طالبان دهها پسر نوجوان و خوشچهره را ربودهاند.
گزارش اختصاصی خبرگزاری «بازگشت»
ناپدیدشدن پسران زیر سن در افغانستان بهویژه در ولایات شمال کشور نگرانی جدی خانوادهها و نهادهای حقوق بشری را بر انگیخته است. رویدادهای تلخی که به باور نهادهای حامی کودکان، توسط اعضای محلی طالبان با استفاده از زور و ابزار قرار دادن فقر، گرسنگی و ناداری خانوادهها در روستاهای فقیر کشور انجام میشوند.
خبرگزاری بازگشت که در این گزارش، ناپدیدشدن کودکان و نوجوانات زیر سن را در چهار سال گذشته بررسی کرده به آمارهای تکاندهنده و بهشدت مایوسکننده دست یافته است. رویدادهایی که بهباور خانوادهها نه در رسانهها روایت میشوند، نه نهادهای حقوق بشری به آن توجه میکنند و نه برای پیدا کردن آنان توسط طالبان اقدام صورت میگیرد.
یافتههای خبرگزاری بازگشت نشان داده است که در چهار سال گذشته دستکم ۱۷۲ نوجوان زیر سن به گونهی هدفمند توسط اعضای طالبان ربوده شدهاند. بربنیاد یافتههای این گزارش، بیشتر نوجوانان ربودهشده «خوش صورت بوده» و برای استفادهی جنسی به ولایات جنوب انتقال یافتهاند. آمارهای مستندشده در این گزارش نشان میدهند که بیشتر این رویدادها در ولایات شمال از جمله تخار، بدخشان، بلخ، بغلان، پنجشیر و فاریاب صورت گرفته است. ولایات غزنی، کندز و پروان نیز گواه رویدادهای مشابه بودهاند.
بررسیهای این گزارش که بر پایهی گفتوگو با خانوادههای آسیبدیده، آگاهان اجتماعی و منابع محلی انجام شده، روایتهای تلخی را به همراه داشته است. خانوادهها و فعالان حقوق کودکان گفتهاند، الگوهای تکرارشونده در این موارد—از جمله بیپاسخی نهادهای مسوول و هشدار به سکوت خانوادهها بهجای پیداکردن کودکان ناپدیدشده نگرانیهای ناشی از نقض جدی حقوق کودکان و ادامهی این روند را تشدید کرده است.
روایت خانوادهها؛ ترس، بیخبری و سکوت تحمیلی در مورد ناپدیدشدن نوجوانان
خانوادههای نوجوانان ناپدیدشده میگویند، فرزندانشان بدون سابقهی فرار یا اختلاف خانوادگی، در مسیرهای روزمره ناپدیدشدهاند. شماری از آنان گفتهاند پس از مراجعهی مکرر به نهادهای امنیتی طالبان در محل، نه پروندهای شفاف برای دریافت آنان گشوده شده و نه اطلاعات قابل اطمینان در اختیارشان قرار گرفته است. برخی نیز گفتهاند که درباره رسانهایکردن موضوع از سوی مقامات محلی طالبان با پیامدهای تهدیدآمیز مانند قتل نوجوان ربودهشده مواجه شدهاند.
پدر یکی از کودکان ربودهشده در بدخشان میگوید ماههاست که هیچ نشانی از فرزند ۱۲ سالهاش ندارد، به گفتهی او «تنها چیزی که میشنویم، توصیه به صبر و سکوت است» آنان میگویند، ترس از پیگیری علنی، همچنان به عاملی برای پنهانماندن موارد مشابه بدل شده است.
برادر نوجوان ربودهشده دیگر در پنجشیر گفته است، اعضای طالبان برادر ۱۴سالهاش را بار بار در روستایشان به بهانهی بازجویی از خانه بیرون کرده و به پاسگاه محل برده و دوباره رها میکردند، به گفتهی او چندین بار در برابر این اقدام اعتراض کرده بود اما طالبان به او اجازه نمیدادند که همراه برادر کوچکاش به پاسگاه محل برود، او گفته است از دو ماه بدینسو تا کنون از سرنوشت و محل حضور برادرش معلومات ندارند و اعضای طالبان همچنان بهجای پیدا کردن او و دادن معلومات، آنان را با الفاظ رکیک «مسخره کرده» و در برابر اعتراض آنان فقط خندیدند و بس.
