خبر روز

چرا طالبان آمریکا را به ایران ترجیح می دهد؟

نویسنده: رستم روشنگر، تحلیلگر، مخصوص برای “سنگر”

دیشب در مرور خبرها به دو خبر برخوردم که برایم جالب و تاسف‌بار و نیازمند تحلیل و تبصره بود.
خبر اولی این بود که آقای حسین کاظمی قمی نماینده ویژه ایران برای افغانستان از رویکرد گروه تروریستی تالبان در پذیرش کمک‌ها به سیلاب زدگان انتقاد کرده و گفته که زمان طلایی برای کمک‌رسانی از دست می‌رود و تالبان وقت را در رای‌زنی و هماهنگی تلف می‌کنند. او گفته که در زلزله هرات نیز وضعیت همین‌گونه بود و فرصت کمک رسانی قربانی هماهنگی و رای‌زنی شد.
خبر دومی این بود که یک مقام تالبان(که همین لحظه اسم و موقفش فراموشم شد) در دیدار با یک مقام سازمان ملل گفته که ما نمی‌خواهیم، مردم افغانستان وابسته به کمک‌های خارجی باشند. یعنی او دست رد به سینه نهادهای بین‌المللی امدادرسان زده با این توجیه که دریافت این کمک‌ها باعث خواهد شد که مردم به کمک خارجی وابسته بمانند. این در حالی است که نهادهای مختلف امدادرسان خارجی از جمله سازمان ملل بارها در یک سال اخیر از وخیم شدن بحران و فاجعه بشری در افغانستان هشدار داده و گفته‌اند که بیش از بیست میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های عاجل نیاز دارند و در فقر و فلاکت بسر می‌برند‌.
تبصره:
۱- هر دو خبر از این زاویه شبیه هم اند که نشان می دهند تالبان پروای درد و رنج مردم را ندارند و فقط به فکر تحمیل و تحقق ایده‌ها و افکار احمقانه خود در باره نظام‌داری و مردم‌داری اند. به اصطلاح "دنیا را آب بگیرد، مرغابی را تا زانویش." دنیا می‌آید که ما می‌خواهیم به میلیون‌ها گرسنه افغانستان کمک کنیم، تالبان شکم‌گنده که خود چشمه‌های عایداتی زیادی را در اختیار دارند و خود شان به نان و نوا رسیده‌اند، با تکبر و تفرعن به آنان می‌گویند که بی‌خیال باشید، کار تان نباشد، ما می‌دانیم و مردم ما!! مردمی که تالبان در هیچ درد و غم آنان خود را شریک نمی‌دانند و بلکه عقیده دارند که این مردم بخاطر رضایت دادن به نظام به اصطلاح کفری و آمریکایی شریک جرم و تجاوز اند و سزاوار سرکوب و سرزنش و تعذیب و تهذیب و تادیب!
۲-انتقاد نماینده ویژه ایران نشان می‌دهد که بین تالبان و ایران روابط آن‌گونه که در ظاهر وانمود می‌کنند، نیست. نشان می‌دهد که تالبان به ایران اجازه نمی‌دهند که با دست بازتر در افغانستان کار کند. نشان می‌دهد که تالبان حتا در حالات اضطرار که باید بی‌چون و چرا کمک هر کس را بپذیرند اما در پذیرش کمک ایران شک و تردید دارند و تصور شان این است که ایران تحت نام کمک به آسیب‌دیدگان، کارهای سیاسی و خلاف میل تالبان را انجام خواهد داد. این اوج بی‌اعتمادی و تیرگی روابط را نشان می‌دهد. مرسوم است که در حالات اضطرار، دولت‌ها حتا کمک دشمنان را می‌پذیرند.
این در حالی است که تلفات سیلاب‌ها به شدت زیاد و بی‌سابقه است و یک فاجعه بزرگ رخ داده است. هزاران نفر کشته، زخمی، مفقود و بی‌خانمان شده و نیاز است که به سطح وسیع عملیات امدادرسانی ملی و منطقه‌ای و جهانی صورت گیرد. اداره‌های مبارزه با حوادث به شدت ظرفیت شان در امدادرسانی پایبن آمده است. تالبان مصروف پنهان‌کاری است و اراده‌ای به کمک رسانی ندارد و کمک‌های بیرونی را هم نمی‌پذیرد‌. از بس وضعیت خراب است مردم از مناطق همجوار با پای پیاده، باری در پشت و در تلاش برای کمک به سیل‌زدگان اند.
