خبر روز


لشکرکشی اصلی علیه خوست ها بود، اما چرا اندراب ها بیشترین تلفات را متحمل شد؟

نویسنده: فرید احمد، سردبیر "سنگر"

اسطوره های شاهنامه امروز در هندوکش تکرار می شود. اسفندیار "هفت خان” خود را مغلوب می‌کند، سیاوش برای عزت و کرامت از میان آتش می گذرد و رستم بر پیکر مرده سهراب سوگوار می شود.

مبارزان مقاومت هندوکش با کمترین امکانات در ده ها نبرد شدید با ارتش جهل و تعصب طالبان تا دندان مسلح به دست حامیان غربی و پاکستانی خود درگیر هستند و آتش ننگ و ناموس را حفظ کرده و از آزادی و استقلال افغانستان به قیمت خون و جانشان دفاع می کنند.

فردی که در عکس می بینید قوماندان حاجی عبدالرحمن معروف به حاجی رحمان اهل روستای گدالی دره قاسان شهرستان ده صلاح منطقه اندراب ها ولایت بغلان است که در کنار جنازه پسرش محمد زمان نشسته است.

در چهره او غمی است که که تابش را نه آسمان دارد و نه زمین. اما این پدر داغدار در قیاس با افسانه رستم، نه فریاد می زند تا زمین و آسمان را به لرزه آورد و نه گریه می کند تا مرغان هوا را به گریه درآورد.

خداوند در مقایسه با ابراهیم خلیل الله، اسماعیل او را دوران جاهلیت نمرود جدید به قربانگاه آزادی پذیرفت. این کوه غرور و عشق به آزادی فرزندش را فدای مادرش - میهن - کرد.

باران اشک در چشمان این پیرمرد غمگین خشکیده است و او که در کنار پیکر بی جان پسرش نشسته، بی صدا در روحش ناله می کند. درد بدتر از این هم هست؟

فرمانده حاجی رحمان از مجاهدین سابق و مقاومت اول پس از سقوط جمهوری به همراه اعضای خانواده به صفوف مقاومت دوم پیوست. پیش از آن در جنگ با طالبان برادرزاده ای به نام ارباب نورالله را از دست داده بود. این رستم روزگار ما با دو فرزند و دیگر اقوام و هم روستایی هایش هنوز در خط مقدم جبهه است.

محمد زمان حدود ۲۳ سال داشت. وی در درگیری هفته گذشته در دره قاسان مجروح و سپس به شهادت رسید. در نبردهای اخیر فرزند دیگر حاجی رحمان به نام عبدالحبیب نیز زخمی شد.

این عکس در اینترنت دست به دست می شود و زیر آن متن های زیادی وجود دارد که نمی توان از برخی از آنها چشم پوشی کرد.
یعقوب یسنا، نویسنده و استاد دانشگاه می نویسد: "مرگ برای دفاع از زندگی و خانه دستیابی به افتخار و وقاریست، که شجاعت کمایی این افتخار و وقار را هر کسی ندارد. "

اسد بودا، نویسنده هزاره افغانستان، این عکس را تصویری تاریخی از مقاومت اندراب خواند و نوشت: "اگر قرار باشد روزی برای مقاومت اندراب مجسمه‌ای ساخته شود، آن مجسمه همین تصویر خواهد بود. "

این عکس و این داستان در واقع تکرار اسطوره های "شاهنامه" در کربلای اندراب هاست که به نظر من نه تنها نشان دهنده مقاومت اندراب ها، بلکه کل مقاومت خواهد بود. شایسته است که مجسمه مقاومت دوم باشد.

 

چرا اندراب؟

حالا بیایید به این موضوع بپردازیم که چرا از اندراب به عنوان کربلا یاد می کنیم، جنگ تاریخی که در آن نوه پیامبر اسلام با صدها تن از یارانش به دست یزید کشته شد؟

حملات گسترده اخیر طالبان بر مواضع مقاومت در هندوکش که از ۱۵ جون سال جاری آغاز شد، تلفات زیادی را به همراه داشته است. خود طالبان نیز تلفات زیادی را متحمل شدند که از تعداد آن ها اطلاعی در دست نیست. فقط دقیق محاسبه شد که اجساد شبه نظامیان این گروه با ۱۰ هلیکوپتر از میدان جنگ به کابل منتقل شده است و منابع طالبان عکس ده ها تن از فرماندهان و شبه نظامیان کشته شده این گروه را منتشر کرده اند.

اما موضوع گفتگوی ما تلفات بی سابقه رزمندگان مقاومت در اندراب ها است. در این جنگ ها حدود ۲۰ تن از فرماندهان و سربازان جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان به شهادت رسیدند که همگی از اندراب بودند.

