آیا پاکستان می‌تواند از فروپاشی داخلی جلوگیری کند؟

نویسنده: خالدین ضیایی رئیس اندیشکده گفتمان تعلیمی ملت، مخصوص برای “سنگر”

پاکستان با تهدیدات فزاینده‌ای از سوی گروه‌های مسلح داخلی نظیر تحریک طالبان پاکستان (TTP) و حمایت‌های آشکار و پنهان نیروهای فرامرزی، به‌ویژه طالبان افغانستان، مواجه است. در شرایطی که ثبات سیاسی و اجتماعی پاکستان بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفته، اتخاذ سیاست‌های قاطع، هدفمند و چندبُعدی جهت مهار افراط‌گرایی امری حیاتی تلقی می‌شود. این مقاله با مقایسه تجارب تاریخی روسیه در چچن و ترکیه در مقابله با پ.ک.ک، تلاش می‌کند ضرورت اصلاحات بنیادین امنیتی و اتخاذ رویکرد ضدتروریستی چندلایه را برای پاکستان تبیین نماید.

مقدمه:
پاکستان از ابتدای تأسیس تاکنون با چالش‌های امنیتی مزمن، از جمله تنش‌های مرزی، اختلافات قومی و نفوذ افراط‌گرایی مذهبی روبرو بوده است. در دهه‌های اخیر، ظهور و گسترش گروه‌هایی چون TTP و پیوندهای پیچیده آنان با طالبان افغانستان و سایر بازیگران منطقه‌ای، تهدیدی جدی برای امنیت ملی، ثبات اجتماعی، و یکپارچگی ارضی این کشور محسوب می‌شود. در این میان، عدم برخورد قاطع و استراتژیک با این تهدیدات، مسیر پاکستان را به‌سمت سرنوشت کشورهایی چون عراق، سوریه، سودان و لیبیا سوق می‌دهد؛ جایی که فروپاشی ساختار دولت-ملت و تقسیم سرزمینی به یک سناریوی محتمل تبدیل شد.

بخش اول: تهدیدات داخلی پاکستان – TTP و بسترهای رشد افراط‌گرایی

1.1 خاستگاه تحریک طالبان پاکستان

TTP در پاسخ به عملیات‌های نظامی ارتش پاکستان در مناطق قبیله‌ای شکل گرفت و به‌تدریج تبدیل به بازیگری قدرتمند و خون‌ریز شد. ضعف در راهبرد ضدتروریستی دولت، فساد سیستماتیک، تبعیض قومی و مذهبی و ناکامی در توسعه پایدار مناطق پشتون‌نشین، همگی زمینه‌ساز ظهور این گروه شدند.

1.2 رابطه TTP با طالبان افغانستان

با تسلط طالبان بر افغانستان در سال 2021، فضای تنفسی جدیدی برای TTP فراهم شد. مرزهای غیرقابل کنترل، پیوندهای عقیدتی، و تساهل امنیتی طالبان با این گروه باعث تشدید ناامنی در خیبرپختونخوا و مناطق مرزی شد. بی‌تفاوتی یا همراهی طالبان با این گروه، نشانگر یک تهدید ژئوپلیتیک چندلایه برای پاکستان است.

بخش دوم: مطالعه تطبیقی – درس‌هایی از روسیه و ترکیه

2.1 روسیه و سرکوب جنبش‌های چچنی

روسیه پس از تجربه دو جنگ خونین در چچن، به‌تدریج سیاست سرکوب نظامی قاطع همراه با بازسازی اقتصادی، جذب نخبگان محلی، و ایجاد دولت‌های دست‌نشانده محلی را دنبال کرد. مدل «کادروفیزه‌کردن» چچن، با وجود انتقادات حقوق بشری، به شکل‌گیری یک ثبات نسبی منجر شد که درس‌هایی برای پاکستان در زمینه ایجاد اقتدار دولت در مناطق ناپایدار دارد.

2.2 ترکیه و مبارزه با پ.ک.ک

ترکیه نیز در دهه‌های اخیر از مبارزه نظامی کلاسیک به سمت ترکیب اقدامات ضدتروریستی، اطلاعاتی، فرهنگی و توسعه‌ای در مناطق کردنشین حرکت کرده است. سرکوب قاطع پایگاه‌های پ.ک.ک در داخل و خارج، همراه با سرمایه‌گذاری زیرساختی در مناطق محروم، ترکیبی از امنیت سخت و نرم را به نمایش گذاشت که برای پاکستان آموزنده است.