رویداهای مشابه ناپدیدشدن نوجوانان «خوش صورت» در شمال
یافتههای مستند این گزارش همچنان نشان میدهند که بیشتر رویدادهای ناپدیدشدن نوجوانان در مناطق غیرپشتوننشین به ویژه شمال کشور رخ داده است. روندی که به باور آگاهان، نشاندهنده برنامهی سازمانیافته، زنجیرهای و هدفمند برای اختطاف پسران خردسال و انتقال آن برای استفاده جنسی از شمال به جنوب است. در همین حال استادان دانشگاه میگویند «از آنجا که بیشتر اعضای گروه طالبان در جنوب افغانستان با فرهنگ همجنسگرایی آشنا هستند و به آن عادت دارند، متاثر از همان فرهنگ کودکی و حاکم در مناطق مسکونی خویش شدهاند، آنان برای بازتولید این فرهنگ و رفع نیازهای جنسیشان، نوجوانان خوشصورت را یا با استفاده از زور و یاهم استفاده سو از فقر و گرسنگی برای این هدف به مناطق اصلیشان در جنوب میبرند». به باور آنان از آنجا که صحبت کردن خانوادهها در رابطه به مفقود شدن پسران خردسالشان موضع حساس و بهشدت ناموسی دانسته میشود، خانوادههای قربانیان در این زمینه محکوم به سکوت بوده و این رویدادها مخفی میمانند».
استادان دانشگاه از نهادهای حقوق بشری به ویژه نهاد حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات جدی و فوری برای جلوگیری از این روند شده و راهکارهای فوری را برای رهایی کودکان از چنگ اعضای گروه طالبان میخواهند.
فقر و ناامنی؛ زمینههای استفادهجویی جنسی اعضای طالبان از کودکان خردسال
افزایش فقر، بیکاری و ناامنی غذایی، کودکان افغانستان را در معرض خطر استفادهجوییهای مختلف قرار داده است. خانوادهها میگویند، کودکان برای کمک به معیشت، ناچار بهحضور در فضاهای ناامن مانند سرک و بازار میشوند، فرصتی که برای اعضای گروه طالبان زمینهی استفادهجویی از این نوجوانان را فراهم میکند. به باور آنان سوءاستفاده از فقر و ناداری خانوادهها از طریق وعدهی کار، حمایت مالی یا امنیت—یکی از سازوکارهایی هستند که اعضای طالبان نوجوانان پسر را به دامانداخته و از آنان بهرهکشی جنسی میکنند.
یک استاد دانشکده جامعهشناسی دانشگاه بلخ میگوید: «وقتی شبکههای حمایتی فرو میریزند و نظارت مستقل وجود ندارد، کودکان نخستین قربانیاناند. مسوولیت پیشگیری و پاسخگویی، بهطور مستقیم متوجه ساختار حاکم است، برعکس اما دیده میشود که در بیشتر موارد خود این ساختار پیوسته دنبال استفادهجویی از فقر خانوادهها برای ازدواج اجباری با دختران خردسال و اختطاف نوجوانان هستند».
گزارشهای پیشین و مسوولیت حقوقی
با این حال، گزارش نهادهای بینالمللی بهشمول بخش حمایت از کودکان سازمان ملل بارها از نقض گسترده حقوق کودکان و زنان در افغانستان خبر داده است. در گزارش این سازمان، رویدادهایی مانند ازدواجهای اجباری اعضای طالبان با دختران خردسال، تجاوز جنسی و اختطاف کودکان بهعنوان خشونتهای رایج و در حال گسترش خوانده شدهاند که اعضای طالبان بهصورت مستقیم در آن دخیل هستند.
در گزارشهای این سازمان بر تعهدات حقوقی—از جمله کنوانسیون حقوق کودک—و ضرورت حفاظت فوری از کودکان خردسال افغانستان در برابر استفادهجویی اعضای طالبان تأکیدشده است. فعالان حقوق کودکان میگویند، برای بررسی رویدادهای زنجیرهای اختطاف پسران خردسال در کشور به بررسی شفاف و جهانی نیاز است، آنان تأکید میکنند که بدون شفافیت و پاسخگو ساختن گروه طالبان در برابر این رویدادها، بحران ناپدیدشدن پسران خردسال همچنان تشدید و بیاعتمادی اجتماعی عمیقتر میشود.
حفاظت از کودکان خردسال که مسوولیت اجتماعی هر جامعه به ویژه ساختارهای حاکم دانسته میشود، نهتنها از سوی گروه طالبان این مسوولیت انجام نمیشود بلکه خود بهعنوان عاملان اصلی نقض حقوق آنان در افغانستان است؛ روندی که پیامدهای آن جبرانناپذیر و با پیامدهای ناگوار اجتماعی مواجه خواهد شد.

