراهم ساخت که تا امروز هرچه را مشاهده میکنیم، پیامدهای همان حملۀ غیرمشروع استند. یا بوکوحرامی که زنان را از روستاها اختطاف میکنند، به کنیزی برای خود میگیرند، و به قتل و کشتار میپردازند.
اما هیچ مسلمانِ عاقل و باوجدانی که اندکترین علم و آگاهی را از شرع و اسلام داشته باشد نمیتواند از عملکردهای ضداسلامی و ضدانسانیِ داعش و بوکوحرام وغیره حمایت کند. پس موقفگیریها باید بر اساس آگاهی و بیداری سیاسی و بر اساس اصولی چون عدل، انصاف، حقخواهی، و مبارزه با ظلم و استکبار و زورگویی - که از مقاصد شرع و روح دین اسلام برمیخیزند - بنا باشند.
دولت ایران یک دولت مشروع است که با انقلاب مردمی در مقابل شاهی که بواسطۀ کشورهایی دوباره به قدرت برگشته بود که سازمانهای استخباراتی آن کشورها حکومت دکتر مصدق را - بخاطر حفظ منافع اقتصادی و سیاسی غرب - چند سال قبل سرنگون کرده بودند و این شاه را دوباره به قدرت برگشتانده بودند. پس تجاوز امریکا بر چنین دولت مشروع ایران، جز زورگویی و ظلم و تجاوز چیز دیگری نیست. ثانیاً، با تحولات سیاسی در امریکا و نفوذ روزافزون اسرائیل و صهیونستها در حلقات سیاسی امریکا، دسیسههای شبهاستعماری روی دست گرفته شده اند.
بر اساس همین اصول و معیارهای عدل و انصاف و حقوق است که ما میتوانیم تجاوز امریکا را بر ونزویلا تقبیح کنیم، درحالیکه هیچ نسبت دینی با ونزویلا نداریم. برخلاف، هم دونالد ترامپ و هم ونزویلا از یک دین برمیخیزند و در دین مسیحیت باهم شریک اند. هیچ نوع اختلاف دینی میان مسیحیان امریکایی و مسیحیان ونزویلایی وجود ندارد، بلکه مسیحیان هردو کشور اغلباً کاتولیک اند. ولی ما بر اساس همان معیارهایی که تجاوز امریکا را بر ایران بحیث زورگویی و استعمارمنشی تلقی کرده تقبیح میکنیم، تجاوز امریکا را بر ونزویلا نیز زورگویی و استعمارمنشی تلقی کرده تقبیح میکنیم، با درک اینکه نقش ایران بحیث یک کشور توانمند اسلامی و کشور قدرتمند در خاورمیانه استعمارمنشانِ امریکایی و اسرائیلی را بیشتر حریص و بیشتر منافق ساخته است.
تفاوت دیگر میان تجاوز امریکا بر ایران و تجاوز امریکا بر ونزویلا در اینست که در قبالِ ایران اهداف شوم رقابتهای تمدنی (چون دوباره سربلند کردنِ تمدنِ فارس در مقابل تمدن غرب، و سربلند کردن تمدنِ اسلامی که سرِ راه پروژۀ استعماری اسرائیل قرار گرفته است) نیز به شدت مطرح اند. و تفاوت سوم در این است که با نفوذ روزافزون صهیونیستهایی که بر اساس یک داعیۀ محض دینی - اینکه گویا خداوند در تورات قومِ یهود را میراثداران حقدار این سرزمین خوانده باشد - در جنگ با جهان اسلام برخاسته اند.
اما همۀ این موارد را که تذکر دادم، بر اساس معیارهای آگاهی سیاسی و بیداری سیاسی و بر اساس اصول عدل و انصاف و حقوق استوار استند نه بر اسلامگراییِ محض. ازین لحاظ، ما میتوانیم هم تجاوز امریکا را بر ونزویلا تقبیح کنیم، و هم عملکرد گروههای بهاصطلاح اسلامی چون داعش را - که در واقعیت برای تضعیف جهان اسلام ظهور کرده اند - نیز میتوانیم تقبیح کنیم. درحالیکه اگر کسی از دیدگاه محض اسلامگرایی بر مسائل بنگرد، باید در قبال تجاوز امریکا بر ونزویلا خاموشی گزیند و حتی باید خوشحالی کند (چون ظاهراً یک گروه مسیحی بر گروه دیگر مسیحی حملهور شده)، و از عملکرد شوم داعش حمایت کند که این جز خیانت به اسلام و خیانت به انسانیت چیز دیگری نیست.