۳- رد پذیرش کمک ایران در یک حالت اضطرار به این معناست که کوشش‌های یک جانبه طرفداران تالبان در جمهوری اسلامی ایران برای تامین روابط پایدار با تالبان نتایج متوقعه را در قبال نداشته است. این برای آقای قمی، که شاید یگانه مدافع و مبلغ سرسخت روابط دوستانه با تالبان است، یک شکست فاحش دبپلماتیک تلقی می‌شود که انتقاد تندش می‌تواند نشانه خشم و سرخوردگی او از تلاش‌های بی‌ثمرش در این راستا تعبیر شود. آقای قمی همیشه در میان موجی از انتقادهایی که از چگونگی روابط ایران و تالبان هر چند گاهی سر بلند می‌کند، خود را پرتاب نموده و یک تنه از این روابط دفاع می‌کند و وعده می‌دهد که صبور باشید در آینده همه چیز خوب خواهد شد. انتقاد اخیر او از تالبان می‌تواند تبر مخالفانش را دسته کند.
باید گفت که گروه دیپلماتیک سابقه ایران در کابل بویژه آقای ظهره‌وند پیوسته هشدار داده اند که روابط ایران با تالبان یک مسیر اشتباه را طی می‌کند و نیازمند بازنگری جدی است‌. به احتمال زیاد، آقای قمی بدلیل روابط تجاری‌ای(بویژه در فروش نفت و گاز به افغانستان) که تحت نظر او با بخش‌هایی از تالبان برقرار است، تلاش می‌کند همه چیز را خوب جلوه دهد. امری که برخی مواقع به بن‌بست می‌خورد.
۴- شک و تردید تالبان در نیت‌ خیر ایران حتا در حالت اضطرار و عملیات امدادرسانی مبین این واقعیت است که نفوذ کشورهای غربی و ضد ایران در میان تالبان قوی است و این امر تلاش‌های ایران برای نزدیکی را هدر می‌دهد.
البته یک معنای رفتار این چنینی تالبان این است که این گروه سیاست اعلام ناشده‌ای را دنبال می‌کند که می‌توان آن را این‌گونه خلاصه کرد: از همه بگیر، به هیچ کس اعتماد نکن، کار خود را انجام بده و پروای هیچ کس را نداشته باش. این سیاست بر پایه بی‌اعتمادی به همه استوار شده است. در این نگاه تالبان به یتیم بچه‌ای می‌ماند که در کودکی از همه ضربه خورده و اعتمادش را به همه از دست داده است و حالا فکر میکند که به بلوغ رسیده و فرصت انتقام و عقده‌گشایی است‌. اما گمانه اولی که همان نفوذ استخبارات غربی در میان تالبان است و این باعث می‌شود که این گروه نتواند با کشور‌های منطقه رابطه تعریف شده پایدار برقرار کند، محتمل‌تر است.
۵- واقعیت این است که تالبان یک گروه به شدت متناقض است. نیروهای مختلف در درون این گروه وجود دارد که هر کدام در جهت خاصی کار میکند و با کشورهای مختلفی در تماس اند. کشورهای ذیدخل در افغانستان همه نفوذی خود را در بین این گروه دارند و رقابت خود را بوسیله اینها پیش می‌برند‌‌. آمریکا نفوذی‌های خود را دارد، انگلیس از خود را، ایران از خود را، پاکستان از خود را و.‌‌..فقط در برخی از مواقع است که روشن می‌شود نفوذی کدام کشور قوی و قدرتمند است.
به نظر می‌رسد که ایران کمطالع‌ترین است و مرغ‌های جنگی ایران در بین تالبان چندان زدنی نیستند و بر عکس دالرهای آمریکا باعث تقویت بنیه‌های مرغ‌های جنگی آمریکا می‌شود و در بزنگاه‌های مهم، نفوذی‌های آمریکا میدان‌دار اصلی هستند و دیگران را خشم‌گین و سرخورده می‌سازند. ایران غالبن در نزدیکی با تالبان بر مشترکات دینی و تاریخی و ایدئولوژیک تکیه می‌کند در حالی که تالبان از این چیزها سر در نمی‌آرند. آنان مشتی از طلبه‌های بی‌سواد و فاقد ارزش‌های معنوی و متعالی هستند که فقط پول و قدرت را می‌شناسند. آنان خود را مثل یک روسپی به فروش گذاشته اند و عاشق موی و روی هیچ مردی نیستد و فقط هرکه پول بیشتر بدهد، بیشتر به همو دلربایی می‌کنند‌. بسته‌های دالری آمریکا برای تالبان خیلی محبوب است تا قصه شباهت‌های ظاهری دینی و عقیدتی که بسیاری‌ ها به غلط تالبان را حاوی و حامل آن می‌دانند‌.

سیاست