“داعشگری ها” و “طالبگری ها” را از خاورمیانه، اوکراین و آذربایجان تا قرقیزستان، ایران و افغانستان که سپارش میدهد؟
نویسنده: طالب علی اف، تحلیلگر
سر بریدن یا تیرباران، سربازان، افسران ارتش، کارمندان یک حکومت قانونی، غیرنظامیان، همزمان کشتار آدمان به دلیل دین و عقیده، قوم و غیره، بدون محاکمه و مطالبه - همه اینها پدیده هایی هستند که به یکی از ویژگی های جنگ های دهه اخیر تبدیل شده اند. عراق، سوریه، لیبی و افغانستان در این زمینه برجسته بودند. اکنون این روشها که میتوان آن را “داعشگری” و “طالبگری” نامید، توسط ارتشهای اوکراین، آذربایجان و قرقیزستان نیز استفاده میشود.
در افغانستان و اوکراین - دو سر یک جنگ جهانی - و حتی در قرقیزستان، تجربه متفاوتی استفاده می شود - آزار و شکنجه روانی فقط به دلیل سوء ظن.
هر سرباز و افسری، به طور کلی، هر قدر هم که خشم و عصبانیت و نفرت در او باشد، با دیدن یک فرد اسیر یا بی دفاع هرگز به خود اجازه نمی دهد که او را گردن بزند و به او شلیک کند. بیایید قوانین و اعلامیه های بین المللی را که این گونه اعمال را محکوم می کنند و آنها را جنایت علیه بشریت می نامند کنار بگذاریم زیرا هیچکس به آنها اعتقاد و پایبندی ندارد. بیایید طالبان و داعش را رها کنیم، چنین جنایاتی توسط ارتش اوکراین، آذربایجان و قرقیزستان انجام می شود. اما چرا؟
در اینجا چند نمونه را ذکر میکنیم: در یک ویدیو که توسط ارتش اوکراین با تلفن همراه فیلمبرداری شده است، اندام تناسلی یک سرباز روسی با چاقوی ساختمانی بریده می شود. در ویدئویی دیگر ارتش آذربایجان سربازان ارمنی را تیرباران می کند. ارتش قرقیزستان با هواپیماهای بدون سرنشین به مدارس، مساجد و ساختمان های مسکونی در تاجیکستان حمله کرده و ده ها غیرنظامی را به شهادت رساند. در ایران "معترضین" یک کارمند پولیس را گردن زدند و در اثر حمله مسلحانه یک داعشی به مسجد، ۱۵ نفر کشته شدند.
طالبان در اولین ظهور خود هزاره ها را در یکاولنگ و تاجیک ها و ازبیک های مزارشریف را به دلیل مقاومت شدیدشان قتل عام کردند. حالا افسران و سربازان رژیم سابق، اسیران و ساکنان عادی افغانستان که اکثراً تاجیک هستند را به دلیل ملیتشان وقیحانه به رگبار میبندند.
طالبان در ولایات تاجیکنشین افغانستان قتل عام کردند. به گفته جبهه مقاومت ملی افغانستان، طی یک سال گذشته در ولایاتی که مقاومت شدید در برابر طالبان وجود دارد، به عنوان مثال، در پنجشیر، ۵۱۱ نفر و در اندراب ولایت بغلان - حدود ۵۰۰ نفررا به اتهام همکاری با این جبهه تیرباران کردهاند. و در این مدت، حدود ۲۰۰۰ سرباز و افسر دولت پیشین سر بریده یا تیرباران شدند که بیشتر آنها تاجیک، هزاره، ازبیک و سایر غیر پشتون ها بودند. کشتار هزاره ها که دشمنی چندانی با طالبان نشان نمی دهند، به دست داعش در مساجد و مکاتب جنایت دیگری است که تاریخ بشر تاکنون ندیده است.
علاوه بر این، طالبان غیرنظامیان را از خیابان ها، بازارها و خانه ها می گیرند و آنها را متهم به "همکاری با جبهه مقاومت" می کنند، آنها را شکنجه میدهند و اگر نمردند آنها را با اخذ مبالغ هنگفتی از بستگانشان رها می کنند. هیچ کس نمی داند چند نفر بیگناه به جرم افسر یا سرباز بودن در دولت قبل و به اتهام همکاری با جبهه مقاومت در زندان های طالبان هستند.
طالبان به عنوان یک نیروی متعصب قرون وسطایی و ارتش جهل شناخته می شوند، اما رویدادهای مشابهی در کشورهایی مانند قرقیزستان که هنوز نظم و قانون وجود دارد در حال وقوع است. از جمله اینکه در این کشور در جریان درگیری های مرزی با تاجیکستان، تاجیک های بومی از خانه های خود بیرون رانده شدند یا در همه جا مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، هر چند که شهروند این کشور بودند. چنین مواردی به هیچ وجه در تاجیکستان ثبت نشده است.
