جشن گرفتن روزهای غم انگیز خیانت و ادامه رنج بی پایان است.
نویسنده: احمد سعیدی، تحلیلگر مسائل افغانستان و منطقه (آلمان)، مخصوص برای "سنگر"
من نمیخواستم در مورد تحول ۷ و ۸ ثور و آمدن طالبان چیزی بنویسم، چون حوادث چهار دهه اخیر در حال حاضر جز از تاریخ شده اند.
اما صبح امروز نوشته ی را دیدم که یکی از طرفداران ۸ ثور گفته بود که باید این روز با تمام افتخار تجلیل شود که مجاهدین آمدند و قدرت را گرفتند.
من هم طاقت نکردم قلم گرفتم تا چیزی بنویسم.
در ابتدا به یادم آمد که زمانی روان شاد میر غلام محمد غبار تاریخ نویس شهیر کشور گفته بود ( ما ملت افغانستان بعد از هر غسل خون و آتش همان پیراهن چرکین گذشته را دوباره به تن میکنیم )
بنا به عقیده من هر تحولی که در چهار دهه اخیر در افغانستان آمده است چه ۷ و ۸ ثور و چه آمدن دور اول و دوم طالبان هرگز مایه افتخار نبوده غیر از ویرانی و سرگردانی دیگر دست آورد نداشته !
به باور من هفت و هشت ثور و آمدن طالبان روز های آغاز و دوام حکایت رنج ها و درد های مردم افغانستان است.
هفتم ثور سال 1357 و هشتم ثور سال 1371، و آمدن دوباره طالبان این همه رویداد های متقابل مصیبت بار در تاريخ افغانستان است، اما از نظر پيامد، برای قربانيان و آسيب ديدگان اين جنگ ها، تفاوتی ندارد، هرچند این سه رویداد هنوز مدافعین خود را دارد. ولی این رویداد ها آغاز فاجعه پنداشته میشود.
رویداد های چهار دهه اخیر برای ملت ما رنج های بی شمار و مصیبت های فراوان به میراث گذاشته است.
اگر با حامیان هشت ثور در مورد شکست روسها منحیث افتخار ملی موافق باشم اما بنام پیامد جهاد اسلامی هرگز تن نخواهم داد چون هیچ نتیجه شایسته ارشادات اسلام بدست ملت ما نرسید و از نام جهاد و اسلام به نفع کشور های دور و نزدیک از ملت ما قربانی گرفتند.
همه میدانند هفتم ثور که مصادف است با کودتای رژيم خلقی عليه جمهوری داوود خان بود، آغاز قتل های بيرحمانه دانسته می شود و از هشتم ثور، سالروز پيروزی گروه مجاهدين، با وجود آن که به باور برخی ها تداوم هفت ثور خوانده می شود، از سوی دولت افغانستان که از طرف فرماندهان و رهبران بگرو گرفته شده طور تشریفاتی به عنوان روز پيروزی مجاهدين تجليل می شود؛ اما از نظر قربانيان و ملت افغانستان فرقی ميان اين رويداد ها وجود ندارد. و این روز ها را مردم ما به هیچ صورت شایسته تجلیل و افتخار نمیدانند، و کسی هم حق ندارد که ۷و ۸ ثور و یا آمدن طالبان را تجلیل کند.
- هفت ثور مردم ما را زیر چکمه های استبداد خورد و بر حریم آبرو و شرف متنفذ و روحانی و سیاستمدار تجاوز صورت گرفت وقتل های دسته جمعی در زندانها افتخار حکومت مردان آن وقت بود چنانچه هشت ثور هم با به آتش کشیدن شهر کابل و ویران ساختن خانه ها و بستن مکاتب و مدارس این سناریو را ادامه دادند بار دیگر مهاجرت٬ فرار٬ یتیمی بیوه گی و صدها هزار کشته ارمغان دیگری بود که از طرف پیام آوران هشت ثور به مردم تحمیل کردند.
هنوز این زخم التیام نیافته بود که بار دیگر طالبان بر زخم های التیام نیافته این مردم نمک دیگری شد و باز ادامه همان تراژدیدی باز هم کشتن و به دار آویختن زنده به گور کردن و کوچ اجباری ادامه یافت و نزدیک به سه سال حکومت ناب محمدی به بدترین ترین وجه ممکن بر سر این مردم تحمیل کردند و سیمای اسلام را بشکل وحشتناکی به تصویر کشیدند.
