چرا سفر وزیر خارجه ایران به افغانستان شکست خورد؟
نویسنده: شعیب صالح، "صدای افغانستان"
سفر یک روزه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به افغانستان با حواشی مختلفی همراه بود که نشان از پیچیدگیهای روابط دیپلماتیک ایران و طالبان داشت. این سفر که نخستین حضور یک مقام بلندپایه ایرانی پس از به قدرت رسیدن طالبان به افغانستان محسوب میشد، از سوی طالبان «آغازگر فصلی جدید» در روابط دو کشور اعلام شد، اما عدم دیدار عراقچی با مقامات ارشد طالبان و حضور جنجالیاش در رستورانی در کابل، سؤالات زیادی را در مورد دستاوردهای این سفر و آینده تعاملات دیپلماتیک ایران و افغانستان برانگیخت.
اما با وجود اظهارات و تبلیغات فراوان پیرامون این سفر، استقبال سرد از عراقچی که از سوی مقامات میانپایهی طالبان انجام شد، سوالات زیادی را به وجود آورد. عکس عراقچی با رییسالوزرای طالبان در حالیکه با وجود پرچم گروه طالبان خبری از پرچم دولت و کشور ایران نیست هم از سوی بسیاری از منتقدان خفتبار و توهینآمیز تلقی شده است. به ویژه آنکه جناب رییسالوزرا ترجیح داد از طریق مترجم با عراقچی گپ بزند. این یک تمسخر و ریشخند اصرار بر تاریخ و فرهنگ مشترک از سوی طرف ایرانی بود. گفته شده بخش عمدهی بدنهی وزارتخارجهی ج.ا.ایران و برخی از دولتمردان و صاحبنظران حوزهی افغانستان در این کشور مخالف این سفر بودهاند.
در حالیکه به ادعای طرفین توسعهی روابط اقتصادی بین دو کشور در شمار مهمترین اهداف این سفر برشمرده شده است اما یکی از نکات قابل توجه، عدم دیدار عراقچی با "عبدالغنی برادر" معاون اقتصادی نخستوزیر طالبان بود! این موضوع مهم که رسانههای هر دو طرف از کنار آن عبور کردند، موجب نگرانیهایی در خصوص سطح تعاملات دیپلماتیک بین ایران و طالبان شد.
از سوی دیگر در کمال حیرت، رسانههای طالبان که برنامهریزی و کنترل کامل بر پوشش این سفر را در دست داشتند، اجازه ندادند تا عراقچی در کنار همتای طالبان خود با خبرنگاران صحبت کند! وی تنها و به تنهایی در جمع خبرنگاران حاضر شد که با وجود اصرار طرفین بر اتحاد و برادری و شعارهای دیپلماتیک مشابه، خود نشانهای از وضعیت پیچیدهی روابط سیاسی بین دو طرف بود.
حضور عراقچی در رستورانی در کابل نیز بازتاب زیادی در میان کاربران افغانستانی داشت و به موضوعی حاشیهای در رسانهها تبدیل شد. این اقدام به ویژه زمانی قابل توجه شد که با همین رفتار وزیر امور خارجهی ج.ا.ایران در سفر وی به پایتخت سوریه و متعاقب آن سرنگونی "بشار اسد" و سقوط دمشق مقابسه شد. همچنین این رستورانگردی همزمان با انتشار گزارشهایی از وضعیت بحرانی اقتصادی و فقر سیاه جاری در افغانستان، از جمله سقوط ارزش پول افغانی، این عملکرد نمایشی و سفر این هیات دیپلماتیک ج.ا.ایران به این کشور بیشتر به چشم آمد.
سفر عباس عراقچی به کابل، به رغم تاکیدات طالبان بر اهمیت آن، نشاندهندهی نوعی دیپلماسی محتاطانه و بدون دستاوردهای ملموس بود. برخی کارشناسان بر این باورند که ایران در این سفر همچنان در تلاش برای حفظ روابط با طالبان است، ولی از سوی دیگر، عدم امکان تعامل با مقامات بالاتر طالبان، مانند عبدالغنی برادر، نشاندهندهی رفتار سرد طالبان و بازی تحقیرآمیز این گروه با مقامات ج.ا.ایران است. برخلاف اظهارات تبلیغاتی طرفین این گزارهها نشان داد که محدودیتهای جدی در این روابط است.
علاوه بر این، نقدهایی در خصوص سیاستهای ایران در قبال طالبان مطرح شده است. به ویژه در شرایطی که برخی از کشورهای غربی و حتی روسیه و چین نیز در تعاملات خود با طالبان بازنگری کردهاند، به نظر میرسد که ایران همچنان سیاست انفعالی خود را در قبال این گروه دنبال میکند. تحلیلگران معتقدند که اگر ایران به اصلاح سیاستهای خود در افغانستان و استفاده از فرصتهای دیپلماتیک نپردازد، ممکن است در برابر رقبا و دشمنان منطقهای و بینالمللی خود، در موقعیت ضعیفتری قرار گیرد.
در این میان، نگرانیهایی نیز در خصوص عدم توانایی ایران در برقراری تعاملات دیپلماتیک موثر با طالبان وجود دارد، بهویژه با توجه به وضعیت بحرانی امنیتی و اقتصادی افغانستان. برخی ناظران هشدار دادهاند ادامهی این نوع روابط که از سوی برخی به عنوان یک «سیاست شکستخورده» توصیف میشود، میتواند باعث انزوای بیشتر ایران در منطقه و تضعیف موقعیت این کشور در مواجهه با چالشهای امنیتی و اقتصادی شود.
به طور کلی، سفر عراقچی به کابل بیشتر به عنوان یک حرکت نمادین در سیاست خارجی ایران تلقی میشود که هنوز نتوانسته است به دستاوردهای قابل توجهی منجر شود. آیندهی روابط ایران و طالبان همچنان کاملا مبهم است و بستگی به تغییرات سیاسی و امنیتی در افغانستان و تحولات منطقهای پیشرو دارد.