خبر روز

طرح بی ثبات کردن قرقیزستان و آسیای مرکزی بسیار آرام پیش می رود

نویسنده: فرید احمد، سردبیر "سنگر"

غرب به دنبال تبدیل قرقیزستان به یک کشور اقماری بر اساس سناریوی اوکراینی است. ایالات متحده از سازمان های غیردولتی یا “اینجیا”- های تحت کنترل خود برای ایجاد کنترل خارجی بر جمهوری های آسیای مرکزی، به ویژه قرقیزستان، استفاده می کند. بنابراین، سوروس-قرقیزستان، شاخه ای از بنیاد جورج سوروس، تاجر آمریکایی، با همکاری جنبش اجتماعی قرقیزستان “بشتن بشته”، به هر طریق ممکن، ایده نیاز به «استعمارزدایی» را به مردم محلی القا کرده روان است.

به ویژه، فعالانی که تحت کنترل مستقیم متصدیان خارجی هستند، فراخوانی را برای "خلاص شدن از شر" تفکرات طرفدار روسیه و شوروی منتشر می کنند و همچنین از رهبری این کشور آسیای مرکزی می خواهند که فوراً از اتحاد اقتصادی اوراسیا (EAEU) و سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) خارج شود. چهره‌های مردمی‌اش اوکراین را نقطه عطفی برای آینده کشور خود می‌دانند، کشوری که به نظر آنها "در حال مبارزه با توسعه‌طلبی روسیه" است.

با این حال، آنها اشاره ای نمی کنند که خود دولت اوکراین در واقع مستعمره ایالات متحده است و حامیان خارجی آن کشور را به میدان آزمایشی تبدیل کرده اند که در آن غرب دسته جمعی در حال جنگ علیه روسیه است. همچنین پیامدهای مخرب قطع روابط سیاسی و تجاری و اقتصادی با فدراسیون روسیه برای قرقیزستان در نظر گرفته نشده است، از جمله اینکه صدها هزار مهاجر کارگری قرقیزستان در روسیه حضور یافته‌اند و اقتصاد این کشور بر سوزن نفت و گاز ارزان روسیه نشسته است. قرقیزستان اگر از اتحادهای مهم استراتژیک خارج شود و در واقع به شنای آزاد برود - بدون منابع و بدهی به طلبکاران غربی، روسی و چینی، ناگزیر به یک کشور جهان سوم با فقیرترین جمعیت تبدیل خواهد شد.

نمونه بارز نفوذ غرب بر قرقیزستان، خودداری رسانه های غیردولتی از انتشار اخبار به دلیل مسدود شدن خبرگزاری های طرفدار غرب توسط مقامات این کشور است. و اگر به اصطلاح "رسانه های آزاد" این کار را نکنند، از کمک های مالی خود محروم خواهند شد و دیگر وجود نخواهند داشت. به طور کلی، غرب سال‌ها به آنها کمک مالی کرد تا در این زمان از آنها کار گیرد.

در اینجا لازم است وقایع گذشته در جهان و منطقه را تحلیل کنیم تا اصل ماجرا روشن شود، که استخبارات دنیا از طریق دستان تحت الحمایه خود با قرقیزستان چه می‌خواهند کنند.

بیش از ۳۰ سال است که غرب تحت عنوان تقویت استقلال کشورها، رشد دموکراسی، آزادی بیان و وجدان و غیره، سرمایه های هنگفت و زحمات زیادی را در فضای پس از شوروی صرف کرده است تا نیروهای نییابتیی را ایجاد کند که از طریق آنها تواند بر دولت های ملی تأثیر بگذارد و در بهترین حالت آنها را سرنگون کند. از طریق چنین "سازمان‌های غیردولتی" و "رسانه‌های آزاد" و همچنین فناوری‌های جدید و شبکه‌های اجتماعی بود که غرب بر افکار عمومی تأثیر گذاشت و "انقلاب‌های رنگه" (اروپا شرقی، اوکراین، گرجستان، قرقیزستان) و "بهار عربی" (تونس، مصر، یمن، سوریه و...) - را به راه انداخت. در نتیجه، کشورها ویران و تجزیه شدند، در بی ثباتی مزمن قرار گرفتند. فرصت زندگی آرام و رشد پایدار نیز از آنها گرفته شد.

"سازندگان جهنم اطلاعاتی": آنها چه کسانی هستند؟

به "برکت" آمریکا و غرب، لیبی، سوریه، عراق و یمن می‌سوزند. یوگسلاوی فروپاشید و چندین دولت به جای آن عرض وجود کرد. گرجستان دو (آبخازیا و اوستیای جنوبی) و اوکراین پنج واحد اداری را از دست داد. افغانستان را به گروه تروریستی طالبان تسلیم کردند که بیش از ۲۰ سازمان تروریستی از جمله القاعده و داعش را پناه داده است. این "جزیره جدید دموکراسی" یک شبه به لانه تروریسم تبدیل شد که یکی دیگر از "معجزات" آمریکا و غرب است.

