خبر روز

باز چه دلیلی باید پیش آورد، تا بفهمیم یا بفهمند، که پاکستان افغانستان را واقعاً اشغال کرده، خط دیورند هم به مرزهای  آمو کوچ کرده؟ 

نویسنده: رستم روشنگر، تحلیلگر

بنا به گزارش رسانه‌ها، آصف دُرانی، نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان با استقبال از جابجایی طالبان پاکستانی در شمال افغانستان گفته که اگر این جابجایی به گونه‌ی واقعی اتفاق بیفتد، منجر به صلح در سراسر مرزهای این دو کشور خواهد شد.

حالا عده‌ای از دوستانی که معتقدند، انتقال تی تی پی به شمال افغانستان، برنامه پاکستانی است و برنامه پشتونی نیست، خواهند گفت که حرف و حدیث ما درست بوده و معتقدان به پشتونیستی بودن این برنامه اشتباه می‌کردند. باید گفت که چنین نیست.

انتقال تالبان پاکستان به شمال افغانستان یک برنامه چند منظوره و چند جهته و مشارکتی است. این برنامه از این جهت که تالبان پاکستان را از مناطق شمالی پاکستان برای مدتی دور می‌کند، یک برنامه پاکستانی است. در واقع تبعید تالبان پاکستان است از سوی دولت پاکستان که در کوتاه مدت می‌تواند تا حدودی نا امنی‌ها را در مناطق شمال و شمال‌غربی پاکستان کاهش دهد.

این برنامه، یک برنامه پشتونیستی است به این اعتبار که در راستای یک برنامه قبلی ناقلین پشتون به شمال قرار دارد. این برنامه صد سال است که از سوی حکام پشتون دنبال می‌شود. حالا تالبان با این کار، به یک تیر دو فاخته می‌زنند. هم به مقتضای طرح و برنامه پشتونیست‌ها عمل می‌کنند و به اصطلاح "لعل بدست می‌آید" و هم امتیازی به پاکستان است که "دل یار نرنجد."

این برنامه، همچنان ابعاد بین‌المللی دارد. در بعد بین‌المللی، از یک طرف این برنامه بسترسازی و فراهم کردن جای امن برای تروریستان منطقه‌ای و بین‌المللی است. این بخشی از تعهدات تالبان به تروریستان بین‌المللی است. از سوی دیگر این برنامه، در راستای اهداف امپریالیستی امریکا و انگلیس است تا قلمرو نفوذ گروه‌های نیابتی خود در حوزه نفوذ روسیه و چین را گسترش دهند که در آینده از آن استفاده چند منظوره خواهند کرد.

یاد ما نرود که تالب ترکیبی از:

پشتونیزم؛

تروریزم؛ و

امپریالیزم است.

هر سه "ایزم" در انتقال کله‌چرک‌های تروریست وزیرستانی به شمال افغانستان، ذیدخل و ذینفعند. به همین جهت است که می‌توان روی" جابجایی تالبان/پشتون‌ها/تروریستان در شمال افغانستان" سه اسم گذاشت که هر اسم با مسما است:

پشتونیزه‌سازی شمال

وزیرستان‌سازی شمال

ناامن‌سازی شمال

 واضح است که خطرات بالفعل و بالقوه این برنامه نیز متوجه مردم بومی شمال، به ویژه غیرپشتون‌ها و کشورهای همجوار، نظیر تاجیکستان، ازبیکستان، ترکمن‌سستان، روسیه و چین است. مردم بومی شمال هم زمین‌های خود را از دست می‌دهند و هم برای یک مدت طولانی در آتش جنگ، نفاق و ناامنی خواهند سوخت.

در میان پنج کشور یاد شده نیز باید گفت که خطرات جدی متوجه سه کشور اولی است: تاجیکستان، ازبیکستان و ترکمینستان. چین و روسیه تا حدود زیادی با اتکا به توانایی و قدرت نظامی خود، می‌توانند با خطر رو به تزاید تروریزم در مرزهای شان مقابله کنند اما سه کشور فوق الذکر، توانایی چندانی در مهار تروریزم ندارند و ناگذیرند که اقدامات پیش‌گیرانه بیشتری روی دست گیرند. در واقع چین و روسیه شاید، خود را نیازمند اقدامات پیش‌گیرانه ندانند و به این تصور باشند که هر وقت خطر زیاد جدی شد، می‌توانند از طریق اقدامات استعلاجی به دفع شر اقدام کنند.

راه حل امروزه ساده است اما شاید بعد از مدتی راه حل دشوار و پیچیده باشد. راه حل امروز، اتحاد اقوام غیر پشتون در شمال و احیای هسته های مردمی مقاومت در تمامی نقاط شمال است. کشورهای تاجیکستان، ازبیکستان و ترکمنستان نیز می‌توانند با تشکیل یک اتحاد قوی منطقه‌ای، چین و روسیه را نیز مجاب به همکاری نموده و به گونه یک دست از طریق حمایت از نیروهای مقاومت در شمال افغانستان، هم افغانستان و هم خود را از شر تروریزم نجات دهند.

حالا برگردیم به حرف صاحب خانه‌ای به نام افغانستان، یعنی پاکستان و نماینده ویژه‌اش آصف دُرانی، که جز ریشخند بر شعور و مسخره اذهان نه فقط مردم شمال، بلکه کشورهای شمال افغانستان نیست.  یعنی تروریستان خود را به مرزهای کشورهای آسیای مرکزی می‌فرستند، تا مرزهای خود را امن سازند و مرزهای این کشورها را نامن؟ باز چه دلیلی باید پیش آورد، تا بفهمیم یا بفهمند، که پاکستان افغانستان را واقعاً اشغال کرده، خط دیورند هم به مرزهای آموکوچ کرده؟ و با آمدن وزیری های پشتون پاکستان به شمال افغانستان یک روز نیز به وزیرستان شمالی تبدل نام خواهد کرد...


سیاست