مثال دیگر جنگ در اوکراین است. در اراضی اشغالی منطقه خارکف، نیروهای امنیتی اوکراین سرکوب گسترده ای علیه غیرنظامیان انجام می دهند و آنها را به همکاری با روسیه متهم می کنند.
پس از اینکه نیروهای اوکراینی بخشی از منطقه خارکف را ترک کردند، جمعیت مستقر در آنجا با حمایت نیروهای مسلح روسیه به زندگی خود ادامه دادند. در این شرایط، علیرغم گلوله باران منظم نیروهای مسلح اوکراین، موسسات شهری، پزشکی، آموزشی و سایر موسسات حیاتی کار خود را از سر گرفتند. به نوبه خود، مقامات محلی منصوب شده با میانجیگری روسیه توانستند در اسرع وقت زندگی مسالمت آمیز را در مناطق آزاد شده بازگردانند.
با این حال، پس از کنترل کیف بر شهرکهای منطقه خارکف، نیروهای امنیتی اوکراین ابتدا جستوجو برای یافتن "همدستان" را تشدید و پاکسازیها را در میان مردم آغاز کردند. برای این منظور، به ویژه، اقدامات فیلتراسیون سخت سازماندهی شد.
تنبیه کنندگان به بهانه بررسی "دیدگاه های سیاسی" ساکنان محلی را با خشونت بازداشت می کنند و آنها را بدون محاکمه یا تحقیق نگه می دارند. در عین حال، همه دسته از شهروندان، از جمله معلمان، پزشکان، و حتی کسانی که کمک های بشردوستانه از نیروهای مسلح روسیه دریافت کرده اند، مورد سوء ظن قرار می گیرند.
علاوه بر این، کیف تعقیب کیفری شهروندانی را که پاسپورت روسی دریافت کرده بودند، معرفی کرد. به ویژه، اوکراینی ها برای این کار با ۱۰ تا ۱۵ سال زندان روبرو هستند. همزمان، مقامات اوکراین تصمیم گرفتند معلمان اوکراینی دارای تابعیت روسیه را در معرض مسئولیت شدید قرار دهند. بنابراین به اتهام "فعالیت مشارکتی" و "تخطی از قوانین و عرف جنگ" به حبس از ۸ تا ۱۲ سال محکوم خواهند شد.
در این شرایط، کیف به طور فعال محکومیتها را تشویق میکند که معمولاً بر اساس خصومت شهروندان است. علاوه بر این، در شبکههای اجتماعی، اوکراینیها عکسها، اطلاعات تماس و گذرنامه، و آدرس محل سکونت "همکاران" ادعایی را برای تسویه حسابهای شخصی منتشر میکنند. این نشریات همچنین اطلاعات شخصی اعضای خانواده "مظنونان" از جمله افراد زیر سن قانونی و افراد مسن را نشان می دهد. به گفته ساکنان برخی شهرک ها، رادیکال های اوکراینی از قبل شروع به گشت و گذار در خانه های افراد فهرست شده کرده اند و در حال بازداشت آنها هستند. بنابراین، صدها غیرنظامی قبلاً مورد خشونت قرار گرفتهاند و بسیاری از آنها بدون محاکمه یا تحقیق در سیاهچالهای خدمات امنیت اوکراین نگهداری میشوند. در مجموع، طبق گزارش تلویزیون اوکراین، تاکنون تقریباً ۱۰ هزار نفر بازداشت شده اند.
همه اینها را می توان به "شرایط جنگی" و "قواعد نانوشته جنگ" نسبت داد، یعنی هیچ کس اوضاع را کنترل نمی کند و کسی نیست که جنایتکاران را به خاطر اعمالشان مجازات کند.
اما چنین نبوده و نیست. هر کس تاریخ جنگ های ۵۰ سال اخیر را بداند و آنها را مطالعه کند، متوجه خواهد شد که بیشتر جنایات به دستور انجام می شود و عاملان آن باید به درخواست مشتری یا سرمایه گذار عمل کنند.
حامیان جهاد افغانستان دهه ۸۰ - ایالات متحده و پاکستان از مجاهدین خواستار قتل وحشیانه سربازان و افسران شوروی، مقامات کمونیست در سراسر افغانستان و شکنجه بیرحمانه کسانی میشدند، که به اسارت میافتادند. میزان پرداختی برای قتل یک سرباز و یک افسر نیز متفاوت بود. استیو کال، نویسنده آمریکایی کتاب معروف "جنگ اشباه" نیز در این باره می نویسد.
