خبر روز

چرا کشورهای ترک‌تبار به اسرائیل نزدیک‌تر می‌شوند؟

نویسنده: اوغول تونا، تاریخ‌نگار، نویسنده و تحلیلگر سیاست خارجی، متخصص فرهنگ سیاسی ترکیه، اوراسیا و خاورمیانه (ترکیه)

از یهودیان بخارایی تا همکاری در حوزهٔ انرژی و فناوری؛ کالبدشکافی روابط اسرائیل با جمهوری آذربایجان و کشورهای ترک‌تبار آسیای مرکزی

روابطی که اسرائیل با جمهوری آذربایجان و کشورهای ترک‌تبار آسیای مرکزی برقرار کرده است، از جوامع یهودیان بخارایی گرفته تا همکاری در زمینهٔ انرژی و فناوری‌های پیشرفته، و از نگرانی دربارهٔ وضعیت ایران گرفته تا دیپلماسی چندجانبه، معمولاً در ترکیه از دو منظر اصلی بررسی می‌شوند: مهار ایران و مسئلهٔ فلسطین.

با این حال، این روابط بسیار قدیمی‌تر و پیچیده‌تر از آن هستند که صرفاً با جنگ‌های معاصر یا ملاحظات امنیتی توضیح داده شوند. جوامع تاریخی یهودیان در منطقه، همکاری در حوزهٔ انرژی، کشاورزی و فناوری‌های آبیاری، نگرانی مشترک دربارهٔ اسلام سیاسی، پیوندهای دیاسپورا، و همچنین تلاش جمهوری‌های آسیای مرکزی برای پیشبرد سیاست خارجی متوازن و چندجانبه، همگی بخش‌هایی از یک تصویر واحد را تشکیل می‌دهند.

از این رو، سخن از یک نزدیکی صرفاً ایدئولوژیک یا یک اتحاد پنهانی که از یک مرکز واحد هدایت شود، در میان نیست. بلکه با شبکه‌ای عمل‌گرایانه از روابط روبه‌رو هستیم که در آن منافع مختلف در برخی حوزه‌ها با یکدیگر همپوشانی پیدا می‌کنند. همچنین شایان توجه است که روابط اسرائیل با این منطقه دقیقاً در همان دوره‌ای تقویت شد که دیگر بازیگران «غربی»، به‌ویژه ترکیه، حضور و همکاری خود را با کشورهای آسیای مرکزی به‌طور چشمگیری گسترش دادند.

این روابط از سال ۱۹۹۱ آغاز نشده است

تاریخ روابط اسرائیل با آسیای مرکزی بسیار پیش‌تر از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شده بود.

یهودیان بخارایی که در بخارا، سمرقند، مرو و مناطق پیرامون آن زندگی می‌کردند، از مهم‌ترین جوامعی بودند که در حیات تاریخی، فرهنگی و بازرگانی آسیای مرکزی نقشی برجسته داشتند. روایت‌های مربوط به خاستگاه آنان به دوران باستان بازمی‌گردد. مراکز تجاری جادهٔ ابریشم، کوچ‌های اجباری که در تنخ و عهد جدید از آنها یاد شده است، و همچنین پیوندهای دیرینه با جهان فارسی‌زبان، همگی در شکل‌گیری و تداوم حضور این جامعه در منطقه نقش داشته‌اند.

یکی دیگر از جوامع کهن و بومی منطقه، یهودیان کوهستانی آذربایجان و قفقاز شمالی هستند. زبان آنان — جوهوری (Juhuri) که با نام یهودی‌تاتی نیز شناخته می‌شود، به شاخهٔ ایرانی زبان‌ها تعلق دارد. از این رو، نسبت دادن مستقیم خاستگاه این جوامع به یهودی‌شدن خاقانات خزر یا به گروه‌های یهودی ترک‌زبان، از نظر تاریخی درست نیست.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بخش بزرگی از یهودیان بخارایی و یهودیان کوهستانی به اسرائیل، ایالات متحده و روسیه مهاجرت کردند. با این حال، گورستان‌ها، کنیسه‌ها، پیوندهای خانوادگی و میراث غنی فرهنگی آنان همچنان در آسیای مرکزی باقی مانده است. امروزه همین حافظهٔ تاریخی یکی از مهم‌ترین پایه‌های دیپلماسی فرهنگی و گردشگری اسرائیل در این منطقه به شمار می‌رود.

