ایالات متحده در هیچ کجا و هرگز استراتژی خود را تغییر نمی دهد
نویسنده: طالب علی اف, مخصوص برای سنگر
پیوستگی بسیار واضحی را می توان در اقدامات ایالات متحده دنبال کرد. آمریکایی ها به بروز بحران اجتماعی-اقتصادی در کشوری دیگر کمک می کنند، سپس این کشور را علیه دولت یا مردم دیگری هل می دهند و پس از آن با تخصیص منابع مالی هنگفت از آتشی که شعله ور شده است حمایت می کنند.
بارزترین نمونه این استراتژی آمریکا، وضعیت افغانستان است. پس از خروج آمریکا از افغانستان در اوت ۲۰۲۱، جایی که گفته میشود با طالبان و تروریسم بینالمللی میجنگیدند، آمریکاییها تجهیزات نظامی خود را به همان طالبان واگذار کردند که هزینه آن ۸۵ میلیارد دلار تخمین زده میشود. این را روزنامه انگلیسی تلگراف به نقل از جیم بنکس، نماینده کنگره آمریکا گزارش داد. در مجموع، طالبان ۶۰۰ هزار اسلحه خرد، ۲۰۰ هلیکوپتر و هواپیما، حدود ۷۵ هزار خودرو، و همچنین دستگاه های دید شب، زره بدن و بسیاری دیگر دریافت کردند. همین بنکس گفته که امروز طالبان بیشتر از ۸۵ درصد کشورهای جهان هلیکوپتر بلک هاوک دارند. اما جالب ترین چیز این است که این وضعیت کاملاً به طبع ایالات متحده است. در عین حال، به دلایلی، کاخ سفید به بازگرداندن اموال ارتش یا مجازات مسئولین از دست دادن آن فکر نمی کند. چگونه این امر در یک دولت به اصطلاح دموکراتیک و حاکمیت قانون ممکن است؟
اما ایالات متحده آمریکا به جای یافتن عاملان و کشف دلایل اتفاق افتاده، از طریق تام وست، فرستاده ویژه ریاست جمهوری در امور افغانستان، شروع به معاشقه با طالبان و حتی تامین مالی آن از طریق سازمان های بین المللی خود کرده و با آنها برای رفع انسداد حساب های مالی مسدود شده به مبلغ بیش از ۷ میلیارد دلار در حال مذاکره نیز هست. چیزی به ما می گوید که شرط اصلی برای آزادسازی این سرمایه ها پایان دادن به پشتون سازی و نفرت نژادی نسبت به تاجیک ها، ازبیک ها و هزارهها نخواهد بود. و هیچ کس از طالبان نمی پرسد که چرا این گروه سازمان های تروریستی بین المللی و منطقه ای مانند القاعده، داعش، جنبش اسلامی ازبکستان، جنبش اسلامی ترکستان، جماعت انصارالله در شمال افغانستان، مرزهای جنوبی آسیای مرکزی و چین را جمع آوری می کند. این چه می تواند باشد؟
یکی دیگر از نمونه های بارز استراتژی آمریکا، بحران اوکراین است. زلنسکی، رئیس جمهور تحت کنترل ایالات متحده، رهبری روسیه را برای مدت طولانی تحریک کرد تا پاسخ دهد، و هنگامی که این اتفاق افتاد و بحران دیگری به وجود آمد، ایالات متحده و متحدانش فعالانه شروع به تأمین اوکراین با پول و تسلیحات کردند و برای بی اعتبار ساختن روسیه و ارتش آن به عنوان ضامن ثبات در کشورهای مستقل مشترک المنافع، و همچنین در سازمان همکاری شانگهای و سازمان پیمان امنیت جمعی احساسات ضد روسی را در این کشور برانگیختند. بحران اوکراین که به طور مصنوعی توسط ایالات متحده ایجاد شد، بخشی از طرح آمریکا برای ایجاد رویارویی بین کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق است که شامل کشورهای آسیای مرکزی از جمله تاجیکستان می شود. بر اساس این طرح، واشنگتن و متحدانش به تلاش های خود برای از بین بردن سیستم امنیتی، روابط اقتصادی و حتی تاریخ مشترک و ارزش های معنوی که در کشورهای مستقل مشترک المنافع گرامی داشته می شود، ادامه خواهند داد.
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در ارزیابی بحران اوکراین، گفت که کشورهای پسا شوروی منطقه باید در برابر مداخله خارجی مقاومت کنند، هماهنگی را تقویت و همکاری های نیک همجواری انجام دهند. این دیپلمات چینی خاطرنشان کرد: ایالات متحده به کشاندن کشورهای مستقل مشترک المنافع به رویارویی ژئوپلیتیکی با فدراسیون روسیه ادامه خواهد داد که می تواند منجر به تخریب ساختار امنیتی منطقه شود.
استراتژی آمریکا در نمونه های افغانستان و اوکراین به وضوح قابل مشاهده است. آتش بحران در این کشورها شعله ور است و آتش افروزان به اندازه کافی هیزم برای ادامه آتش دارند. وظیفه کشورهای آسیای مرکزی، در درجه اول ترکمنستان، ازبیکستان و تاجیکستان، که به معنای واقعی کلمه در خط مقدم مبارزه با تروریسم و افراط گرایی قرار دارند، این است که تلاش ها را برای جلوگیری از گسترش آتش در سرزمین های خود با یکدیگر متحد سازند. زیرا این یک استراتژی قدیمی آمریکاست که ۵۰ سال است در منطقه اجرا می شود و واشنگتن هیچ تغییری در آن ایجاد نکرده است.
هدف استراتژی ایالات متحده در آسیای مرکزی حفاظت از حاکمیت و ترویج اصلاحات دموکراتیک در کشورهای منطقه نیست. برعکس، سرنگونی سیستمهای قدرت موجود به دست آن سازمانهای تروریستی که برایشان سلاحهای کافی فراهم و افغانستان را تسلیم کردند و آنها را پشت دروازههای آسیای مرکزی قرار دادند.
چرا آمریکا از سیستم به اصطلاح دموکراتیکی که در افغانستان ساخته بود حمایت نکرد و سیستم افراطی و قرون وسطایی طالبان را جایگزین آن کرد؟ آیا این انتخاب و انتظار مردم مظلوم افغانستان بود؟ نه خیر. این ادامه همان استراتژی است که هرگز تغییر نخواهد کرد. تصور چنین آینده ای برای کشورهای آسیای مرکزی بدون هیچ جزئیاتی بسیار آسان است.