گلبدین حکمتیار و برخی دیگر از رهبران مجاهدین مورد علاقه مشتریان بودند و فقط به خاطر "کشتن بی رحمانه شوروی" بیش از دیگران پول دریافت میکردند.
یکی دیگر از خواسته های سپارشگران این بود که مجاهدین در افغانستان پل ها، مکاتب و زیرساخت های دیگر را منفجر یا ویران کنند، در چاه هایی که مردم آب آشامیدنی را از آنجا می بردند سم بریزند و روی زنان با چهره های باز، معلمان، دختران مدرسه ای و... اسید بپاشند. کال می نویسد که یک افسر سیا که بر فراز افغانستان پرواز می کرد با دیدن کل پل های آباد عصبانی می شد و میپرسید، که چرا آنها را خراب نکردهاند...
اما همه رهبران گلبدین نبودند. بیشتر آنان به شمول احمد شاه مسعود این گونه مطالبات را مورد انتقاد قرار داده و آن را غیراسلامی و مغایر با اصول جنگ و ویرانگری افغانستان می دانستند.
ژنرال اختر محمد، رئیس آی اس آی پاکستان به ویلیام کیسی، رئیس سیا آمریکا گفت: "کابل باید بسوزد." و کابل همچنان در آتش است. جای تعجب نیست که این روزها ژنرال های در اسلام آباد و واشنگتن و... هم بگویند: بگذار اوکراین و روسیه و آسیای مرکزی و... بسوزند.
دور دوم جنگ های آمریکا در اوراسیا، به دنبال تجاوزات این کشور در افغانستان، خاورمیانه و شمال آفریقا، موج جدیدی از جنایات انسانی را به راه انداخت که داعش مهم ترین مجری آنهاست. این سازمان تروریستی که توسط غرب، ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس سازماندهی و حمایت می شود، جنایاتی را در عراق و سوریه مرتکب شده است که وحشتشان برای سال های زیادی در آینده خواب های بشریت را حرام خواهد کرد. سر بریدن و تیرباران مردم عادی، روزنامه نگاران، شیعیان و دیگران به سبک فیلم های هالیوودی فیلمبرداری می شد. نمونه دیگر معمر قذافی، بدترین دشمن ایالات متحده در آفریقا است که پس از شکنجه های فراوان، توسط توده خشمگین (طبق روایت دیگر، با شرکت اعضای القاعده) کشته شد. می توان گفت این منظره هولناک از طریق اینترنت به صورت آنلاین به جهانیان نشان داده شد. خوشحالی ایالات متحده از چنین جنایاتی با خنده بلند وزیر امور خارجه آمریکا خانم هیلاری کلینتون که از ته دل به قذافی که زیر شکنجه در حال مرگ بود در تلویزیون می خندید بیان شد.
در یک کلام، این واقعیت که ارتش اوکراین، آذربایجان و قرقیزستان و همچنین «معترضین» ایران و طالبان امروز در حال کشتار مردم بیگناه و نظامیان سابق، تیرباران اسیران، شکنجه و آزار و اذیت مردم بومی هستند و مرتکب جنایات جنگی میشوند، همه اینها برای جلب رضایت کشورهای مشتری انجام می شود. اگر داعش شیعیان و دانشآموزان دختر هزاره را به فجیعترین وجه نکشد، رضایت مشتریان خود را جلب نخواهد کرد، یعنی هیچکس هزینه آن را نخواهد پرداخت.
هدف از ارتکاب قتلهای وحشیانه و نمایش آن در شبکههای اجتماعی، ترساندن جوامع و اذهان عمومی در جهان است. به این ترتیب، مشتریان بر روح انسانیت، که سیاست هژمونی جهانی آنها اقتضا می کند، کنترل می کنند. این روش ها زمانی توسط ارتش چنگیزخان و هیتلر استفاده می شد. جنایت هر قدر پرسروسدا باشد، تأثیر آن در اذهان عمومی بیشتر می شود و مجری پول بیشتری دریافت می کند.
مجریان به خوبی میدانند که سازمانهای بینالمللی حقوق بشر آنها را مجبور به پاسخگویی به دادگاه بینالمللی برای این جنایات نمیکنند، زیرا همان کشور پشت همه این جنایات است. از سوی دیگر، آنها ملزم به استفاده از روش های از پیش تعیین شده بر عوض پول، سلاح و سایر امتیازات هستند.
و کاشت بذر انسانهراسی، روسهراسی، ایرانهراسی، چین هراسی و دهها هراس دیگر، علاوه بر انتقاد شدید از سیاستهای دولتهای ملی از طریق رسانهها و سازمانهایی که بر سوزن کمکهای غرب نشستهاند، ریشه در این سیاست مشتریان و خوش کردن آنها دارد.
همه چیز از قبل برنامه ریزی شده و همه چیز طبق برنامه پیش می رود...