نقاط اشتراک در حوزهٔ امنیت

یکی از مهم‌ترین عواملی که به نزدیک شدن اسرائیل و کشورهای آسیای مرکزی انجامیده، همگرایی دیدگاه‌های آنان دربارهٔ مسائل امنیتی بوده است؛ به‌ویژه در فاصلهٔ دههٔ ۱۹۹۰ تا آغاز دههٔ ۲۰۲۰.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری‌های ترک‌تبار آسیای مرکزی در پی حذف کامل دین از زندگی عمومی نبودند، اما به‌طور مستمر تلاش کردند فعالیت‌های دینی تحت نظارت و کنترل سخت‌گیرانهٔ دولت باقی بماند. تلاش‌های ایران برای صدور انقلاب اسلامی در دههٔ ۱۹۹۰، فعالیت گروه‌های مسلح در افغانستان و سوریه، پیوستن شماری از اتباع آسیای مرکزی به صفوف داعش* و همچنین فعالیت جریان‌های مختلف افراط‌گرا در منطقه از دههٔ ۱۹۹۰ به این سو، تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری سیاست‌های امنیتی این کشورها گذاشته است.

از سوی دیگر، اسرائیل — به استثنای داعش — تقریباً همهٔ اشکال اسلام سیاسی و همچنین نفوذ منطقه‌ای ایران را از مهم‌ترین تهدیدهای امنیت ملی خود می‌داند.

با این حال، این بدان معنا نیست که دیدگاه‌های دو طرف در همهٔ مسائل یکسان است. با وجود این، برداشت مشترک از برخی تهدیدها زمینهٔ همکاری را در حوزه‌هایی همچون پیشگیری از افراط‌گرایی، حفاظت از مرزهای دولتی، همکاری اطلاعاتی، امنیت سایبری و صیانت از نهادهای دولتی فراهم کرده است.

اسرائیل چه منافعی به دست می‌آورد؟

برای اسرائیل، یکی از مهم‌ترین عوامل، انرژی است.

جمهوری آذربایجان و قزاقستان در تأمین نفت اسرائیل نقش مهمی ایفا می‌کنند. انتقال نفت آذربایجان به دریای مدیترانه از طریق خط لولهٔ باکو–تفلیس–جیحان این امکان را فراهم کرده است که همکاری‌های انرژی حتی در دوره‌های تنش سیاسی میان آنکارا و تل‌آویو نیز ادامه یابد.

در این زمینه، یادآوری سخن ایلبر اورتایلی، تاریخ‌نگار فقید ترکیه، جالب توجه است:

«ترکیه دو وزارت امور خارجه دارد؛ یکی در آنکارا و دیگری در باکو.»

دومین عامل مهم، ایران است. جمهوری آذربایجان که در شمال ایران قرار دارد، نزدیک‌ترین شریک اسرائیل در میان کشورهای ترک‌تبار به شمار می‌رود. ترکمنستان نیز مرز زمینی طولانی با ایران دارد. از دیدگاه اسرائیل، این موقعیت جغرافیایی به‌طور طبیعی بخشی از محاسبات اطلاعاتی و راهبردی آن محسوب می‌شود.

با این حال، از دیدگاه خود کشورهای ترک‌تبار، تقلیل دادن تمامی ابعاد این روابط به راهبردی تحت عنوان «محاصرهٔ ایران» درست نخواهد بود. گرچه عامل ایران بدون تردید اهمیت زیادی دارد، اما تنها عامل تعیین‌کننده نیست.