- نمیدانم با کدام شعور و با کدام إحساس هشت ثور و آمدن طالبان را تجلیل میکنند؟
تجلیل از هشت ثور و هفت ثور و تجلیل از آمدن طالبان توهین به هزار ان شهید و معلول ومفقود کابل و ولایات کشور است. تجلیل از هشت ثور و آمدن دوباره طالبان توهین به صدها هزار بیوه و اطفال یتیم است که امروز از فقر به سوء تغذیه و بیماری های گوناگون مبتلا و در سرک های کابل بدنبال موتر های آخرین مدل رهبران بخاطر یک رویپه پرسه می زنند.
تجلیل از هشت و هفت ثور و قدرت گرفتن طالبان توهین به میلیونها افغانستانی مهاجر است که در کشور های ایران و پاکستان و تمام جهان با تمام تحقیر و توهین شدن ها زندگی را در آن کشور ها ترجیح میدهند و اما جراأت بر گشتن به کشور را ندارند٬ تجلیل از هشت و هفت ثور و حاکم شدن دوباره طالبان تجلیل از خشونت و درندگی گرامیداشت از کشتن و بستن و سوختن و شکستن است و تجلیل از هشت و هفت ثور و حاکمیت دوباره طالبان توهین به شریعت محمدی است.
بیائید به جای تجلیل از هشت و هفت ثور و جشن گرفتن آمدن طالبان پیراهن سیاه بر تن کنیم و عزادار باشیم چرا که این همه تاریخ چهار دهه اخیر ٬تاریخ و حادثه ی کربلای دیگریست در سرزمین بنام افغانستان، بیائید درین روز ها تمام شهدای کشور را بحساب بگیرم و از پیشروی ایتام رژه رویم.
هفتم و هشتم ثور و قدرت گرفتن طالبان اعتراف بگناه و عذر خواهی از ملت است.
بلی بالا ترین و پر ارزش ترین شهامت این است تا عاملین وجلو داران حوادث چهار دهه اخیر این روز تاریخی را به گناه های متراکم خویش إعتراف و از ملت مظلوم افغانستان عذر خواهی کنند.
همه به قیمت خون مردم و عزت افغانستان برای بیگانگان خدمت کردند.
اگر به عوامل و انگيزه هاى تمام تحولات و انقلابات و بحران ها توجه نماييم، چنان درمى يابيم كه ريشه در بيرون كشور داشته و از وراى مرزها مصائب و مشكلات بذر افشانى شده و آبيارى گرديده است و اين دستان اجنبى بوده كه مدام در اين كشور بحران و تشنج آفريده و در اين سرزمين به گونه هاى مختلف به جولان پرداخته اند و از ما افغان ها استفاده ابزارى كرده و به نفع سياسى، اقتصادى، نظامى و فكرى خود، ما را استعمال نموده اند.
شما شکوه و تکبر همسایه ها را از در بدری ما در میابید.
اگر خواسته باشيم كه ديگر ديدگان ما ويرانى كشور، كشتار مردم بى گناه، مشكلات و دشوارى هاى امنيتى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى را مشاهده نكند، از حوادث و رويداد هاى گذشته واز اشتباهات و خطاهاى مرموز و غلط كارى هاى چهار دهه اخیر، چنان برمى آيد كه بار نخست چشم ما بايستى بيگانه را در كشور نبيند،
فكر و انديشه ما آگنده به گند ديكته ها و تلقينات خارجى ها نباشد، شعور و حس ما از گرو بيگانه گرايى رهايى يابد، و حس استقلال طلبى، خود اراديت جويى در وجود سياست مردان اين كشور بيدار گردد و روحيه ايثار و گذشت از منافع شخصى و حزبى، قومى و سمتى به منظور تحقق منافع جمعى و ملى در وجود هر فرد اين ملت زنده گردد.
باید به حق إعتراف کنیم تجلیل از روز های مصیبت بار خیانت به میهن و ملت و تداوم رنج های بیکران است.




