پریگوژین چه یک وطنپرست واقعی باشد و چه یک خائن، در هر صورت یک تهدید باقی میماند، زیرا او سرسخت و غیرقابل پیشبینی است.
نویسنده: نعمت الله میرسایدوف، روزنامه نگار (تاجیکستان)
اکنون، پس از تنشزدایی اوضاع در روسیه، هر کسی میتواند هر چیزی بگوید، حتی یوگنی پریگوژین، رئیس شرکت خصوصی نظامی واگنر، که دلیل واقعی عقبنشینی خود را عدم تمایل به "ریختن خون روس" خواند.
این قضیه در روسیه و خارج از آن خیلی داغ شد. هیچ کس نمی توانست پیش بینی کند که "راهپیمایی عدالت" واگنری ها چگونه به پایان می رسد. غرب با هیجان و امید فراوان انتظار داشت که سرانجام آنچه می خواست محقق شود. و به طور غیر منتظره. نه شورش مردم، که برنامه ریزی کرده بودند، به وقوع پیوست، بلکه نظامیان دست به بلوا زدند.
نیروهای مسلح اوکراین، با حساب روی این واقعیت که در صفوف مدافعان سرزمین های اشغالی (برای دیگران، سرزمینهای الحاقشده) میتواند سردرگومی و هرج و مرج آغاز شود، به شدّت فعال شد، اما سربازان روسی مانند قبل ایستادگی کردند، گویی از آن چه در عقبگاه اتفاق میافتاد، هیچ خبر نداشتند. شاید، در واقع، بسیاری ها چیزی را نمیدانستند. مخالفان، دشمنان روسیه، روسوفوب ها از احتمال یک رویارویی مسلحانه احتمالی خوشحال هم شدند. اما هیچ کس انتظار انصراف سریع را نداشت. شاید کسی تصور نمی کرد که دوستی دو شخصیت بتواند روسیه را از خونریزی بی سابقه نجات دهد.
اگر قتل عام در نزدیکی مسکو رخ می داد، معلوم نبود که چه اتفاقاتی در جبهه یا در مرزهای خارکف و کورسک پیش میآمد. اما همه چه گذشت. با شرافت ابتکار رئیس جمهور بلاروس، الکساندر لوکاشنکو، که توانست یوگنی پریگوژین را به عواقب فاجعهبار برخورد شرکت “واگنر” با واحدهای آماده استقبال از شرکتکنندگان مارش نظامی موتقاید کند.
آیا دلایل دیگری برای عقب نشینی پریگوژین وجود داشت؟
فکر می کنم بله. اولین. شاید یوگنی پریگوژین انتظار نداشت پوتین اقدام او را یک خیانت تلقی میکند، بلکه انتظار داشت، رئیس جمهور برای حل دیپلماتیک مشکل تلاش میکند، حتی تا حد برآورده ساختن خواستههای فرمانده “واگنر”.
دومین. از احتمال دور نیست، که تصمیم وی برای متوقف کردن "راهپیمایی عدالت" در پی این واقعیت گرفته شد که اکثر "واگنری ها" به اقدامات اشتباهی فرمانده خود پی بردند و تصمیم گرفتند بیشتر از این پیش نروند و داوطلبانه به مکان های استقرار دائم خود بازگردند. درک این که شرکت خصوصی نظامی دیر یا زود شکست خواهد خورد، او را مجبور به پیدا کردن راهی برای سازش کرد.
سوم. قطعا پریگوژین یک خائن نیست، او یک میهن پرست واقعی است، اما یک جنگجوی سرسخت، جاه طلب و آزرده هم هست که توانایی های خود را بیش از حد برآورد کرده است. عقل او شاید پس از گفتگو با یک سیاستمدار بسیار باتجربه و زیرک، که چشمان او را به دیدن واقعیت ها باز کرد و فهماند، که اگر خون ریخته شود، نامش برای همیشه لکه دار می شود، دوباره به سرش برگشته باشد. او میتوانست از یک قهرمان به خائنی، مانند ولاسوف، تبدل شود.
چهارم. با این حال، شاید حس وطن پرستی او بر جاهطلبی هایش بالا گرفت و در گرفتن تصمیم آخرینش نقش اسلی را بازی کرد.
ما در حال حاضر در مورد این که پریگوژین کجاست، از مرز روسیه و بلاروس عبور کرده و با چه کسی، اطلاعاتی نداریم. تصور این دشوار نیست، که با برخی از جنگاوران و تجهیزات نظامی شرکت “واگنر” - بخشی از تضمین امنیت او - از روسیه خارج شده باشد. این بدان معنی است، که جنگاوران او در نهایت میتوانند به صفوف نیروهای مسلح بلاروس بپیوندند.
این سوال مطرح می شود که در چه شرایطی لوکاشنکا و پریگوژین بر سر تغییر در وزارت دفاع روسیه به توافق رسیدند، زیرا این شویگو و گراسیموف بودند که وضعیت را به یک فاجعه احتمالی رساندند؟ چه اتّفاقی با خود پریگاژین خواهد افتاد؟
فکر میکنم، یک ضرورت به تغییر چهرههای اصلی وجود دارد. تا زمانی که پریگوژین قدرت نظامی دارد، فرقی نمی کند کجا باشد - در روسیه یا بلاروس، او یک خطر است. اگر لوکاشنکا وعده پوتین را مبنی بر اجرای برخی از شرایط پریگوژین تضمین کند، در آینده نزدیک تغییراتی خواهد آمد. اگر پریگوژین با شرایط لوکاشنکا موافقت کرد که امنیت او را تضمین میکند و و توانسته بود او را متقاعد کند که در هر صورت ممکن است در یک برخورد حتی به قیمت خون زیادی کشته خواهد شد، پس باید منتظر پاسخ سوال دیگر باشیم: آیا پوتین چنین گستاخی را به پریگوژین خواهد بخشید و او را خائن نمی داند؟
پریگوژین چه یک وطنپرست واقعی باشد و چه یک خائن، در هر صورت یک تهدید باقی میماند، زیرا او سرسخت و غیرقابل پیشبینی است. علاوه بر این، یک تنگنظر هم بوده میتواند، اگر جاهطلبی بر خردش بالا گرفته باشد. دیگر این که انهدام یک هواپیما، چندین هلیکوپتر، کشته شدن 15 نفر از پیامدهای "راهپیمایی عدالت" اوست، که باید پاسخش را دهد.