طالبان از کابلوف و مسکو از طالبان روی گرداندند.
آندری سرنکو، رئیس مرکز تحلیلی سیاستشناسان روسیه
"خط پاتروشف" "خط کابلوف" را قطع نمود: مسکو بالاخره شروع به نگاهی هشیارانه به حکومت طالبان در کابل کرد.
بالاخره این اتفاق افتاد. ضمیر کابلوف، وکیل ارشد طالبان در روسیه (فعلاً) نماینده ویژه رئیس جمهور فدراسیون روسیه در امور افغانستان، در مصاحبه ای با هفته نامه The Week، نه تنها ناامیدی مسکو را از رژیم طالبان که در اداره افغانستان ناتوانی خود را نشان داده است، بیان کرد، بلکه دوستان ظاهراً سابق خود را در کابل با چشم انداز یک خیزش مردمی ترساند.
تا به حال، آقای کابلوف همه کسانی را که می خواهند بخوانند و به او گوش دهند برعکس متقاعد می کرد - که طالبان خوب، "مردان باکفایت" هستند، می توان با آنها صحبت و توافق کرد، مسکو باید از به قدرت رسیدن آنها خوشحال شود و اکنون روشن ترین چشم اندازها به روی افغانستان باز می شود. در طول راه، کابلوف به بهترین شکل ممکن هرگونه تلاش برای مقاومت ضد طالبان در افغانستان را فاش می کرد، و حق وجود همان جبهه مقاومت ملی را انکار مینمود.
و حالا این یک چرخش غیرمنتظره است. طالبان دیگر بهترین دوستان مسکو نیستند، رژیم آنها دیگر سوژه احساسات مثبت در روسیه نیست و چشم انداز نوعی "قیام مردمی" علیه طالبان نه تنها خارق العاده به نظر نمی رسد، بلکه مسکو را نیز نمی ترساند.
چی شد؟ ظاهراً همانطور که قبلاً گفتیم: "خط کابلوف" ورشکست شد و اکنون مسکو شروع به بازسازی استراتژی افغانستان خود مطابق با "خط پاتروشف" می کند.
به یاد بیاوریم که نیکلای پاتروشف، دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه، بدون وارد شدن به مناظره عمومی با ضمیر کابلوف، با این وجود کاملاً روشن کرد که ارزیابی او از درک طالبان و وضعیت افغانستان به طور جدی با احساسات مشتاقانه نماینده ویژه رئیس جمهور فدراسیون روسیه متفاوت است. پاتروشف مرتباً از طالبان به عنوان یک سازمان تروریستی مانند داعش و القاعده یاد می کرد، بر ارتباط طالبان با واشنگتن تأکید و از ناتوانی یا عدم تمایل حکومت طالبان در مبارزه با مواد مخدر و تروریسم در افغانستان صحبت می کرد.
به عبارت دیگر، اگر کابلوف به عنوان یک لابی گر برای ایده همکاری کرملین و طالبان عمل می کرد، برعکس پاتروشف طالبان را تهدیدی بدون شک برای منافع روسیه می دانست که شاید برای مدتی به تعویق افتاد. و همکاری روسیه با کسانی که آن را تهدید می کنند، به بیان ملایم، بعید است.
اکنون می بینیم که ضمیر کابلوف شروع به تلاش دارد تا ساز خود را با آهنگ نیکولای پاتروشف جور کند. بدیهی است که این به چند دلیل است.
1 - طالبان مسکو را با برآورده نکردن هیچ یک از خواسته هایش (دولت فراگیر، مبارزه واقعی با داعش و القاعده و سایر سازمان های تروریستی و همچنین مواد مخدر) در واقع ناامید کردند.
2 - طالبان (قسمت میانه رو مشروط آن، که کابلوف سعی در معاشقه با آنها داشت)، علاقه خود را به روسیه از دست داد و به سمت تماس های فشرده با ایالات متحده تغییر جهت داد. طالبان اکنون به واشنگتن علاقه دارند نه مسکو.
3 - طالبان آخرین علاقه خود را به شخص کابلوف از دست داده اند. نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در سفر فاجعه بار ماه ژانویه خود به کابل، با هیچ یک از رهبران واقعی طالبان ملاقاتی نداشت. هر چند به گفته منابع ما، او برای جذب چنین مخاطبان بسیار تلاش کرده است. به عبارت دیگر، طالبان به طرز بسیار بدبینانه ای برای کابلوف روشن کردند که آنها هیچ فایده ای در ادامه گفتگو با شخص او نمی بینند.
همه اینها در ترکیب با دلایل دیگر (درباره آنها زمانی دیگر خواهیم گفت) منجر به ورشکستگی نهایی "خط کابلوف" در سیاست کرملین در افغانستان شد.
حالا به نظر می رسد این سیاست را "خط پاتروشف" تعیین خواهد کرد. به هر حال، این خط واقعاً مورد حمایت ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه است: در نشست نمایندگان شوراهای امنیت کشورهای منطقه در مورد مشکل افغانستان که در ۸ فوریه در مسکو برگزار شد، پوتین و پاتروشف بسیار ارزیابی انتقادی از وضعیت طالبان در افغانستان کردند.
اکنون آشکارا باید انتظار افزایش علاقه مسکو به پروژه های سیاسی بدیل در افغانستان را داشته باشیم. به ویژه، به جبهه مقاومت ملی، اما نه تنها به آن.