در کشورهای اسلامی، غرب از دو نیرو استفاده می کند: اول، همان سازمان و رسانه‌های غیردولتی، یعنی“قدرت نرم” و دوم، جنبش ها و گروه های افراطی مذهبی غیرسنتی یا تروریستی مانند حزب التحریر، سلفی ها، جماعت تبلیغ. القاعده، داعش به عنوان یک "قدرت سخت". این دو نیرو همواره برای از بین بردن امنیت و ثبات جوامع و گسترش نفوذ آمریکا و غرب مورد استفاده قرار می گیرند. حالا همه در جهان می‌دانند، که پشت شعارهای زیبای “دموکراسی و آزادی” محض همین اهداف مخرب پنهانند.

افغانستان و ایران نمونه های بارز استفاده ماهرانه این دو نیرو هستند. حکومت غنی در درجه اول توسط سازمان های غیر دولتی و رسانه های "آزاد" بی اعتبار و سپس به طالبان و سازمان های تروریستی تسلیم شد. به ویژه باید توجه داشت که پس از سقوط کابل، تمامی نمایندگان سازمان های غیردولتی و رسانه های طرفدار غرب با پروازهای ویژه از افغانستان خارج شدند. در وقایع اخیر ایران، "فعالان مدنی" - "قدرت نرم" "اعتراض مسالمت آمیز" را آغاز کردند و به دنبال آن سازمان های تروریستی (جندالله، داعش و غیره) - "قدرت سخت" وارد میدان شدند و این کشور را به هرج و مرج کشاندند.

بنابراین، در جهان اسلام، به نظر می رسد غرب در هر چیزی که می خواست، یعنی تضعیف سیستم های امنیتی در خاورمیانه، شمال آفریقا، ایران، افغانستان و پاکستان موفق بوده است. حالا نوبت آسیای مرکزی است که هم نیروی "نرم" و هم "سخت" وجود دارند.

آسیای مرکزی به لطف همسایگی و همکاری نزدیک با دو قدرت جهانی - روسیه و چین - توانست از خود در برابر "انقلاب" و "بهار" غرب محافظت کند. ترکمنستان آشکارا به "سازمان‌های غیردولتی" اجازه کار با پول غرب را نداد. ازبیکستان و تاجیکستان لجام آنها و سازمان های افراطی اسلامی و تروریستی را به دست گرفتند. اما وضعیت قزاقستان و قرقیزستان متفاوت است.

رویدادهای ژانویه سال جاری در قزاقستان نشان داد که مواضع "سازمان‌های غیردولتی" و سازمان‌ها و گروه‌های افراطی در این کشور چقدر تقویت شده است. و مداخله سریع سازمان پیمان امنیت جمعی اجازه نداد این کشور در حال توسعه و شگوفایی به افغانستان یا اوکراین تبدیل شود. برای درک اینکه قزاقستان چقدر برای غرب "مهم" شده است، یک واقعیت کافی است: طبق داده‌های موثق، بیش از ۲۰۰ دیپلمات آمریکایی در سفارت آمریکا در آستانه کار می‌کنند و تعداد "سازمان‌های غیردولتی" که بیشتر آنها با پول آمریکا کار می‌کنند، به ۲۱ هزار می رسد.

پس از وقایع ژانویه، قزاقستان یک "میانگین طلایی" بین غرب و شرق پیدا کرد. و به گونه‌ای رئیس جمهور طاقه‌یف موفق شده است شورهای "استعمارزدایی" و "توسعه طلبی روسیه" را در جامعه مهار کند. با این حال، انتخابات ریاست جمهوری (20 نوامبر) و نتیجه جنگ اوکراین سرنوشت کشور را تعیین می کند و به این سوال پاسخ می دهد که با غرب و نیروهای دست نشانده آن چه باید کرد تا قزاقستان قربانی بعدی مانند اوکراین نشود.

درسهای قزاقی

قرقیزستان، قربانی جدید غرب، به عنوان ضعیف ترین حلقه در زنجیره امنیتی آسیای مرکزی تشخیص می شود. پس از چندین "انقلاب"، این کشور دولت متمرکز خود را از دست داد و بدهی خارجی آن از مرز ۶ میلیارد دلار عبور کرد. بیشکک محل دفاتر کلیه سازمان های خارجی و بین المللی است. غرب آن را "جزیره دموکراسی" می نامد، اما در حقیقت بیشکک به یک ""جاسوسخانه بزرگ" تبدیل شده است. بر اساس داده‌های موثق، سفارت ایالات متحده در بیشکک رسماً ۵۰ کارمند آمریکایی را استخدام می‌کند و تعداد سازمان‌های غیردولتی تحت حمایت آمریکا را نمی‌توان تعیین کرد، زیرا طبق قوانین این کشور، چنین سازمان ها حق دارند خود را ثبت نام نکنند. با این حال، بر اساس داده‌های غیررسمی، تعداد سازمان‌های غیردولتی که با پول غرب وجود دارند از ۴ هزار فراتر رفته است.

