خبر روز

دشمنی و نیرنگ پشتون ها علیه تمدن پارسی بی پایان است.

نویسنده: دکتر اولیا جلالی، تحلیلگر، مخصوص برای “سنگر”

ما، حتا در قضاوت مان انصاف را رعایت نمی کنیم؛ اما چگونه؟

این روز ها، بحث آزار و اذیت مهاجران افغانستانی در ایران، تتر بیشتر رسانه های داخلی و جهانی شده است.

می گویند، ایرانی ها، با مهاجران افغانستانی رفتار مناسب ندارند. ممکن این حرف ها‌ تا اندازه ای برای بخش از آن ها صدق کند؛ اما همه ی واقعیت این گونه نیست.

همانگونه که میدانیم، تاریخچه ای مهاجرت شهروندان افغانستان/ خراسان به جمهوری اسلامی ایران با کودتای ۱۳۵۷ از افغانستان آغاز و با اشغال این کشور توسط روس ها گسترش یافت.

طبق فتوای تاریخی بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران «امام خمینی رح» مبنی بر این که اسلام مرز نمی شناسد، بگذارید برادران افغانستانی شما وارد ایران شوند، جان میلیون ها تن از مردم ما را از مرگ حتمی نجات داد.

مرحله ای دوم، جنگ حکمتیار غلجایی و پشتون تبار که از پشتیبانی انگلیس، عربستان، امارات و پاکستان بهرمند بود در برابر حکومت استاد ربانی تاجیک/فارسی تبار که از پشتیبانی روسیه، ایران و هندوستان بهرمند بود، کلید خورد.

مرحله سوم، مهاجرت افغانستانی ها به صورت گسترده پس از تسلیمی قدرت به تالبان در سال ۲۰۲۱ صورت گرفت.

تفاوت این مرحله با مراحل پیشین این بود که حضور شهروندان افغانستانی بیش از تصور کشور میزبان گسترده بود/است. طبق اعلام رسمی مقامات این کشور، جمعیت مهاجران افغانستانی بین ۵ الی ۶ میلیون و آمار غیر رسمی بیش از ۸ الی ۱۰ میلیون تخمین زده می شود.

واقعیت امر این است که مدیریت این جمعیت بزرگ و گسترده در شرایطی که دولت و ملت این کشور ۴۵ سال است زیر شدید ترین تحریم های جهانی قرار دارند، کار ساده ای نیست.

مسئله دیگر، حساسیت های قومی و تباری در این کشور بزرگ است. گرچند علی ظاهر چیزی نمی گویند؛ اما به نظر می رسد بخش اقوام غیر فارسی زبان ایرانی، نگاه مثبتی با حضور مهاجران فارسی زبان افغانستانی ندارند و حضور آنان را نه تنها فرصت که یک تهدید تفسیر می کنند.

ممکن یکی از دلایلی که دولت این کشور مهاجران افغانستانی را تنها در شهرهای فارسی زبان؛ چون، مشهد، اصفهان، شیراز، تهران، کرج، قزوین، قم و ... مجوز حضور و کار صادر می کند، ریشه در همین مسئله داشته باشد.

مسئله دوم، پشتیبانی دولت این کشور از مهاجران افغانستانی است که برای رسانه های خارجی و مخالفان دولت ایران خوش آیند نیست؛ گرچند خود سال هاست از مهاجرت رنج می برند؛ اما به نظر می رسد زیاد بد شان هم نمی آید که هر از گاهی با رخ دادن چنین حوادث کوچک، دست به بزرگ نمایی بزنند و فشار سیاسی وارد کنند.

مسئله سوم، نگاه غیر واقع گرایانه ای مردم ما است. همه نیک میدانیم که پس از تسلیمی قدرت به تالبان ۱۵۰ هزار شهروندان ما به کشور های غربی مهاجرت کردند، تمام سیستم این کشور ها به هم ریخت. سه سال گذشت؛ هنوز نتوانسته اند این جمعیت اندک را مدیریت و در جامعه خود مدغم سازند. بخش آن ها هنوز در اردوگاه های امارات، قطر، پاکستان و ... در بی سرنوشتی به سر می برند.

با همه کمی و کاسته ای که و جود دارد، فعلا بیش از شش صد هزار دختر و پسر ما در مکتب های این کشور در کنار فرزندان شان به صورت رایگان مصروف آموزش و پرورش اند؛ بیش از ۱۳۰ هزار دانشجوی افغانستانی در دانشگاه های این کشور مصروف ادامه ای تحصیلات عالی خود اند و بیش از پنج میلیون تن مصروف پیدا کردن یک لقمه نان حلال برای فرزندان خود اند.

این خدمات را نمی شود برای یک حادثه و اتفاقی که توسط یک یا دو تن شرور صورت می گیرد، نادیده گرفت و زیر سوال برد.

مسئله ای آخر هم این که کسانی که به صورت قانونی در این کشور زندگی می کنند و فرهنگ این سر زمین را رعایت و احترام می گذارند، هیچ گونه مشکل نه از طرف مردم و نه از سوی نیروهای انتظامی و جود ندارد. رفتار شان کاملا رفتار انسانی و محترمانه است.

اما واقعیت این است که یک بخش از شهروندان ما، هیچ گونه احترام به فرهنگ و عنعنات جامعه میزبان ندارند. با شکل و شمایلی در مکان های عمومی ظاهر و رفتار می کنند که انسان از دیدن شان از خجالتی چون یخ آب می شود.

چنین افراد و اشخاص تا دل تان بخواهد در مترو ها، پارک ها و مکان های عمومی خود نمایی می کنند.

با در نظر داشت این که چندین حادثه ای خونین پسین در این کشور توسط جوانان پشتون= افغان صورت گرفته و سبب جریحه دار شدن افکار عامه مردم این کشور نسبت به مهاجران افغانستانی شده است، بیم آن می رود که پشت سر این گونه حوادث برنامه ای جهت به دام انداختن نظامیان پیشین توسط نیروهای قبیله ای حاکم باشد!
هرچه باشد، یک مسئله روشن است: دشمنی و نیرنگ قبیله در برابر حوزه ای تمدن فارسی، بی پایان است.


سیاست