خبر روز

با تحلیلی بر دیدگاه های پروفیسور جفری سَکس

نویسنده: فیاض بهرمان نجیمی، تحلیلگر امور منطقه ای و بین المللی، عضو شورای مشاوران سنگر

در نسبت‌سنجی میان رهبران جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه ـ آیت الله خامنه ای و ولادیمیر پوتین، تفاوتی بنیادین در رویکرد به نظم بین‌المللی و مواجهه با قدرت‌های غربی دیده می‌شود. اگرچه هر دو کشور در مدار تقابل با سلطه آمریکا تعریف می‌شوند، اما نوع پاسخ‌دهی، میزان قاطعیت، و فهم تهدید وجودی کاملاً متفاوت است.

رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله خامنه‌ای، از دهه‌ها پیش درک روشنی از خوی تجاوزگر غرب داشته و بارها بر «عدم اعتماد به آمریکا» تأکید کرده است. سیاست ایران، نه تنها در گفتار بلکه در عمل نیز، بر پاسخ متقابل و بازدارنده استوار است؛ خواه در حمله موشکی به پایگاه‌های آمریکایی پس از ترور قاسم سلیمانی، خواه در پاسخ‌های اخیر به ترور دانشمندان و فرماندهان نظامی‌اش.

در سوی دیگر، ولادیمیر پوتین ـ با وجود ظاهر اقتدارگرایانه‌اش ـ در برابر تجاوزات آشکار به منافع و زیرساخت‌های حیاتی روسیه، رفتاری محافظه‌کارانه، گاه خنثی، و حتی متملقانه در برابر قدرت‌های غربی داشته است. اعتماد پنهانی پوتین به سازوکارهای جهانی و تعلق روانی‌اش به نظم یالتا و روابط شخصی با چهره‌هایی چون ترامپ، او را از اتخاذ مواضع رادیکال و دفاعی بازداشته است.

در حالی‌که جفری سَکس به‌درستی عملیات‌های مستقیم و پنهانی موساد، سیا و MI6 را عامل کشته‌شدن چهره‌های کلیدی در ایران و نیز حمله به زیرساخت‌های روسیه معرفی می‌کند، پاسخ جمهوری اسلامی با حمله، تهدید، و افشاگری است، اما روسیه تا کنون حتی از یک موضع‌گیری صریح نیز اجتناب کرده است.

این بی‌تفاوتی یا ترس استراتژیک، نه تنها جایگاه ژئوپلیتیکی روسیه را تضعیف کرده، بلکه آن را در آستانه فروپاشی قرار داده است. واقعیت این است: نابودی ایران، آغاز پایان روسیه و سپس چین خواهد بود. این معادله را تهران و پکن به‌خوبی درک کرده‌اند، اما مسکو همچنان در توهمِ نظم جهانی قابل‌اعتمادِ غربی سیر می‌کند.

تحلیل سخنان جفری سَکس

جفری سَکس، یکی از بی بدیل ترین دانشمندان اقتصاد و روابط بین المللی جهان و استاد برجسته آمریکایی، با نگاه ژرف و ریشه‌ای به ماهیت سیاست خارجی ایالات متحده، ساختار قدرت را در دست یک ماشین جنگی بدون پاسخگویی می‌بیند؛ دستگاهی متشکل از سیا، پنتاگون، موساد، و MI6 که از طریق ترور، کودتا، و جنگ نیابتی در خاورمیانه، اوراسیا، و آفریقا عمل می‌کند. او هشدار می‌دهد که این ماشین، هر قدرتی را که از استقلال سخن بگوید، هدف می‌گیرد.

تأکید سَکس بر پیوند خطرناک میان نومحافظه‌کاران آمریکایی و پروژه خاورمیانه جدید، در واقع تفسیر همان سیاست «هر که با ما نیست، نابود می‌شود» است. به باور او، حمله به ایران فقط یک ماجراجویی نظامی نیست، بلکه بخشی از پروژه راهبردی گسترش بی‌حد امپراتوری آمریکاست ـ پروژه‌ای که اگر با مقاومت جدی از سوی بلوک شرق و جنوب جهانی مواجه نشود، فاجعه‌ای جهانی خواهد آفرید.

