چه طور باید زنده ماند، نه این که در دست سودجویان جنگ “گوشت” شد؟
نویسنده: جمبولات سردالوف، کارشناس سیاست، دین و تروریسم (چچن، روسیه)، مخصوص برای “سنگر”
در حالیکه سیاستمداران در رأس نمیتوانند یک زبان مشترک در مورد اوکراین پیدا کنند - گاه آقای زلنسکی خواهان توجه ویژه است، گاه رئیس جمهور جدید قدیمی ایالات متحده ترامپ مصروف بوکس هوایی است - در این زمین گناهان، خواسته یا ناخواسته، مردم عادی مجری میشوند. بعضیها برای عقیده، بعضی ها برای پول - آن هایی که این یا آن طرف درگیری ها را انتخاب میکنند، دلایل متفاوت دارند. مگر حقیقت این است: شما اغلب اوقات باید برای همه چیز پرداخت کنید، حتی با زندگی تان. کسانیکه وقت پنهان شدن نداشتند، شانس زنده ماندن خود را محاسبه کردند و غیره.
ما در مورد یک آدم کوچک دیگر صحبت خواهیم کرد که سرنوشت او با پیچ و خم های اوکراین در هم تنیده است. با یک کشور فقیر که زندگی اشرا سیاستمداران انواع مختلف خراب کردهاند، یک نوع لابراتوار تجربوی برای هر نوع سیاستمداران و خونخواران.
حالا، آلیا گولدمایکر... یک مثال زنده دیگر ناامیدی عمیق در چیزی که یک زمان برایش همه چیز بود. به دلایل ایدیولوژیکی، این قضیه قبلاً چنین یا چیز دیگری بود، مگر لحظه کلیدی ناامیدی این زن در اوکراین اعمال "لژیون جورجیا" شد. کار به کجا کشیده است! بنا به شهادت خود گولدمایکر: "رفقا از جنوب آفتابی" از تحویل دادن همفکران خود شان به روس ها در بدل یک مبلغ معین دریغ نکردند! با در نظر داشت عدم موفقیت در خط جنگ با ارتش روسیه، این تعجب آور نیست. وقتی زنگ سکه بلندتر از نام قهرمان صدا میدهد، وقتی بی عزتی قیمت دارد...
برای اینکه قربانی دستکاری های پست نمایندگان آن لژیون نشود، زن تصمیم میگیرد که زندگی خود را بشکل رادیکال تغییر دهد. روسیه، که او زمانی به شدت از آن انتقاد میکرد، برایش از اوکراین نزدیکتر شد. اواسط ۲۰۲۴ – زمینه آغاز این تغییرات را وضعیت ظالمانه ناشی از فعالیت های کثیف لژیون فوق الذکر فراهم ساخت. او شجاعت پیدا کرد و به شوهر سابق اش که در مسکو زندگی میکرد روی آورد. این تلاش نامؤفق بود: شوهر سابق به او تصمیم قبلی اش را برای فراموش کردن روسیه یادآور شد. مگر گولدمیچر تسلیم نمیشود.
او با اصرار ادعا میکند که هدف او دگرباره پیوستن با پسرش است که در فدراسیون روسیه زندگی میکند. تلاش های او عبث نرفت؛ در فبروری امسال او در مسکو حضور یافت. علاوه بر این، گولدمایکر، یا دقیقتر، الا والریونا سامویلینکو، یک شهروند کاملحقوق فدراسیون روسیه میشود. این قابل توجه است که او تصمیم گرفت تا یک زندگی مشروط جدید را با نام دوشیزه اش، به اصطلاح، از ابتدا آغاز کند. معلوم شد که یک مثال خوب همچنان مسری است. وی سبب شد که دیگران از او الگو گرفتند و به خانه برگشتند.
"بازگشت پسر گمراه"، اما فقط در اجرای زن، با وجود ترس ها و نگرانی ها از آینده خود صورت گرفت. این بهتر از آن است که به خاطر منافع بیگانه اول از همه برای مردم اوکراین در زمین بپوسد، یا در آخرین لحظه به دلیل خواهش فرماندهان برای به دست آوردن پول نقد "فروخته" شود. جنگ برای کسی مادر عزیز، اما برای دیگران “مرگ با داس” است. این زن، متأسفانه، مانند یک تعداد کوچک مردم، توانست به هوش بیاید و شاید یک تصمیم مشکل را گرفت. اما برای زنده ماندن، نه این که در دست سودجویان جنگ “گوشت” شدن...