باید در برابر موجی از تلاش های مغرضانه از دورن و بیرون، ایستاد شویم و نشان دهیم، یگانه راه برای سرفرازی و برگشت اعتبار و عزت ما، همین مقاومت است.
نویسنده: عبدالناصر نورزاد، پژوهشگر امنیت و ژئوپلیتیک، مخصوص برای "سنگر"
چرا دشمن مردم می خواهد، مقاومت مردم را برضد طالبان، کم اهمیت جلوه دهد؟ این سئوال مستلزم چند پاسخ است که باید به اصل موضوع آن رجوع شود. طالبان در میدان سیاست و جنگ همه را غافل گیر کردند، اما در میدان روانی و تسلط بر ذهنیت ها، هنوز دچار شکست های تلخی شده اند. حال تلاش می شود تا این مقاومت، کم اهمیت نشان داده شود. چون مقاومت عملا در مسیر مطلوب در حرکت است، بنا تلاش می شود تا با تخدیر فضای روانی، به آن آسیب زده شود. حال سئوالی را مطرح کرده اند که مقاومت مسلحانه اکنون در افغانستان تا چه حد امکان پذیر است؟ چند نفر آماده مقاومت هستند و آیا می توانند از کشورهای دیگر کمک بگیرند؟ اساسا طرح این سئوالات به معنای صفر سازی تلاش ها برای ایستادگی در برابر طالبان است. ما نباید به سئوالات جنبه تازه بدهیم، بخصوص در شرایطی که دشمن تلاش می کند هویت تروریستی اش را در لابلای پروپاگندای سیاسی و کم اهمیت جلوه دادن ملت در برابر وضعیت موجود، تطهیر کند، اینکه بگوییم مقاومتی وجود دارد یا خیر، برای دشمنان ماکمک کرده ایم.
باید گفته شود که مقاومت عملا جریان دارد. حجم تلفات و خسارات وارده به طالبان در سال گذشته از جانب جبهات مقاومت نشان میدهد که پوتانسیل بالقوه مقاومت و ایستادگی در برابر طالبان، عملا وجود دارد. با این حال می توانیم گفته که بحث مقاومت مسلحانه بر ضد طالبان، از نخستین روز های سقوط جمهوریت، بر ضد طالبان ادامه داشته است. اما متاسفانه در فضای مخدوش روانی و مطبوعات تلاش می شود تا حضور و تاثیر این جبهات بی ارزش نشان داده شود. آن چه که تازه مطرح شده تا همه بر محور مقاومت مسلحانه بسیج شوند، در واقع یک فراخوان است که بستر آن قبلا هموار شده است. فراخوانی که ممکن است دیر باشد. یعنی چیزی تازه ای نیست که باید اتفاق بیافتد. زیرا مقاومت وجود داشت و عملا مقاومت مسلحانه بر ضد طالبان و تروریستان خارجی هم پیمان شان، در چندین جبهه جریان دارد. فشار سنگین حملات گروهی و چریکی مقاومت گران برضد طالبان، باعث شده است تا این گروه از استقرار و پایگاه سازی در شمال افغانستان مخصوصا استان پنجشیر، کار گیرد. سال گذشته نیز طالبان از درک حملات چریکی و تهاجمی گروه های مقاومت، تلفاتی داشته اند. این امر نشان میدهد که هنوزهم امیدی برای مبارزه برضد طالبان وجود دارد که نتوانسته در اجندای کشور های همسایه و حوزه شانگهای به صورت مشخص جا گیرد. سال گذشته طالبان حدود دو هزار نفر تلفات داشته اند. این حجم از تلفات نشان میدهد که مقاومت پایه های خود را محکم کرده است. متنهی باید اندکی منتظر باشیم و حوصله به خرچ دهیم تا روند های امنیتی منطقه ای به رهبری کشور های حوزه شانگهای، بر ماهیت اصلی طالبان منحیث گروه بستر ساز تروریسم قومی، واقف شوند و تغییر موضع دهند.
در حال حاضر، جبهات گوناگونی در استقامت مختلف افغانستان، مخصوصا شمال و شمال شرق افغانستان، خیلی ها جدی فعال است. جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود که در ولایت های شمال و شرق و هم در مرکز فعال است. تخمین زده می شود که در حدود چهار هزار نفر در این جبهه فعال باشند. این جبهه توانسته شمار از نیروهای خود را در کوهستانهای پنجشیر نگه داشته و به تدریج نیروها و حوزه عملیاتی خود را گسترش دهد. در حال حاضر، مسعود و سایر اعضای این جبهه، در تاجیکستان اقامت دارند. جبهه آزادی ملی که در حال حاضر، نیروهای این جبهه عملیاتهای ضد طالبانی را در ولایات اندراب، تخار، قندوز و بدخشان انجام میدهند. جبهه افغانهای آزاد که هیچ رهبر نمادینی ندارد، این گروه در ولایات کابل، کاپیسا، خوست و پروان فعالیت دارد و ارتباطاتی با «جبهه مقاومت ملی» به رهبری احمد مسعود دارد. این ها را به طور نمونه می توانیم ذکر کنیم که عملا در جبهات مختلف برضد طالبان فعالیت دارند.