در چنین زمینه‌ای، تنها ایستادگی فعال، و نه مماشات محافظه‌کارانه، می‌تواند سد راه این ماشین جنگی شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نکات اساسی دیدگاه های پروفیسور جفرسی سکس Prof. Jeffrey Sachs با جودج ناپلیتانو judge napolitano

۱. فروریزی دیپلماسی با جایگزینی‌ ترور و تهدید

سَکس با تأکید می‌گوید دیپلماسی واقعی میان آمریکا و ایران با حمله نظامی مشترک اسرائیل و ایالات متحده فلج شده است. او تأکید می‌کند که این نوع زورگویی افراطی ("یا تسلیم می‌شوید یا کشته می‌شوید")، دقیقاً همان مسیر پلیدی را تکرار می‌کند که به جنگ جهانی دوم منتهی شد.

۲. گسترش شبکه جنگ در خاورمیانه

سَکس شرح می‌دهد که اکنون ابزارهایی مانند پهپاد و حملات مخفیانه در کنار عملیات‌های موساد، سیا و ارتش آمریکا، به یک استراتژی نظامی واحد تبدیل شده‌اند. نتیجه آن گسترش جنگ در مناطق متعدد خاورمیانه—فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن و اکنون ایران—است .

۳. زیر سؤال رفتن اعتماد به دیپلماسی

او بی‌صداقتی مقام‌های آمریکایی را برجسته می‌کند که علناً مدعی هستند در این حملات دخالتی نداشته‌اند، اما نظامی‌گری در عمل ادامه دارد. او به جمله تند دونالد ترامپ اشاره می‌کند: «اگر با ما نیستید، همه‌تان را می‌کشیم» .

۴. ظهور یک «ماشین جنگی» بدون پاسخگویی

سَکس هشدار می‌دهد که اکنون سازمان‌های اطلاعاتی مانند CIA، موساد و MI6 همراه با نهادهای نظامی، بدون هیچ مکانیسم نظارتی به نیرویی جنگ‌طلب تبدیل شده‌اند که ترجیح‌شان حل اختلافات با دیپلماسی نیست .

۵. توجیه تاریخ‌مند در ایدئولوژی نومحافظه‌کارانه

او ریشه‌ی این وضع را در ایدئولوژی نومحافظه‌کاران می‌داند، از جمله سند «قطع رابطه پاک» که با هدف بازسازی خاورمیانه از دهه ۱۹۹۰ طراحی شد. او می‌گوید این اندیشه‌ها اکنون با حمله به ایران ادامه یافته‌اند .

۶. هشدار نسبت به احتمال جنگ جهانی سوم و خطر هسته‌ای

سَکس می‌گوید جنگ با ایران می‌تواند به جنگ جهانی سوم منجر شود و خطر استفاده از سلاح‌های هسته‌ای یا درگیری گسترده بینابینی را بسیار افزایش می‌دهد. او می‌گوید:

«اگر با ایران وارد جنگ شویم، در حقیقت در حال گسترش جنگ به سوی روسیه هستیم و در معرض احتمال جنگ هسته‌ای قرار می‌گیریم».

۷. ساختار نظامی-امپریالیستی و القای بی‌چالش بودن آمریکا

سَکس این روند را ادامه طبیعی تاریخی آمریکا و غرب پس از پایان جنگ سرد می‌داند. او می‌گوید آمریکا پس از فروپاشی شوروی با دیدگاه «ما دنیا را اداره می‌کنیم» پیش رفته و دستگاه‌ امنیتی و نظامی‌اش را بدون محدودیت به نیرویی گسترش‌طلب بدل کرده است .


سیاست