سومین عامل، مشروعیت دیپلماتیک است. اسرائیل با گسترش روابط خود با کشورهایی که اکثریت جمعیت آنها مسلمان هستند، دامنهٔ مانور دیپلماتیک خود را فراتر از جهان عرب و همچنین فراتر از چارچوب صرفاً غربی گسترش می‌دهد.

پیوستن قزاقستان به چارچوب «توافق‌های ابراهیم» در اواخر سال ۲۰۲۵ و همچنین سفر اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل، به آستانه در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که این روابط اکنون وارد مرحله‌ای با ابعاد سیاسی آشکارتر شده است.

در عین حال، دولت قزاقستان با توجه به افکار عمومی داخلی، همچنان بر حمایت خود از راه‌حل دوکشوری برای حل مناقشهٔ فلسطین و اسرائیل و نیز حمایت از حقوق مردم فلسطین تأکید می‌کند.

کشورهای ترک‌تبار چه منافعی به دست می‌آورند؟

برای جمهوری‌های آسیای مرکزی، مهم‌ترین جاذبهٔ اسرائیل در دستاوردهای فناورانهٔ آن نهفته است.

در منطقه‌ای که با خشکسالی مزمن و کمبود منابع آب روبه‌رو است، تجربهٔ اسرائیل در زمینهٔ آبیاری قطره‌ای، افزایش بهره‌وری کشاورزی، مدیریت منابع آب و فناوری‌های تولید متناسب با اقلیم خشک، ارزش بسیار زیادی دارد. این همکاری همچنین با همکاری در حوزه‌های امنیت سایبری، سامانه‌های گمرکی دیجیتال، فناوری‌های پزشکی و صنایع دفاعی تکمیل می‌شود.

دومین عامل مهم این است که اسرائیل به‌طور طبیعی در راهبرد سیاست خارجی چندجانبه و متوازن کشورهای آسیای مرکزی جای می‌گیرد.

این کشورها نمی‌خواهند صرفاً به روسیه، چین، ترکیه یا کشورهای غربی وابسته باشند. برعکس، آنها می‌کوشند با گسترش همکاری با هر یک از این بازیگران در حوزه‌های مختلف، میان مراکز گوناگون قدرت توازن برقرار کنند.

در این چارچوب، ترکیه در حوزهٔ فرهنگ، آموزش و همکاری‌های زبانی جایگاه پیشرو دارد؛ چین در امور مالی و پروژه‌های زیربنایی؛ روسیه در بخش انرژی، امنیت و پیوندهای تاریخی؛ و اسرائیل در عرصهٔ فناوری‌های پیشرفته و برخی زمینه‌های همکاری امنیتی.

بُعد سوم: دیاسپوراها و شبکه‌های دیپلماسی عمومی

سومین بُعد مهم، دیاسپوراها و شبکه‌های دیپلماسی عمومی هستند. به‌ویژه یهودیان بخارایی که در اسرائیل و ایالات متحده زندگی می‌کنند، پیوندهای فرهنگی و اقتصادی خود را با سرزمین نیاکانشان به‌طور کامل از دست نداده‌اند. این ارتباطات می‌تواند به توسعهٔ گردشگری، جذب سرمایه‌گذاری و افزایش شناخته‌شدن شهرهای آسیای مرکزی در سطح بین‌المللی کمک کند.

در این چارچوب، نمونه‌های دیگری نیز شایان توجه هستند؛ از جمله تأثیر نسبتاً محدود کارزارهایی که پس از جنگ دوم قره‌باغ از سوی دیاسپورای ارمنی در کشورهای غربی سازمان‌دهی شدند، و همچنین افزایش چشمگیر معرفی ظرفیت‌های گردشگری کشورهای آسیای مرکزی در شبکه‌های اجتماعی طی سال‌های اخیر.

