چرا تاجیک ها باید بجنگند؟
نویسنده: رستم روشنگر
دقت بفرمایید. با تسلط دوباره طالبان بر کشور و سرزمین ما، ما و شما دلایل بسیار روشن، قوی، انسانی و ایمانی برای جنگ با طالبان داریم. حالا شما هر طور میل دارید، دلایل جنگ را توجیه کنید. اگر مایل هستید، توجیه دینی نمایید و اگر مایلید توجیه عقلی و بشردوستانه. در هر دو حالت جنگ تان با طالب نه تنها مشروع که ضروری و حتمی و واجبی است.
من اول به دلایل عقلی و انسانی و بشردوستانه میپردازم. این دلایل نیز در دو قسمت قابل توضیح هستند.
بخش اول:
طالب یک نیروی شر مطلق است. طالب یک هیولای ویرانگر و تباه کننده است. طالب دشمن بشریت است. طالب دشمن انسانیت است. طالب دشمن آزادی است. طالب دشمن برابری و عدالت است. طالب ضد علم و شرافت است. طالب ضد روشنایی و پیشرفت و وحدت و ترقی کشور و جامعه ما است. آیا جنگ در برابر همچو یک نیرو مسوولیت وجدانی یک انسان آگاه و آزاده نیست؟ پاسخ واضحاً بله است. پس ما تاجیکها منحیث انسانهایی که تحمل ظلم، شرارت، فساد، خونریزی و تباهی را نداریم، مکلفیم که علیه طالب بجنگیم. یعنی اگر نجنگیم همه هست و بود ما نابود میشود. تا اینجای کار بحث قومی در بین نیست. تا اینجا هر انسان آزاده مکلفیت اخلاقی جنگ با طالب را به دوش میکشد. انسانِ هزاره، انسانِ پشتون، انسانِ ازبیک و انسان به صورت مطلق از هر قوم و تبار و قبیله نیز مخاطب حرف ما در این قسمت است. هیچ انسان آگاه و آزاده که مدعای شرافت و نجابت و تعالی اخلاقی دارد، نمیتواند سکوت خود در برابر طالب را تحت هیچ عنوان توجیه نماید. البته در اینجا سکوت به معنای نفی فلسفه جنگ با طالب است نه سکوتی که بسیاری از آزادیخواهان به دلایل منطقی در برابر ظلم طالب از آن استفاده میکنند! توجه بفرمایید که اینجا ما در باره اندیشه و فلسفه جنگ با طالب بحث داریم و این بحث مقداری با جنگ مسلحانه مستقیم و فعال متفاوت است. یعنی مهم این است که شما معتقد باشید که جنگ با طالب یک رسالت انسانی است. اینکه به گونه بالفعل میتوانید یا نمیتوانید وارد پیکار مسلحانه با این گروه شوید، بحث جداگانهاست.
بخش دوم:
در این بخش به دلایل قومی میپردازیم. طالب یک نیروی ضد تاجیک است. این امر دلایل زیاد دارد.
یک دلیل؛ این است که طالب از بدو ظهور تا کنون با تاجیکها در جنگ و خصومت بوده است. طالب دشمنی با تاجیک را فراموش نمیکند. ما تاجیکها بودیم که ۲۵ سال پیش با شکم گرسنه علیه طالب پنج سال جنگیدیم و رویای این گروه وحشی و حامیان بیرونی را متحقق ناشده گذاشتیم. موجودیت تعدادی از تاجیکان نفهم یا مجرمین حرفهای در صف طالب چیزی را تغییر نمیدهد. متاسفانه همیشه در میان یک قوم افراد فاقد شعور، وجدان فروش و وجدان مرده و بیخبر و کوتاهبین وجود دارد که همرکاب دشمن میشوند و علیه قوم و تبار خود میجنگد. در نظام طالب، تحت نام دین این گونه افراد به صف دشمن کشیده میشوند و تا عقل شان سرجایش بیایید، دیر میشود.
