واشنگتن دشمنان خود را به پیاده های بازی تبدیل کرد
نویسنده: کاظم همایون، تحلیلگر
در سال ۱۹۸۴ میلادی، دولت ایالات متحده برنامهای تحت عنوان «پاداش برای عدالت» پایهگذاری کرد؛ طرحی که هدف رسمیاش جمعآوری اطلاعات برای جلوگیری از حملات تروریستی و مجازات عاملان آن اعلام شد. وزارت خارجهٔ آمریکا تاکنون بیش از یکصدوپنجاه میلیون دالر از طریق این برنامه به خبرچینان خود پرداخت کرده است.
اما اکنون، پس از بیش از چهار دهه، چهرهٔ واقعی این برنامه از پشت نقاب عدالت بیرون آمده است. آنچه روزی بهنام امنیت آغاز شد، امروز به ابزار چندمنظورهٔ سیاست خارجی واشنگتن تبدیل شده است؛ ابزاری برای معامله، فشار، کنترل منابع، و حتی محافظت از همان کسانی که دشمن نامیده میشوند.
تعیین جایزه برای دستگیری یا کشتن یک فرد، همیشه با نیت شکار نیست. گاه هدف، آزمودن نفوذ و سنجش امنیت شبکههای اطلاعاتی است. هنگامی که وزارت خارجهٔ آمریکا جایزهای ده یا بیستوپنج میلیون دالری تعیین میکند، این الزاماً نشانهٔ بیخبری نیست، بلکه تلاشیست برای فهمیدن اینکه چه کسانی دیگر از موقعیت هدف اطلاع دارند.
نمونهٔ روشن آن، اسامه بنلادن است. روزنامهٔ نیویورک تایمز در ۰۲/می/۲۰۱۱ گزارش داد که دولت آمریکا سالها پیش از عملیات ابوتآباد، با استفاده از پهپادهای RQ-170 و شبکههای اطلاعاتی در پاکستان، از محل اختفای او آگاه بود. اما تا زمانی که اطمینان نیافت گروههایی مانند طالبان یا سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (ISI) به این اطلاعات دسترسی ندارند، هیچ اقدامی نکرد. در واقع، جایزهٔ ۲۵ میلیون دالری برای بنلادن بیش از آنکه وعدهای برای مردم باشد، آزمونی برای واشنگتن بود تا نشت اطلاعات را بسنجد.
نمونهٔ دیگر، ماجرای ملا محمد عمر است. نیویورک تایمز در ۹/مارچ/ ۲۰۱۵ افشا کرد که رهبر طالبان سالها در ولایت زابل افغانستان، در نزدیکی یکی از پایگاههای آمریکایی زندگی میکرد و در عمل، در نوعی حفاظت غیرمستقیم امریکا قرار داشت. این در حالی بود که وزارت خارجهٔ آمریکا برای سر او ۱۰ میلیون دالر جایزه تعیین کرده بود. این گزارش نشان داد که هدف از این جایزه نه حذف فیزیکی، بلکه کنترل و پنهانسازی چهرهای بود که وجودش برای تعادل میدانی در افغانستان اهمیت داشت.
چهرهٔ سوم، سراجالدین حقانی، وزیر داخلهٔ طالبان است. شبکهٔ بیبیسی در ۱۲/ مارچ/۲۰۲۵ گزارش داد که پس از آزادی دو شهروند آمریکایی توسط طالبان، جایزهٔ دهمیلیون دالری تعیینشده برای حقانی لغو شد. این تصمیم، پیام آشکاری داشت: در ساختار سیاست واشنگتن، عدالت مفهومی ثابت نیست، بلکه ابزاریست برای معامله و امتیازگیری.
بر اساس دادههای رسمی، ایالات متحده از آغاز این برنامه تا امروز بیش از ۱۵۰ میلیون دالر پاداش پرداخت کرده است؛ اما تحقیقات مستقل از جمله بررسیهای مرکز پژوهشی پروپابلیکا نشان میدهد که در همین بازه، بیش از ۷۰۰ میلیون دالر از داراییهای مرتبط با همچو افراد مصادره شده است. این آمار، تصویر روشنی از سودآوری پنهان برنامه به دست میدهد؛ طرحی که در ظاهر با نام عدالت و امنیت پیش میرود، اما در باطن، به ماشین دقیق کنترل اطلاعات، مدیریت صحنه و حتی تأمین منافع اقتصادی تبدیل شده است.
در این میان، چهرههایی چون بنلادن، ملا عمر و سراجالدین حقانی، هر یک روزی دشمن مطلق معرفی شدند، اما در بزنگاه سیاست، به مهرههایی در صفحهٔ شطرنج قدرت بدل شدند.
آخر کلام اینکه؛ در بازی قدرت، دشمنان واقعی نه در میدان جنگ، بلکه در پشت میزهای معامله تعریف میشوند. و عدالت؟ تنها نقابیست که این بازی را مشروع جلوه میدهد.