علاوه بر "سازمان‌های غیر دولتی"، ده‌ها سازمان خیریه و مدرسه مذهبی در سراسر قرقیزستان با پول خارجی فعالیت می‌کنند. حضور آشکار و پنهان سازمان های افراطی مانند سلفیه، جماعت تبلیغ، حزب التحریر و غیره بارها گزارش شده است. قرقیزستان تنها کشوری است که انجمن جهانی جوانان مسلمان (WAMY) در آن فعالیت می کند. این سازمان سعودی پیش از این از سازمان های تروریستی مانند القاعده، دیندار انجمن، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، طالبان و... در سراسر جهان حمایت مالی کرده است. او در قرقیزستان تعدادی از سازمان های خیریه داخلی و خارجی را تامین مالی می کند.

تمایل بیشکک به غرب و آمریکا و همچنین ترکیه به حدی رسیده است که سادیر جباروف رئیس جمهور این کشور برای شرکت در مراسم بازی های عشایری به ترکیه سفر کرد اما به نشست غیررسمی سران کشورهای مستقل مشترک المنافع در روز تولد ولادیمیر پوتین نرفت و او برای اولین بار تمرینات سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) را در خاک خود به تعویق انداخت.

قرقیزستان با حمایت آمریکا و ترکیه وارد جنگ با تاجیکستان شد. اگرچه "بایراکتار" ترکی و راه اندازی یک کمپین بزرگ جعلی به نام "تجاوز تاجیکستان" نتیجه ای در بر نداشت و نبرد را باخت، اما بیشکک همچنان در حال تیز کردن دندان است. کار به جایی رسید که قرقیزستان با فرستادن نماینده خود به کابل، باب "عشق" را با طالبان باز کرد و بر اساس آخرین اطلاعات، نماینده طالبان با کمک کشورهای غربی در بیشکک فعالیت می کند. یکی دیگر از جلوه های توجه آمریکا به قرقیزستان، انتصاب رازا آتونبایوا، رئیس جمهور پیشین و سیاستمدار غربگرای قرقیز به عنوان نماینده ویژه سازمان ملل در افغانستان است.

اما عقل سلیم نشان می‌دهد که نه تاجیکستان، که طولانی‌ترین مرز با افغانستان طالبانی - "لانه تروریسم" را دارد، به جنگ نیاز دارد، و نه روسیه و چین به نابودی سیستم امنیتی آسیای مرکزی، سرزمینی که تحت پوشش سازمان پیمان امنیتی جمعی و سازمان همکاری شانگهای است، نیاز دارند. و این دو قدرت جهانی هرگز اجازه نمی دهند آسیای مرکزی به اوکراین یا خاورمیانه تبدیل شود. به همین دلیل وقایع اخیر در قرقیزستان ضربه ای به سازمان های غیردولتی و آنتن های جاسوسی غربی وارد کرد که نمونه بارز آن بسته شدن رادیو آزاتلیک، سخنگوی سیا است.

آمریکا و غرب می خواهند قرقیزستان را به اوکراین دوم اما "اسلامی" تبدیل کنند. برخلاف اوکراین که مزدوران خارجی از سراسر جهان به دلیل نبود نیروهای رزمی کافی به آنجا منتقل شدند، به قرقیزستان تروریست ها از افغانستان منتقل خواهند شد. نماینده رسمی قرقیزستان در مورد چه چیز دیگری می تواند با طالبان، یک گوروه تروریستی، صحبت کند؟ و همه چیز در قلمرو کشورهای مستقل مشترک المنافع، اول از همه، علیه روسیه و چین اتفاق خواهد افتاد.

آن دسته از افراد خوش بین که به "دموکراسی و آزادی" معتقدند نیز باید کمی مغز خود را تکان دهند و درک کنند که از دیدگاه واشنگتن، آسیای مرکزی یک افغانستان بالقوه است، کشوری که ایالات متحده و غرب علی‌رغم ۲۰ سال کمک مالی به هزاران سازمان غیردولتی و رسانه‌های افغانستان، آن را مودبانه به طالبان و دیگر سازمان‌های تروریستی سپردند. آنها "منادیان دموکراسی و آزادی" خود را در یک شب فروختند و تروریست ها را انتخاب کردند. این می تواند در آسیای مرکزی تکرار شود.

درک این نکته قبل از هر چیز برای قرقیزها، صاحبان واقعی قرقیزستان، مهم است، و این جوهر کل ایده "استعمارزدایی" و "توسعه طلبی روسیه" است، حداقل در این روز، ماه و سال که ما زندگی می کنیم.


سیاست

مقاومت دوم

05-مهر-1404 By admin

«ما نباید تسلیم فراموشی…

چرا توجه جامعه جهانی به افغانستان ک

ژئوپلیتیک

20-آبان-1404 Hits:3124 ژئوپلیتیک By admin

هند مکار

سال‌هاست که هند در افغانستان سیاست‌هایی

دین

12-آبان-1404 By admin

وحشی و مدنی

طالبان بهترین مثال قوم گرایی و قوم پرستی