اما قضیه طوری است که کشور های همسایه مخصوصا حوزه شانگهای مانند روسیه و چین که کشور های آسیای مرکزی را نیز شامل می شود، در یک تعامل نا خواسته امنیتی با طالبان قرار گرفته اند و از هرگونه حمایت سیاسی و لوژیستکی بر ضد طالبان، خود داری می می کنند. در حال حاضر، تاجیکستان و یک مقدار ایران برای روند مقاومت کمک های انجام میدهند. اما قضیه زمانی جدی می شود که کشور های حوزه شانگهای خطر طالبان را منحیث یک رژیم بستر ساز تروریسم در سطح منطقه درک کنند. آن زمان می توان به کمک کشور های دیگر به روند مقاومت مشروع مردم افغانستان برضد تروریزم طالبانی و همپیمانان خارجی شان، امید بست.
خطر تروریسم هر روز در افغانستان تحت کنترول طالبان بیشتر می شود. طالبان منحیث بزرگ ترین تهدید برای امنیت منطقه، وظیفه دارند تا تمام منطقه را با گسترش ایده افراط گرایی، ملوث سازند. در سطح داخلی، پروژه انتقال افراد تی تی پی به شمال افغانستان، نیز مدنظراست. با این کار طالبان می خواهند از این افراد و گروه ها جهت مهار هرگونه مقاومت در شمال و صدور تروریزم به شمال افغانستان و فرامرزهای آن استفاده ببرند.
جنگ بر ضد طالبان، تنها بوسیله تفنگ و گلوله نه، بل باید بوسیله فکر و فضای روانی نیز پیش برده شود. ما باید برای این جنگ فضا سازی کنیم و حقانیت آن را به اثبات برسانیم. امروز شاهد هستیم که یک جبهه وسیعی از مردم در برابر تفکر بیگانه و متحجرانه طالبان، سنگر گرفته اند. این امکانات باید به عنوان یک غنیمت حساب شده و از آن استفاده بیشتر برای تحقق ارمان های بزرگ مردم افغانستان برای رهایی از چنگ تروریزم قومی، منطقه ای کار گرفته شود. برای این کار ما به چند عنصر نیاز داریم:
اول - انسجام درونی برای تقویت محور های مقاومت که نیاز مند کار تیمی و مشترک است و فرصت های بی شماری از موفقیت و موثریت را برای ما فراهم می آورد؛
دوم - فضا سازی برای تثبیت حقانیت داعیه مقاومت که نسخه نجات بخش برای مردم ما است. این فضا سازی به وسیله قلم بدستان و روشن فکران صورت خواهد گرفت؛
سوم - تعهد و وفاداری به اصول مبارزه که نیازمند حوصله، کار طاقت فرسا و علاقمندی به انجام آن است؛
چهارم - استمرار برای تعقیب مبارزه با معنا که زمینه ساز موفقیت در میدان جنگ وسیاست می شود.
سلاح ما در این روند مقاومت چیست؟
اول - شکاف های درونی طالبان که شامل شکاف جناحی، شکاف قبیله ای، شکاف ایدیولوژیک و از هم پاشیدگی ساختاری می شود؛
دوم - غالب بودن تفکر مبارزه و مقاومت و فرهنگ نه گفتن برضد فرهنگ و تفکر طالبانی از جانب عام مردم؛
سوم - نزاع غیر قابل توقف میان طالبان برسر منابع قدرت و ثروت که زمینه ساز موفقیت جبهات مقاومت خواهد شد؛
چهارم - زبان به عنوان کنش گفتاری که می تواند مسئله مقاومت را از یک موضوع عام به یک موضوع خاص امنیتی مبدل سازد.
نتیجه گیری
هرگونه تلاش برای کم اهمیت جلوه دادن مقاومت، بی اثر است. چون مردم به درک این حقیقت رسیده اند که طالب عنصر مطلوب برای آینده جغرافیای بنام افغانستان نیست. انسجام درونی حوزه مقاومت، نیاز اساسی برای این نبرد سرنوشت ساز خواهد بود. استمرار در کار فکری و سیاسی، ادامه تلاش برای تسلط بر ذهنیت ها، ایجاد هماهنگی و تشریک مساعی بیشتر، تلاش برای نشان دادن وجهه مثبت مقاومت و ایستادگی در برابر طالبان، کار اساسی ما است. نباید غافل نبرد فکری باشیم. دشمن تا آخر تلاش خواهد کرد تا عزم یک ملت را در برابرخودش کم اهمیت و فاقد اعتبار نشان دهد. نباید اجازه دهیم دشمن، برای چنین کاری موفق شود. باید در برابر موجی از تلاش های مغرضانه از دورن و بیرون، ایستاد شویم و نشان دهیم، یگانه راه برای سرفرازی و برگشت اعتبار و عزت ما، همین مقاومت است.