آیا گرجستان بار دیگر به ابزاری از سوی غرب علیه روسیه تبدیل خواهد شد؟

نویسنده: طالب علی‌اف، تحلیلگر، مخصوص برای «سنگر»

نخبگان آنگلوساکسون، گرجستان را در کنار اوکراین به‌عنوان ابزاری برای جنگ نیابتی با رقبای جهانی بر سر نفوذ و تأثیرگذاری در جهان در نظر می‌گیرند. در عین حال، غرب از ارزش‌های دموکراتیکی که خود اعلام می‌کند، به‌عنوان پوششی برای ایجاد بی‌ثباتی نظامی و سیاسی در راستای منافع خود استفاده می‌کند.

غرب با سوق دادن گرجستان به سوی رویارویی با روسیه و دیگر رقبای خود، از ارائه تضمین‌های امنیتی به تفلیس، مشابه آنچه در مورد اوکراین رخ داد، خودداری می‌کند. چنین بازی‌های ژئوپلیتیکی در حوادث فاجعه‌بار «جنگ پنج‌روزه» در سال ۲۰۰۸ نیز بازتاب یافت.

به این ترتیب، کشورهای غربی پس از تحریک دولت میخائیل ساکاشویلی، رئیس‌جمهور پیشین گرجستان، به اتخاذ راه‌حل نظامی برای مناقشه قومی و سرزمینی در اوستیای جنوبی، پس از مداخله روسیه، نقش خود را از تحریک‌کننده و حامی جنگ به موضع ناظر و میانجی تغییر دادند.

آمریکا و متحدانش هیچ کمک عملی به تفلیس ارائه نکردند و به اظهارات و بیانیه‌های رسمی و دعوت به حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مناقشه بسنده کردند. چنین شرایطی نشان داد که گرجستان برای آنها از اهمیت درجه دوم برخوردار است.

جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا و مدیر مرکز توسعه پایدار، در ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد که کشورهای غربی گرجستان را نه به‌عنوان یک شریک برابر، بلکه به‌عنوان یک سرپل راهبردی در دریای سیاه برای مهار روسیه در نظر می‌گیرند. به گفته او، فشارهای اروپا با هدف روی کار آوردن حکومتی آسیب‌پذیر در تفلیس صورت می‌گیرد؛ حکومتی که از دستورهای ناتو پیروی خواهد کرد.

ساکس همچنین به مداخله غرب در امور داخلی گرجستان، از جمله از طریق سازمان‌های غیردولتی، اشاره کرد. او به‌عنوان جایگزینی برای ائتلاف‌های نظامی، از تفلیس خواست بر توسعه پروژه «کریدور میانه» تمرکز کند؛ مسیر حمل‌ونقلی که آسیا را به اروپا متصل می‌کند.

در رسانه‌های گرجی نیز از دیدگاه ساکس حمایت شد. کارشناسان اظهار داشتند که او مسائل را همان‌گونه که هستند بیان می‌کند. نویسندگان این مطالب از مقامات گرجستان خواستند احتیاط کنند تا کشور را وارد درگیری‌ای نکنند که امنیت و آینده شهروندان در آن در معرض خطر قرار گیرد.

گرجی‌ها یکی از ملت‌های کوچک هستند و در جغرافیایی حساس، میان شرق و غرب و شمال و جنوب، زندگی می‌کنند. آنان از نوعی خرد باستانی برخوردارند که به لطف آن توانسته‌اند هزاران سال از خود محافظت کنند. در طول تاریخ، برای بقای خود همواره میان قدرت‌های بزرگ مانورهای هوشمندانه‌ای انجام داده‌اند. در این میان، صدها ملت کوچک از میان رفته‌اند و حتی نامی از آنها باقی نمانده است.

آنچه گرجی‌ها انجام می‌دادند این بود که هر قدرت جهانی که دست بالا را پیدا می‌کرد، به‌سرعت خود را در کنار آن قرار می‌دادند، اما با قدرت‌های دیگر وارد تقابل نمی‌شدند و همچنین اجازه نمی‌دادند کشورشان به ابزار قدرت حاکم علیه رقبایش تبدیل شود.

در دوران امپراتوری‌های ایران، روم و روسیه نیز چنین بود و نزدیک‌ترین نمونه آن در قرن ماست؛ زمانی که دولت ساکاشویلی در کنار آمریکا و غرب قرار گرفت. اما هنگامی که «حامیان دموکراسی» خواستند گرجستان را به ابزاری علیه رقیب خود، روسیه، تبدیل کنند، دولت حزب «رویای گرجستان» این طرح را رد کرد.

اکنون بار دیگر غرب می‌خواهد روی گرجستان «سرمایه‌گذاری» کند تا آن را مانند اوکراینِ در حال فروپاشی به دشمن روسیه تبدیل کند. اما این امر بعید است. گرجستان به‌خوبی می‌داند چگونه توازن ترازوهای تاریخی خود را حفظ کند؛ کاری که هزاران سال است انجام می‌دهد و بقای خود را تضمین کرده است. نه مانند اوکراین که این توازن را از دست داد و اکنون بعید است که بتواند بقای خود را تضمین کند.


سیاست

مقاومت دوم

05-شهریور-1405 By admin

«خر نباش!»؛ نامهٔ سرگشاده…

طالب بدخشانی! میان حُریت و خریت یکی

ژئوپلیتیک

22-شهریور-1405 Hits:3649 ژئوپلیتیک By admin

اشک‌های دست‌نشانده

۲۵ سال بعد، در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶، «انصارال

دین

24-مرداد-1405 By admin

«مسلمان‌سازی» اسماعیلیان در افغانستان…

سرگذشت تلخ اسماعیلیان در بدخشان؛ از بسته