خبر روز

يكي از مصيبت هاي بزرگ كه افغانستان بعد از جهاد در مقابل شوروي نصيب شد، راه يافتن وهابي ها در افغانستان است.

نویسنده: فرید یونس، استاد بازنشسته انسان شناسی فرهنگی و فلسفه اسلامی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، عضو هیئت مشورتی سنگر

در ماه اكتوبر ٢٠٢٢ قرار داريم و اوضاع سياسي افغانستان روز به روز وخيم شده مي رود. جنگ ها زياد تر توسط جبهه مقاومت ملي افغانستان به رهبري احمد مسعود جوان دوام دارد و پيشرفت قابل ملاحظه كرده است.

حمله اخير خوارج قرن بيست و يكم به تاريخ ٣٠ سپتامبر ٢٠٢٢ به مركز آموزشي كاج در كابل كه زياد تر دانشجويان دختر بودند و شيعه و از قوم هزاره بيانگر اين حقيقت بود كه اول طالبان امنيت كشور را تامين نتوانستند و چون خود شان از سني هاي متعصب ضد شيعه هستند و به آزادي مذهب اعتقاد ندارند درين حملات دست دارند. از ديد اين محقق طالب و داعش و حقاني و غيره گروه هاي كه هيچ عمل شان اسلامي نيست از يك چشمه آب ميخىورد و آن شيخ هاي عربي و وهابي ها هستند نسل كشي و ضديت در مقابل شيعه در افغانستان نو نيست و اين جنايت توسط عرب هاي سعودي حمايه و تمويل مي شود چنانچه سعودي شيعه هاي يمن را تار و مار كرد و عالم بزرگ شيعه يعني شيخ باقر النمر را اعدام نمود. در برگه هاي گذشته هم نوشتيم كه يكي از مصيبت هاي بزرگ كه افغانستان بعد از جهاد در مقابل شوروي نصيب شد، راه يافتن وهابي ها در افغانستان است. افغانستان امروز آن كشور سني مذهب حنفي لبيرال كه پنجاه سال قبل بود ديگر نيست.

راه حل چه است ؟

موقعيت نازك افغانستان منحيث منطقه حايل Buffer zone بين شرق و غرب كار صلح را در افغانستان مشكل ساخته است. افغانستان نه مي تواند بدون همكاري جامعه بين المللي مخصوصا قدرت هاي بزرگ مانند روسيه و ايالات متحده امريكا به يك صلح دائمي برسد. در گذشته هم اين محقق پيشنهاد كرده بودم كه راه حل اساسي از نگاه سياست جهاني و منطقوي بيطرف ساختن افغانستان و غير منسلك ساختن افغانستان أست كه توسط يك كنفرانس بين المللي انعقاد يابد.

بدين ترتيب دست قدرت هاي منطقه از نگاه راه بردي قطع مي شود. اما اين صلح منطقوي نه مي تواند صلح داخلي را تضمين كند مشروط بر اينكه مردم افغانستان در انتخاب راه و روش زندگي آزاد نباشند. يعني دين و مذهب تحميل نشود و جامعه مدني افغانستان براي مدني ساختن افغانستان خدمت كند و نظام شهروندي را طرح ريزي كند كه همه مردم در مقابل قانون حقوق مساوي داشته باشند . تسلط قومي و مذهبي بايد بر كنار ساخته شود . افغانستان بعد از تقريبا پنجاه سال دربدري بايد يك نظام جديد سياسي و اجتماعي را به وجود بياورد كه هيچ فرد كشور احساس كمي و كمبودي و حقارت نكند. در افغانستان قرن بيست و يكم هيچ قومي بر قومي برتري ندارد و هيچ قوم در اكثريت نيست. هيچ مذهبي بر مذهبي برتري ندارد و هيچ مذهب در اكثريت نيست و هيچ مردي بر زني و هيچ زني بر مردي برتري ندارد به جزء از تقوي و دانش. در يك كشور كه گوناگوني فرهنگي دارد تبعيض، تعصب و تنگ نظري نه مي تواند يك زيست باهمي صلح آميز را تضمين كند.

ساخت و بافت سوسيو پوليتيك افغانستان بايد مطلق تغيير كند . براي زيست با همي و من اين مطالب را در پيشنهادات خود در سال ٢٠١٣ نوشتم بايد زبان هاي افغانستان مخصوصا فارسي كه در اكثريت است، پشتو و ازبكي مانند سويس كه فرانسوي و آلماني و ايتالوي دارند مساويانه به رسميت شناخته شود. نام هاي قريه جات كه در زمان نادر خان پشتو ساخته شده است بايد دوباره به نام هاي اصلي شان باز گشتانده شود. آبدات و مراكز ملي به نام همه اقوام نام گزاري شود. بدين ترتيب است كه افغانستان از نگاه داخلي آرام خواهد شد. چطور مردم كشور به همديگر اعتماد كنند وقتي دختر شان قشر دوم جامعه باشد ؟ چطور مردم يك كشور اعتماد كنند وقتي زبان مادري شان احترام نشود ؟ چطور مردم يك كشور اعتماد كنند وقتي مي بينند كه زمين هاي شان قصدا و عمدا غصب مي شود. چطور مردم به همديگر اعتماد كنند وقتي قوم شان در اقليت باشد در حاليكه از نگاه جامعه شناسي اسلامي اقليت و اكثريت وجود ندارد . افغانستان در كنار اينكه بايد جنگ ايستاد شود ساختار اجتماعي اش را تغيير دهد تا صلح دست همكاري دهد . و اين از طريق شهروندي متصور است و بس.


سیاست