خبر روز

وحشت تجزیه خواب های شیرین خانم شکریه بارکزی را آشفته کرده است!

نویسنده: ثریا بها، نویسنده و منقد

از همان لحظاتی که جو بایدن برداشت جامعه شناسانه خود را با در نظر داشت خصلت های اتنیکی مردم افغانستان به صراحت بیان داشت که مردمان این سرزمین متحد نمی شوند این دریافت نخسین بار از سوی جوبایدن ابراز نشده بلکه اکثر روسای جمهور امریکا و مشاوران آنها این نظر را داشتند که این مردم افغانستان متحد شدنی نیستند. حتا الکساندر کبیر نیز چنین نظری داشت که این واقعیت عینی را نمی توان با لجاجت نشنلیسم اوغانی انکار کرد.

این پرادوکس وحشتناک پیآمد نقش تاریخی انگلیس درکشور مان بوده است که یک قوم را با فرهنگ واپسگرای قیبله یی، بدون داشتن اهلیت و دانش با زور سرنیزه چندین سده بر سرنوشت اکثریت مردم افغانستان حاکم و مسلط ساخت، که از این میراٍث شوم انگلیس- امریکا و روسیه و پاکستان نیز پیروی کردند.

این پرسش نزد همه است که این قوم چه برتری و ویژه گی دارد که همه دشمنان و استعمارگران خارجی همین یک قوم را برمی گزیند؟

تاریخ به این پرسش ها پاسخ می دهد که این تبار برای رسیدن به قدرت تن به هر کاری می دهند. برادر برادرش را کور می کند، پدر و پسر همدیگر را می کشند، خاک می فروشند، انتحار و انفجار و کشت مواد مخدر می کنند، مردم و به ویژه زنان را از علم و دانش به دور نگه می دارند. به خواست استعمار با جنگ های نیابتی آنها کشور و منطقه را به آتش می کشند. استعمار با داشتن این چنین روبات های وحشتناک چه نیازی به روبات های مصنوعی دارد؟

بر می گردیم به پریشان حالی خانم شکریه بارکزی این سوگلی ( محبوب) رسانه ها، در مصاحبۀ امروزش با افغانستان انترتشنل، که وحشت تجزیه خواب های شیرین سیاست چند پهلوی وی را آشفته کرده بود.

در این برنامه خبر نگار صرف روی سخن جوبایدن تمرکز می کند که چرا "مردم افغانستان اتحاد نمی کنند؟". سخن از تجزیه نبود، اما خانم بارکزی جای پاسخ مشخص به چگونگی نبود اتخاد، بر جوبایدن خشم می گیرد و هراسناک تجزیه را نشانه می گیرد. از اوج هیئت یک روشنفکر به ژرفای هیئت قیبله یی خویش تنزل می کند و می داند، دیر یا زود این اتحاد میکانیکی و ساختگی که سرآبی بیش نیست فرو خواهد پاشید.

دیگر جهان هم دریافته است که این مردم متحد شدنی نیستند و راهی به جز تجزیه برای مردم تحت ستم باقی نمی ماند. دیگر نمی شود به بهانه اتحاد پاشنه های آهنین چند صدساله قبیله را روی قبرغه های خود تحمل کرد. در فرجام این اتحادی که در متن آن بردگی اقوام دیگر نهفته است، به پایان خواهد رسید.

خانم بارکزی با هراس از تجزیه در یک پرادوکس گیر افتاده که مبادا دیگر سوگلی نشست های جبهه مقاومت و تاجیکان نباشد و به پشتونستان بزرگ پرتاب شود، آنجا که زن دیگر هویت فردی و انسانی ندارد و سیاه سر است.


سیاست