دلیل دوم؛ این است که طالب گروهی است در خدمت پشتونیستهای تاجیکدشمن. تاکید و توضیح میکنم که پشتونیستها. توجه بفرمایید پشتونیستها که میگوییم، همه پشتونها را دربر نمیگیرد. هرچند متاسفانه صف پشتونیستها خیلی طولانی شده اما در میان پشتونها هستند-هرچند اندک- کسانی که وجدان بیدار دارند و به انسانیت باور. اما طالبان را پشتونیستها کنترول میکنند و بلکه بسیاری از رهبران طالبان خود از نظر فکری پشتونیست هستند. کسانیکه اندکی در باره تاریخ سیاسی افغانستان مطالعه داشته باشند، میدانند که پشتونیستها دشمن درجهیک خود تاجیکها را میدانند و از هر وسیلهای برای سرکوب و حذف و نابودی تاجیکها استفاده میکنند.
بنابراین حکم عقل سلیم این است که یک تاجیک علیه طالب بجنگد تا هم سرزمین خود را آزاد کند و زمینه پیشرفت و توسعه آن را فراهم کند که حیات و ممات میلیونها انسان به آن بستگی دارد، و هم از هویت و تاریخ و فرهنگ و زبان و ارزشهای معنوی-قومی خود حفاظت کند. این یک حق طبیعی برای تمامی گروههای بشری است و هیچ قانون، سازمان و دینی در هیچجای دنیای این حق را سلب کرده نمیتواند و اگر بخواهد آن را سلب کند، جنایت علیه بشریت را مرتکب شده است.
اما دلایل دینی جنگ با طالب. جنگ با طالب از نظر دینی نیز واجب است.
دلیل اول؛ طراحان پروژه طالب از همان ابتدا با شناختی که از دینباوری مردم افغانستان داشتند، شمشیری برای سربریدن وانتقام گرفتن از این مردم ساختند که اسمش را طالب گذاشتند.
باداران طالب میدانستند که از آدرس دین هر آسیبی به مردم افغانستان برسد، لب به اعتراض نمیگشایند. این مردم جنایت چندین قرنه اعراب تحت نام دین را بسیار به سادگی فراموش کردند و باور کردند که هر ناروایی در حق ما شده حق ما بوده است.
دلیل دوم؛ طالبان به صراحت یک پروژه ضد دینی است. این پروژه رسانهای-استخباراتی در واقع موثرترین پروژه دینگریزی در جهان است و تاریخ معاصر جهان شاهد چنین پیشرفت سریعی از طریق یک پروژه استخباراتی برای دو کردن مردم از دین نبوده است. شاهد هستیم که تمامی مراجعی دینی جهان اسلام پیوسته علیه این گروه و رفتار ضد بشری اش اعلامیه صادر کرده و حرکات آنان را موجب بدنامی و آسیبهای فراوان به دین عنوان کرده اند.
دلیل سوم؛ دین اسلام پیروان خود را امر به مبارزه با ظلم، جهالت و تجاوز و تعدی کرده است. معنای جهاد همین است. یک مجاهد شعوری معنای این حرف را میداند. یعنی جنگ علیه طالبان جهاد اکبر است. چنانکه در بالا اشاره شد، بانیان طالبان آگاهانه و عامدانه نام و نشان دینی برای یک حرکت ضد بشری انتخاب کردند تا مردم متدین افغانستان در برداشتن شمشیر علیه این گروه همیشه دچار تردید باشند.
من با جرأت و جسارت میتوانم بگویم که تجاوز انگلیس، شوروی و امریکا به افغانستان این همه زیانبار نبوده که موجودیت گروهی به نام طالب به این کشور و داشتههای مادی و معنوی اش ضربه زده است.
چون روی حرفم به طرف تاجیکها بود، یکبار دیگر تاکید میکنم که جنگ علیه طالبان برای شما چندین فوریته است. دلایل مذکوره فشردهای از دلایل بسیار و مفصلی است که شرح آن به قول مولانا من من کاغذ میخواهد.