بخش سوم: تحلیل استراتژیک مسیر پاکستان

3.1 غیاب راهبرد جامع ضدتروریستی

پاکستان تاکنون فاقد یک راهبرد چندلایه، متمرکز و جامع در مبارزه با افراط‌گرایی بوده است. تمرکز صرف بر عملیات‌های نظامی کوتاه‌مدت، بدون اصلاحات بنیادین اجتماعی، آموزشی، و سیاسی، نتوانسته امنیت پایدار ایجاد کند.

3.2 تهدید تجزیه و فروپاشی

ادامه وضعیت فعلی، در کنار رقابت‌های ژئوپلیتیک با هند، نقش مبهم طالبان افغانستان، و فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی به رهبری اسراییل ، پاکستان را به مسیر فروپاشی دولت‌ و جنگ داخلی بین ملت و حتی تجزیه سوق می‌دهد. سناریوهایی چون “بلوچستان مستقل”، و همچنان ٫”پشتونستان بزرگ “، یا قدرت‌گیری گروه‌های فرقه‌گرا، بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده‌اند.

توصيه انديشكده ملت : ضعف‌های راهبردی پاکستان و تداوم سیاست مماشات

برخلاف روسیه و ترکیه، پاکستان تاکنون نتوانسته است راهبردی منسجم و قاطع در قبال گروه‌های افراطی داخلی اتخاذ کند. بخشی از این ناتوانی به همسویی تاریخی برخی بخش‌های دولت یا نهادهای امنیتی با گروه‌های اسلام‌گرا برمی‌گردد. این مماشات، نه تنها تهدیدات را از میان نبرده، بلکه موجب گسترش ایدئولوژی افراط‌گرایانه در میان اقشار مختلف جامعه شده است.

۴. پیامدهای احتمالی بی‌توجهی راهبردی: سناریوی فروپاشی

در صورت تداوم وضعیت کنونی و فقدان اصلاحات بنیادین امنیتی، پاکستان ممکن است به سرنوشت کشورهای بحران‌زده‌ای چون عراق، سوریه، لیبی یا سودان دچار شود. سناریویی که در آن پاکستان به سه واحد مجزا تقسیم شود، قابل تصور است:

• بلوچستان مستقل با الهام از جنبش‌های جدایی‌طلب بلوچ؛

• پشتونستان بزرگ که ممکن است با حمایت بخشی از پشتون‌های افغانستان دنبال شود؛

• پنجابستان وابسته به هند به‌عنوان یک دولت قومی تحت نفوذ نیروی رقیب منطقه‌ای.

این وضعیت می‌تواند کل منطقه جنوب آسیا را دستخوش بی‌ثباتی ساختاری سازد.

نتیجه‌گیری و پیشنهادات راهبردی:

1. بازتعریف دکترین امنیت ملی: پاکستان باید دکترین خود را از تمرکز بر دشمن خارجی (هند) به مقابله با تهدیدات داخلی و فراملی مانند TTP و طالبان بازتعریف کند.

2. سرکوب قاطع و بی‌مصلحت افراط‌گرایی: همانند روسیه و ترکیه، پاکستان باید با قاطعیت تمام با ساختارهای تروریستی داخلی برخورد نماید، حتی اگر این به تقابل با طالبان افغانستان بیانجامد.

3. سرمایه‌گذاری در توسعه و عدالت قومی: تمرکز بر توسعه اقتصادی، آموزشی و سیاسی در مناطق قبیله‌ای و محروم برای از بین بردن زمینه‌های افراط‌گرایی حیاتی است.

4. اصلاحات ساختاری در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی: تقویت هماهنگی میان نهادهای نظامی، اطلاعاتی و مدنی باید در دستور کار قرار گیرد.

5. دیپلماسی منطقه‌ای واقع‌بینانه: پاکستان باید از سیاست‌های دوگانه در قبال طالبان و سایر گروه‌ها فاصله گرفته و ائتلاف‌های منطقه‌ای جدید برای مبارزه با افراط‌گرایی شکل دهد.


سیاست