آیا ایران توانسته است تهاجم گسترده را دفع کند؟
نویسنده: دکتور فضل الهادی وزین، سیاستمدار و نویسنده، اختصاصی برای «سنگر»
تصویر: رادار تخریب شده آمریکا در پایگاه نظامی آمریکا در العیدید قطر پس از هدف قرارگرفتن با پهپاد انتحاری ایران.
در دهمین ساعت از آغاز این نبرد فراگیر، ارزیابی میدان نبرد نشاندهنده تحولات بزرگی در معادلات منطقه است. آنچه تا کنون رخ داده، فراتر از یک درگیری محدود بوده و به نظر میرسد نقشههای از پیش طراحی شده برای یک جنگ برقآسا، با شکست مواجه شده است.
۱. شکست محاسبات در ضربه نخست
برخلاف پیشبینیهای اولیه، موج اول حملات موسوم به " سپر یهودا" و "ضربه پیشدستانه" ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، از قدرت و شدت پیشبینی شده در سناریوهای قبلی (مانند جنگ ۱۲ روزه) برخوردار نبود. این ضعف در آتش اولیه، نشاندهنده آمادگی بالای پدافندی ایران و خنثیسازی بخش مهمی از توان مهاجم پیش از اصابت به اهداف است.
۲. معنویات بالا و سرعت عمل بیسابقه
ضعف ضربه اولیه، موجی از اعتماد به نفس را در سطوح فرماندهی ایران ایجاد کرد که نتیجه آن، واکنشی کوبنده و آنی بود. پاسخ ایران نه در ساعات بعد، که در همان دقایق نخستین آغاز شد. در منطق نظامی، سرعت در واکنش نشاندهنده انسجام فرماندهی و وجود طرحهای عملیاتی از پیش تعیینشده است؛ نقطهای مقابل تردید و سردرگمی. ایران با این واکنش سریع، ثابت کرد که در موضع انفعالی قرار ندارد.
۳. تغییر جغرافیای نبرد و جستجوی بازدارندگی
در یک ابتکار راهبردی، نیروهای مسلح ایران آتش خود را به ۱۴ پایگاه نظامی ایالات متحده در شش کشور منطقه و همچنین اهدافی در داخل سرزمینهای اشغالی گشودند. این "توسعه افقی" میدان نبرد، یک پیام واضح دارد: ایران به دنبال تغییر معادلات و تعریف یک نظم امنیتی جدید است. همانگونه که در روزهای اخیر پیشبینی میشد، ایران پس از تحمل خسارتهایی در سالهای گذشته، این جنگ را یک فرصت طلایی برای بازسازی موقعیت خود و خلق یک "بازگشت بزرگ" میبیند. به نظر میرسد توصیه مشاورانی که دونالد ترامپ را از خطرات این ماجراجویی برحذر داشتند، نادیده گرفته شده و اکنون هزینه آن در حال پرداخت است.
۴. کور کردن چشمهای دشمن
در یکی از دقیقترین و هوشمندانهترین مراحل عملیات، ایران موفق شد سه رادار پیشرفته و راهبردی آمریکا را در بحرین و قطر منهدم کند. این رادارها که پوششی به وسعت ۵ هزار کیلومتر را تأمین میکردند، نقش مغز و چشم شبکه پدافندی ائتلاف را برای هشدار سریع درباره تحرکات نیروی دریایی و سکوهای پرتاب موشکی ایران ایفا مینمودند. با نابودی این سامانهها، ائتلاف مهاجم عملاً با مشکل "کوری راهبردی" مواجه شده و توانایی رهگیری و مقابله با موجهای بعدی آتش ایران به شدت کاهش یافته است. این تاکتیک، یادآور اقدام موفق حزبالله لبنان در ابتدای جنگ طوفانالاقصی در کور کردن رادارهای رژیم صهیونیستی بود که ماهها تسلط موشکی بر آسمان فلسطین اشغالی را برای آنها به ارمغان آورد.
۵. گسترش دامنه وحشت
با پرتاب حجم انبوهی از موشکها و پهپادها در ساعات گذشته، ایران نه تنها به اهداف نظامی ضربه زد، که صحنه را برای افزایش فشار روانی بر نظامیان و شهرکنشینان صهیونیست و متحدان منطقهای آنها آماده میکند. جو غالب در پایگاههای آمریکا و شهرهای رژیم صهیونیستی، وحشت و سردرگمی است که خود زمینهساز تصمیمگیریهای اشتباه بعدی خواهد بود.
۶. تبلیغات پنالتی برای مهاجمان
اعلام رسمی و رسانهای مقامات آمریکا و رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه "هدف نهایی، ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران است"، یک اشتباه راهبردی بزرگ بود. این اعلام موضع، عملاً بار سنگین "جنگ وجودی" را بر دوش خود مهاجمان انداخت و وحدت ملی را در داخل ایران بیش از پیش تقویت کرد. در چنین شرایطی، رهبری ایران که از حمایت طیف بزرگی از مردم برخوردار است، با دستی بازتر و مشروعیتی مضاعف برای دفاع همهجانبه عمل خواهد کرد.
۷. مشروعیت اخلاقی برای پاسخ سخت
جنایت هولناک رژیم صهیونیستی در بمباران یک مدرسه دخترانه در ایران و شهادت دهها دختر دانشآموز، احساسات عمومی در منطقه را به شدت جریحهدار کرد. این اقدام غیرانسانی، نه تنها موقعیت رهبری را در داخل مستحکمتر میکند، بلکه به هر گونه واکنش نظامی متقابل ایران، یک مشروعیت اخلاقی و انسانی در افکار عمومی جهان میبخشد. دیگر هیچ محدودیتی در شدت پاسخ نمیتوان متصور شد.
۸. باز شدن پای "کارت تنگه هرمز" به میدان
مهمترین برگ برنده ژئوپلیتیکی ایران، یعنی تنگه هرمز، اکنون به صورت رسمی روی میز قرار گرفته است. خبرگزاری فارس به صراحت از تهدید به بستن این آبراه حیاتی خبر داده و همزمان، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا از دریافت پیامهای متعدد از کشتیهای تجاری در خلیج فارس مبنی بر ابلاغیههایی درباره بسته شدن تنگه هرمز حکایت دارد. این نشان میدهد که تهدید ایران مستقیم و عملیاتی شده است. طولانی شدن جنگ، مساوی است با مختل شدن کامل جریان انرژی و تجارت جهانی؛ هشداری که مستقیماً از سوی ایران به گوش قدرتهای بزرگ رسیده است.
خلاصه این که پس از ده ساعت، نبرد در مسیری کاملاً متفاوت با آنچه مهاجمان انتظار داشتند، در حال حرکت است. ایران با عبور از فاز دفاع صرف، ابتکار عمل را در دست گرفته و معادلات را به نفع خود تغییر داده است. آنچه امروز در حال رقم خوردن است، تولد یک نظم جدید در منطقه نیست؛ بلکه پایان یک نظم کهنه و تحمیل اراده یک ملت مقاوم بر اراده متجاوزان است.