چرا این یادداشت را نوشتم؟ یکی از انگیزههای نوشتن، واکنشها به جان باختن فرمانده خیرمحمد خیرخواه از فرماندهان دلیر و با شهامت جبهه مقاومت در اندراب بود. بعضی از دوستان چنان واکنش نشان میدهند که گویا خلق تاجیک در عمر خود خون را ندیده باشد. چنین برداشتی از جنگ علیه طالب به این معناست که برای ما و سنگرداران ما جنگ یک انتخابات آگاهانه نبوده و تبعات را نسجنیده بودیم. در حالی که چنین نیست. ما میدانیم که طالب چقدر وحشتناک و ناانسان است و برای همین جنگ را انتخاب کردیم و دشواری آن را نیز میدانیم. اگر چنین نبود، جنگ ماارزش نداشت. در جاده همواره دویدن هنرش چیست؟!
مردم ما در همین پنجاه سال اخیر پیوسته خون داده اند. حتا در حکومتهای کرزی و غنی سهم مردم ما در شهدای ارتش، پولیس و امنیت ملی روزانه به مراتب بیشتر از آنچیزی بود که ما در یک و نیم سال اخیر در مقاومت در جنگ با یک دشمن سفاک و دونصفت و وحشی از دست دادیم. در اواخر حکومت غنی روزانه دهها تابوت شهید به سرزمینهای مقاومت ارسال میشد که اکثرن در یک توطیه قومی جان خود را از دست میدادند. هم دشمن شان علیه شان عقده قومی داشت و هم آمر شان! در مقایسه با آن تلفات جانی نیروهای مقاومت در یک سال اخیر بسیار ناچیز بوده است. در حالی که جنگ امروز برای خود ماست و جنگ دیروز برای استمرار حاکمیت کسانی بود که علیه ما دشمنی دیرینه داشتند.
قصد دفاع از اشتباهات و کاستیهای کسانی را ندارم که ممکن در بخش مدیریت جنگ دچار شده باشند. من با دوستان مقاومتی همیشه این را گفته ام که باید با دید انتقادی به مسایل نگاه کنیم، آماده پذیرش انتقادها باشیم و از هر ضربهای که میخوریم باید درس زیادی به آینده بگیریم، چون جنگ تحمیل شده بر ما ممکن طولانی و دشوار باشد. اما با این وجود، عزم و اراده ما برای تداوم جنگ نباید خللبردار باشد. باید بدانیم که جنگ ما درست و ضروری است. ما میتوانیم در باره تاکتیکهای جنگی، راهبردهای جنگی، کیستی افراد جنگی و مدیران جنگ و...بحث کنیم و با صراحت از کاستیها و ندانمکاریها انتقاد کنیم اما نباید لحظهای درباره قداست و مشروعیت جنگ ما تردید کنیم.
یاد ما نرود که دشمن زبون ما ابزارهای گسترده تبلیغاتی را در اختیار دارد و از همه ظرفیتهای تبلیغاتی خود استفاده میکند تا روحیه ما را بشکند و انگیزه جنگی ما را تضعیف کند.
دشمن ما اجساد زبدهترین فرماندهان و مقامهای خود در جنگ با ما را پنهان زیرخاک میکند اما وقتی ضربهای به ما وارد میکند، آن را خیلی بزرگ میکند تا ما بترسیم و بلرزیم و دیگر به جنگش نرویم.
اما ما باید بدانیم که این جنگ، جنگ خود ما، برای خود ما، به نفع خودما، حق مشروع خود ما و مورد تایید هر انسان آگاه و آزاده در هرجای گیتی است و مورد تایید خدای عادل نیز است! هر دین و آیینی که ادعای عدالت دارد و به حریت و شرافت انسان باور، جنگ ما را ضرور و مقدس میشمارد! ما با ایمان راسخ به این جنگ ادامه میدهیم و مطمینیم که یک روزی همه به حقانیت جنگ ما پی میبرند.