تحلیل های اولیه بر اساس گفتگو با فرماندهان اندرابی نشان می دهد که هدف عملیات گسترده طالبان منطقه خوست ها بوده است که هفته‌ای قبل بخشی از این منطقه از دست طالبان آزاد شده بود. از آنجایی که اندراب ها به ویژه دره قسان، حیاط خلوت خوست ها به شمار می رود، این گروه قصد محاصره منطقه را داشتند، لذا نیروهای زیادی را به این دره فرستادند. بر اساس اطلاعات موثق از فرمانده جبهه مقاومت شهرستان خوست ها، بریلایی سنگین، تلفاتی در صفوف نیروهای وی مشاهده نشده است. و حالا این سوال پیش آمد که چرا در اندراب ها تلفات بیشتر شد؟

ملا نازکمیر، فرمانده جبهه مقاومت ملی در دره جر دره قسان، برادرش عبدالشکور را در میدان جنگ از دست داد. قاسم خان برادر دیگرش که یک غیرنظامی بود توسط طالبان از خانه اش در دره جر گرفته و کشته شد. اما نیروهای ملا نازکمیر، یکی دیگر از فرماندهان به نام سمیر شاشانی و دیگر فرماندهان که نامشان برای ما معلوم نیست، نقشه طالبان را خنثی کرده و اجازه محاصره نیروهای مقاومت خوست ها از دره قسان را به آنها ندادند.

فرمانده بابه محمدیاربیک که تازه به نیروهای ملا نازکمیر پیوسته بود به همراه دو تن از همرزمانش در جنگ های دره جر به شهادت رسیدند. او برادر حبیب اندرابی، فرمانده پیشین پلیس ولایت بغلان و یکی از چهره های برجسته ضد طالبان بود که در یک حمله انتحاری در ماه می ۲۰۲۱ کشته شد.

جبهه آزادی‌ افغانستان، یکی دیگر از نیروهای ضد طالبان به رهبری یاسین ضیا، رئیس سابق ستاد ارتش و مسعود اندرابی، سابق وزیر داخله و رئیس اداره امنیت ملی افغانستان نیز متحمل تلفات سنگین شد. زبیر شجاع قوماندان قوای خاص نیروهای امنیتی پیشین و صدیق الله اندرابی قوماندان پیشین قطعه واکنش سریع نیروهای امنیت ملی در ولایت سمنگان به همراه برادرش در نبردهای دره قاصان کشته شدند.

عکس های سه فرمانده و چند تن دیگر از سربازان این جبهه که در نبردهای قاصان جان باختند نیز منتشر شد. در مجموع، نیروهای مقاومت ضد طالبان حدود ۲۰ تن از همرزمان خود را در ۹ حمله زمینی و هوایی طالبان از دست داده اند که تعداد تلفات زیاد و همچنین شواهدی از برنامه گسترده طالبان است.

اما این فاجعه به شهادت فرماندهان و سربازان ختم نمی شود. تعداد قابل توجهی از فرماندهان اندراب - دو فرمانده جبهه مقاومت و چهار فرمانده جبهه آزادی یا بالعکس - تسلیم طالبان شدند.

 

چرا این اتفاق افتاد؟

فرماندهان علت همه اینها را کمبود مهمات و مواد غذایی می گویند که به دست رزمندگان مقاومت نرسیده است. طالبان تمام خطوط تدارکاتی را قطع کردند. کار به جایی رسید که برخی گروه ها به دلیل کمبود مواد غذایی از درگیری با طالبان اجتناب کردند و به کوه پناه بردند. به گفته فرماندهان، وقتی آنها را پیدا کردند، سربازان به دلیل گرسنگی قادر به حرکت نبودند.

حاجی رحمان در یک فایل صوتی می گوید که پسرش محمد زمان و فرمانده دیگر شاه ولی خان بر اثر خونریزی شدید و به دلیل نبود داکتر و دارو جان باختند.

در اینجا سوال دیگری مطرح می شود که چرا رهبری جبهه ها قبل از شروع جنگ مشکل را حل نکردند؟ فرماندهان میدانی جنگ از خیانت و اختلاف های داخلی در اندراب صحبت می کنند که در آن ها ژنرال ها و افراد مشهور دست دارند. در این مطالب در این مورد صحبت نمی کنیم و این ماجرا را به فرصتی دیگر می گذاریم.

حال تصور کنید که داستان رستم و سهراب در کربلای اندرابی چگونه است و مردم باغرور این مرز و بوم به چه قیمتی برای ملت و سرزمین خود و به طور کلی تاریخ اسطوره می سازند. راز شکست ناپذیری آندراب ها نیز در همین امر نهفته است.

 


سیاست