هیچ کس نتوانست این کشور را به طور مؤثر مدیریت کند - نه کمونیست ها، نه سلطنت طلبان، نه جمهوری خواهان غربی و نه اکنون طالبان.
نویسنده: آندری سرنکو، رئیس مرکز تحلیلی جامعه سیاستشناسان روسیه
تحولات سیاسی-اجتماعی در افغانستان در حال تشدید است. رژیم طالبان میکلابد و در حال فروپاشی است. آندری سرنکو، کارشناس مسائل سیاسی و نویسنده کانال تلگرامی، 4 سناریو برای توسعه حوادث افغانستان را به «نگاه به شرق» ارائه کرد:
حفظ رژیم طالبان
رژیم طالبان را شریکان امریکایشان حمایت، تقویت و کمک خواهند کرد. همین حالا این کار جریان دارد. به گفته کارشناسان به مدت 1.5 سال گذشته، آمریکا 5 میلیارد دلار برای افغانستان هزینه کرده است. حفظ رژیم طالبان به شکل کمی تغییر یافته به آمریکایی ها این امکان را می دهد که با صرف هزینه کمتر نسبت به 20 سال گذشته، بر اوضاع کشور و منطقه تأثیر بگذارند. توافق جدید بین ایالات متحده و طالبان احتمالاً در بهار سال 2023 حاصل خواهد شد، زمانی که می توان یک دولت فراگیر در کابل با مشارکت نمایندگان مهاجرت سیاسی افغانستان ایجاد کرد، اما در سکوی جناح طالبان قندهار (ملا برادر، ملا یعقوب). در این صورت، روسیه شروع به فاصله گرفتن از طالبان خواهد کرد و احتمالاً به دنبال متحدان جدید در میان سیاستمداران افغان خواهد شد. ممکن است در میان مخالفان سرسخت طالبان، مثلاً جبهه مقاومت ملی افغانستان احمد مسعود باشد.
جنگ داخلی
طالبان قدرت را در دست نگاه نخواهند داشت، جنگ داخلی تمام عیار بین آنها، جبهه مقاومت، واحدهای مقاومت پشتون که در قندهار شروع به شکل گیری کرده اند و جنگجویان [سازمان تروریستی ممنوع] داعش که که در افغانستان سر بالا میکنند، رخ خواهد داد. سوال بزرگ این است: روسیه از چه کسی حمایت خواهد کرد و آیا در امور افغانستان مداخله خواهد کرد یا خیر؟ احتمالاً باید مداخله کند، حداقل برای جلوگیری از ظهور مجدد داعیش. در ضمن، تنها چیزی که روسیه و آمریکا را متحد می کند این است که هر دو داعش را قبول ندارند و برای این کار آماده استفاده از زور هستند.
فروپاشی کشور
این به معنای ایجاد حداقل ۲ دولت اولیه جداگانه خواهد بود: در شمال - خراسان، فدراسیونی از جوامع قومی غیر پشتون، در جنوب - پشتونستان، جایی که می توان تا حدی قدرت طالبان را حفظ کرد. این احتمال وجود دارد که یک شاخه افغان از دولت اسلامی تلاش کند تا بر اساس یکی دو ولایت، "خلافت" خود را ایجاد کند.
تضعیف دولت متمرکز افغانستان اجتناب ناپذیر است. هیچ کس نتوانسته است این کشور را به طور مؤثر مدیریت کند - نه کمونیست ها، نه سلطنت طلبان، نه جمهوری خواهان غربی و نه اکنون طالبان. این کشور از نظر ابعاد امداد طبیعی، جمعیتی، قومی، مذهبی و سیاسی کشوری ناهمگون است.
تنها چیزی که احتمال چنین سناریوی تجزیه را کاهش می دهد این است که هیچ نیروی خارجی علاقه ای به تجزیه افغانستان ندارد.
هرج و مرج و جنگ همه علیه همه
فقر انبوه جمعیت، گرسنگی، فروپاشی نهادهای دولتی، و ناتوانی کشورهای همسایه، روسیه و غرب در جلوگیری از لغزش کشور به ورطه میتواند افغانستان را به سیاهچاله اوراسیا ، یک “میدان وحشی” جدید تبدل کند، میدانی، که در آن نه صلح، نه صلح، نه امنیت و نه توسعه وجود خواهد داشت. در این صورت، منطقه با شوک های شدیدی در قالب صدها هزار پناهجو، حملات تروریستی و ظهور پروژه های جدید جهادی مواجه خواهد شد که می تواند جهنم را از افغانستان به سایر نقاط جهان صادر کند.









