افغان ها نیم قرآن را قبول دارند و نیم دیگر را نه
نویسنده: دکتر فرید یونس، استاد باز نشسته ی بشر شناسی خاور میانه و مطالعات و فلسفه اسلامی، رئیس کانون اندیشه افغانستان، عضو شورای مشورتی "سنگر"
نام افغانستان تا قبل از ۱۸۰۱ میلادی خراسان بوده است ( تحقیقیات جناب دکتر سید مخدوم رهین). پس نام فعلی افغانستان یک نام استعماری است که این را قبلا من در مضمون «نقشه استعماری ما » نوشته بودم.
زبانشناسان مشهور افغانستان دری را رد می کنند و زبان فارسی برای شان زبان منطقه است که در زبانشناسی Lingua Franca نامیده می شود. یعنی زبان اکثریت در منطقه فارسی است با لهجه های متفاوت . زبان پشتو زبان رسمی کشور در قانون اساسی ۱۹۶۴ به رسمیت شناخته شد و قبل از آن زبان یک قوم خاص که پشتون ها باشد ، بود نه از همه ملت پس تحمیل زبان پشتو بر سایر اقوام غیر اخلاقی و غیر مدنی است.
نقشه افغانستان را استعمار بریده ، خامکوک کرده و دوخته است . این توته زمین که به نام افغانستان است ساختگی است و میراث استعمار است.
در افغانستان ۲۳ قوم است نه یک قوم یا دو قوم یا سه قوم (مطالعات مرحوم محمدی در کتاب « من افغان نیستم).
در افغانستان چندین مذهب است و مذاهب غیر اسلامی مانند مذهب هندو و سیکهه است که همه در تمدن آن سر زمین نقش داشتند. و در خلقت برادر ما هستند.
در زمان نادر خان پدر ظار شاه به صورت عملی پشتونایزیشن افغانستان سر دست گرفته شد و این مسله زبان ، هویت و فرهنگ دیگر اقوام را شدید صدمه رسانید.
پشتون ها اکثر شان به این باور هستند که افغانستان مال آنهاست و آیه مبارکه که اقوام برای شناخت همدیگر است و برای تفوق طلبی نیست قبول ندارند و گفته مشهور که افغان ها نیم قرآن را قبول دارند و نیم دیگر را ندارند درست است.
مطالعات نشان میدهد که حرکت طالب یک حرکت قومی و قبیله یی است نه اسلامی
زنان در تاریخ سرزمین نقش بارز بازی کرده آند و امروز از همه حقوق محروم هستند و مذهبیون اکثرا چون خود قومی هستند خاموش هستند.
در افغانستان هیچ چیز ملی نیست. واژه ملی برای کشور مانند افغانستان مضحک است
در افغانستان وجه مشترک میان مردم وجود ندارد.
قوم وجه مشترک نیست.
مذهب وجه مشترک نیست.
زبان وجه مشترک نیست.
وجه مشترک افغانستان اسلام است که ۹۹ در صد مسلمان هستند و یک در صد که مسلمان نیست در خلقت برادر و خواهر ما هستند زیرا ما همه اولاد آدم هستیم.
پس راه چاره چیست؟
اول راه حل اصول شهروندی است که همه اقوام و مذاهب و همه مردم، زن و مرد بدون تبعیض در مقابل قانون حقوق مساوی داشته باشند.
دوم ربان های فارسی پشتو و اوزبیکی زبان های رسمی کشور شناخته شود.
افغانستان یک نظام سیاسی غیر متمرکز یا نیمه فدرالی اسلامی داشته باشد تا مردم خود شان در سرنوشت سیاسی شان سهم گیرند و قانون اساسی اسلامی فدرالی که در شرف تکمیل است و به مردم پیشکش می شود تطبیق شود.
در مسله نام افغانستان باید یک همه پرسی شود و اگر حراسان ، یا بکتریانا رای اکثریت را گرفت به ملل متحد رسما پیشنهاد شود تا نام هم تغییر کند تا جوابگوی حقوقی همه افراد کشور باشد نه تنها از یک قوم . واحد پولی هم باید تغییر کند.
هر گروهی که می تواند یک نظام عادل را روی کار بیاورد که همه مردم احساس امنیت و آسایش کنند باید حمایه و پشتیبانی شود.