خبر روز

فشار خارجی و نارضایتی داخلی تا چه اندازه به هم مرتبط‌اند؟

نویسنده: محمد قادر مصباح، کارشناس مسائل منطقه

دیدار دونالد ترامپ با بنیامین نتانیاهو در فلوریدا و اظهارات هردو، بخشی از یک پیام سیاسی و امنیتی آشکار بود که بر تداوم حمایت کامل آمریکا از اسرائیل و تشدید فشار بر ایران تأکید نشانه رفتند. ترامپ با برجسته‌کردن نقش نتانیاهو در بقای اسرائیل و با اشاره به وضعیت نامطلوب اقتصادی ایران و تهدید نسبت به برنامه های موشکی آن، تلاش کرد تصویر فشار امنیتی، اقتصادی و روانی علیه تهران را تثبیت کند.

این موضع‌گیری‌ها در مقطعی بیان شد که در داخل ایران نیز نشانه‌هایی از نارضایتی و اعتراضات اجتماعی در چندین شهر مشاهده از رسانه های بیرون مرزی ایران و فارسی زبان نشر شد. گرچند ریشه اصلی این اعتراضات، مشکلات معیشتی، تورم و فشارهای اقتصادی گفته شده است؛ در عین حال، در برخی تجمعات، شعارهایی فراتر از مطالبات اقتصادی از جمله بازگشت شاه نیز شنیده شد. این شعار، بیش از آن‌که بیانگر یک پروژه سیاسی منسجم یا خواست اکثریت جامعه ایرانی باشد، نشان‌دهنده رادیکال‌شدن زبان اعتراض و بیان نمادین نارضایتی عمیق از وضع موجود است.

تحلیل عمومی و غالب این است که بین این اعتراضات و سفر نتانیاهو یا دیدار او با ترامپ، رابطه مستقیم، سازمان‌یافته یا علّت و معلولی وجود ندارد، چنانکه شواهد معتبری دال بر هدایت خارجی اعتراضات یا پیوند عملی آن‌ها با این دیدار سیاسی در دست نیست. با این حال، این دو پدیده کاملاً بی‌ارتباط نیز نیستند، زیرا در یک فضای مشترک زیر نام فشار و ادراک سیاسی قرار می‌گیرند و بر نحوه تفسیر یکدیگر کاملا اثر می‌گذارند.

از منظر سیاست بین‌الملل، هم‌زمانی نارضایتی داخلی با تشدید فشار خارجی، به بازیگران بیرونی این برداشت را منتقل می‌کند که ایران با چالش‌های هم‌زمان در داخل و خارج مواجه است. در این چارچوب، شعارهایی مانند بازگشت شاه نه به‌عنوان بدیل واقعی قدرت، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از شکاف اجتماعی و فرسایش مشروعیت اقلا در بخشی از جامعه مورد توجه قرار می‌گیرد. چنین برداشتی می‌تواند بر لحن، زمان‌بندی و شدت مواضع خارجی نیز اثرگذار باشد، بی‌آن‌که به معنای دخالت مستقیم در تحولات داخلی تلقی شود.

از سوی دیگر، فشار خارجی به تنهای می‌تواند به‌طور غیرمستقیم به رادیکال‌شدن شعارهای داخلی کمک کند. در شرایطی که تهدید و تحریم افزایش می‌یابد و افق بهبود کوتاه‌مدت مبهم می‌شود، بخشی از جامعه زبان اعتراضی حداکثری و نمادین را برمی‌گزیند. این واکنش بیشتر بازتاب وضعیت روانی و سیاسی جامعه در یک مقطع بحرانی است تا نشانه شکل‌گیری یک اجماع سیاسی جدید.

در یک جمع‌بندی کلی، میتوان اذعان کرد که اعتراضات داخلی ایران نه محصول سیاست‌های ترامپ و نتانیاهو هستند و نه عامل تعیین‌کننده تصمیمات آنان؛ اما در کنار تشدید فشار خارجی، فضایی از فشار هم‌زمان داخلی و بیرونی ایجاد می‌کنند که در آن هر تحول، معنا و وزن سیاسی بیشتری بخود میگیرد که شعار بازگشت شاه در این چارچوب، نشانه رادیکال‌شدن بخشی از نارضایتی‌هاست، نه بیان یک مسیر عملی و غالب برای آینده سیاسی ایران.


سیاست