هر کشور ویژگی‌های خاص خود را در روابط با اسرائیل دارد

درست نیست که از «سیاست جمهوری آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی در قبال اسرائیل» به‌عنوان یک راهبرد واحد، همگون و تغییرناپذیر سخن گفته شود. با این حال، گسترش همکاری اسرائیل با کشورهای آسیای مرکزی در سال‌های اخیر به یکی از برجسته‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شده است.

برای جمهوری آذربایجان، انرژی، همکاری‌های دفاعی، عامل ایران و مناقشهٔ قره‌باغ مهم‌ترین عوامل تعیین‌کنندهٔ این روابط به شمار می‌روند. در عین حال، روابط میان باکو و تل‌آویو پیش از دورهٔ حاکمیت خاندان علی‌اف شکل گرفته بود. پایه‌های این روابط در سال‌های نخست استقلال جمهوری آذربایجان و در دورهٔ ریاست‌جمهوری ابوالفضل ایلچی‌بیگ گذاشته شد. بر اساس خاطرات اوری لوین، سفیر وقت اسرائیل در مسکو، ایلچی‌بیگ روزی گفته بود: «من صهیونیست هستم.» او با این سخن، به باور خود، بر شباهت میان دو طرح متفاوت ملی‌گرایانه تأکید می‌کرد.

قزاقستان به دلیل منابع انرژی، همکاری در انتقال فناوری و نقش فعال خود در دیپلماسی بین‌المللی، جایگاه ویژه‌ای دارد. آستانه در عین گسترش روابط با اسرائیل، همچنان از حل مسئلهٔ فلسطین بر اساس راه‌حل دوکشوری حمایت می‌کند. اگرچه شمار یهودیان در قزاقستان امروز اندک است، اما به‌ویژه یهودیان اشکنازی همچنان پیوندهای تاریخی خود را با این کشور حفظ کرده‌اند. پدر مناخم مندل اشنرسون، که بسیاری از پیروان جنبش حباد — بزرگ‌ترین جریان حسیدی جهان — او را مسیح موعود می‌دانند، به فرمان استالین به آلما‌آتا تبعید شد و بعدها نیز در همان‌جا درگذشت.

برای ازبکستان، میراث یهودیان بخارا و سمرقند اهمیت ویژه‌ای دارد. اگرچه روابط اقتصادی این کشور با اسرائیل به گستردگی روابط قزاقستان نیست، اما کشاورزی، گردشگری، فرهنگ و فناوری همچنان از مهم‌ترین زمینه‌های همکاری به شمار می‌روند.

ترکمنستان نمونه‌ای دیگر و بسته‌تر است. در این کشور، روابط با اسرائیل کمتر بر همکاری‌های اقتصادی و فرهنگی و بیشتر بر ملاحظات مربوط به مرز با ایران، حضور دیپلماتیک و مسائل امنیتی استوار است.

قرقیزستان و تاجیکستان نیز روابط محدودتری با اسرائیل دارند. با این حال، آنها در بخش‌هایی همچون کشاورزی، بهداشت و درمان، آموزش و برخی مسائل امنیتی با اسرائیل همکاری می‌کنند.

دولت‌ها و جوامع نگاه یکسانی به این روابط ندارند

روابط نزدیک کشورهای آسیای مرکزی با اسرائیل به هیچ‌وجه به این معنا نیست که مردم این منطقه نسبت به مسئلهٔ فلسطین بی‌تفاوت هستند.

نخبگان حاکم معمولاً همکاری با اسرائیل را پیش از هر چیز از منظر انرژی، فناوری و امنیت ارزیابی می‌کنند. اما در سطح جامعه، طی سال‌های اخیر گرایش‌های مذهبی تقویت شده و هم‌زمان نفوذ فرهنگی ترکیه نیز به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است؛ روندی که به همدلی و حمایت آشکارتر از مردم فلسطین انجامیده است.

از همین رو، رهبران کشورهای آسیای مرکزی اغلب ضروری می‌دانند که گسترش روابط با اسرائیل را با اظهارات رسمی در حمایت از تشکیل کشور فلسطین و حل‌وفصل مناقشه بر اساس اصل «دو کشور» همراه سازند. دقیقاً در همین‌جا، حدود و محدودیت‌های این همکاری نیز آشکار می‌شود.

آیا آسیای مرکزی به صحنهٔ جدید رقابت میان ترکیه و اسرائیل تبدیل خواهد شد؟

در شرایط کنونی، بعید است که آسیای مرکزی به عرصهٔ مستقیم رقابت ژئوپلیتیکی میان ترکیه و اسرائیل تبدیل شود.

دلیل اصلی این است که کشورهای آسیای مرکزی روابط با این دو کشور را گزینه‌هایی متقابلاً انحصاری نمی‌دانند، بلکه آنها را جهت‌های مکمل سیاست خارجی خود تلقی می‌کنند. خرید فناوری‌های اسرائیلی در حوزهٔ کشاورزی یا امنیت سایبری به هیچ‌وجه مستلزم آن نیست که همکاری با ترکیه در زمینه‌های آموزش، فرهنگ، تجارت یا دفاع کاهش یابد.

ترکیه در مقایسه با اسرائیل از نفوذ بسیار گسترده‌تری در حوزه‌های تاریخی، زبانی و فرهنگی آسیای مرکزی برخوردار است. در مقابل، اسرائیل فعالیت خود را بر حوزه‌هایی محدودتر، اما دارای اهمیت بالای فناورانه و راهبردی، متمرکز کرده است.

نباید نکتهٔ مهم دیگری را نیز از نظر دور داشت. اگرچه ترکیه از دههٔ ۱۹۹۰ در پی تقویت روابط خود با جمهوری‌های آسیای مرکزی بوده است، اما تنها از اواسط دههٔ ۲۰۱۰ توانست به سطح نزدیکی دست یابد که سال‌ها در پی آن بود. هم‌زمان، همین دوره با آغاز مرحلهٔ تازه‌ای از فعال‌تر شدن سیاست اسرائیل، ایالات متحده و اتحادیهٔ اروپا در آسیای مرکزی همراه شد.

نه یک اتحاد ایدئولوژیک، بلکه یک همگرایی عمل‌گرایانه

در نهایت، برای اینکه چرا کشورهای ترک‌تبار روزبه‌روز بیشتر به اسرائیل نزدیک می‌شوند، توضیح واحدی وجود ندارد.

میراث تاریخی جوامع یهودی، پایهٔ فرهنگی این روابط را تشکیل می‌دهد. تجارت منابع انرژی، منافع مشترک و وابستگی متقابل ایجاد می‌کند. جمهوری‌های آسیای مرکزی برای پاسخ به نیازهای عملی خود از فناوری‌ها و تجربهٔ اسرائیل در حوزهٔ امنیت استفاده می‌کنند. همچنین، چالش‌های مشترکی که از ایران و افغانستان سرچشمه می‌گیرند، دو طرف را در شماری از زمینه‌ها به یکدیگر نزدیک‌تر می‌سازند.

در عین حال، سیاست خارجی چندجانبه و متوازن موجب می‌شود که این روابط بخشی از یک نظام گسترده‌ترِ توازن راهبردی باشد؛ نظامی که روسیه، چین، ترکیه و کشورهای غربی نیز در آن جایگاه مهمی دارند.

*داعش در بسیاری از کشورهای جهان به‌عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده و ممنوع است.


سیاست

مقاومت دوم

05-شهریور-1405 By admin

«خر نباش!»؛ نامهٔ سرگشاده…

طالب بدخشانی! میان حُریت و خریت یکی

ژئوپلیتیک

06-شهریور-1405 Hits:6484 ژئوپلیتیک By admin

ترازوی گرجی

آیا گرجستان بار دیگر به ابزاری از سوی غر

دین

24-مرداد-1405 By admin

«مسلمان‌سازی» اسماعیلیان در افغانستان…

سرگذشت تلخ اسماعیلیان در بدخشان؛ از بسته