حکمتیار از چه می‌نالد و چه درد دارد؟

نویسنده: فخر‌الدین خالبیک

پیش‌سخن: رئیس حزب اسلامی در نماز جمعه گذشته در جمع جماعتش از منبر مسجد خدا یک موعظه سیاسی کرد و به روابط طالبان و همسایگان پرداخت. وی بر این است، که کشورهای سرمایه‌گذار (دقیق نمی‌گوید، کدام کشور، اما ظاهراً، سخن از امریکاست) طالبان را با همسایگان جنگ می‌‌اندازند، از جمله پاکستان و ایران. گفت، که بالای شهر ترمذ ازبیکستان از خاک افغانستان حمله موشکی شد و طیاره‌های ازبیکستان در نزدیکی های شهر حیرتان افغانستان برخی تحرکاتی را انجام دادند، که باعث نگرانی است.

اما در مورد تاجیکستان بیشتر سخن کرد و گفت، این کشور با امریکا سر ایجاد یک پایگاه نظامی توافق کرده است و می‌گوید، این گپ او نیست، حرف رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین است. وی اشاره‌ به این می‌کند، که می‌خواهند قلمرو تاجیکستان را برای حمله به افغانستان استفاده کنند...

***

حکمتیار از چه می‌نالد و چه درد دارد؟

حکمتیار به تحقیر نیاز ندارد. تاریخ تمام لعنتی را، که داشت، بر سر این سیاستمدار ناکام و در واقع “مُرده سیاسی” ریخته است. تحقیر او یک ریکلام تمامییار است.

او ۱۲۰ کتاب نوشته است، که در مسائل اسلامی می‌باشند. وی کمپوتر را خوب می‌فهمد. می‌تواند نرم‌افزارش را هم نصب کند، سختفزارش را هم. اما با آن همه دانشی، که دارد، هیچ آدم نشد، از تاریخ کو جای گله نیست، حتی از شکست های زندگی خود سبق نگرفت و یک سیاستمدار بدنیت و یکرو و همیشه تمغه ناکامی در پیشانی باقی ماند.

وی یک عمر به مسعود رشک می‌برد، حتی پس از مرگش و حالا دیده می‌شود، که حتی به روح او، که همانا با اجیران خارجی، دشمنان آزادی وطنش می‌جنگد، حسد می‌برد. به این هم حسد دارد، که مسعود قهرمان ملی است و وی همانا رانده هر در و دیوار و شخصیت منفور افغانستان و تمام بشریت.

مرحوم جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار عرب، که سال ۲۰۱۸ از سوی استخبارات عربستان سعودی در ترکیه به شهادت رسید، شاهد همان صحبت تاریخی او و مسعود در سال ۱۹۹۲ بود. وی بعدتر نوشت، که حکمتیار نه فقط نتیجه‌های جهاد، بلکه افغانستان را هم برباد داد و سبب جنگ داخلی سال های ۹۰ و مصیبت های بعدی افغانستان محض اوست.

از آن ایام بیشتر از ۳۰ سال می‌گذرد. این جنگ ادامه‌ دارد. افغانستان می‌سوزد و در خاک و خون می‌تپد. از دست ناخلفهایی، مانند حکمتیار، که به خاطر منفعت های پشتیبانان خود، وطن و مردمشان را به این روز آوردند.

حکمتیار از چه می‌نالد؟

حکمتیار نفرت ویژه‌ای به تاجیکان دارد (جالب این است، که در میان دامادهای او دست کم دو نفر پنجشیری هستند)، آن هم قبلاً به این خاطر، که محض سال ۱۹۹۲ احمدشاه مسعود آرزوهای او برای نشستن در تخت کابل را برباد داد. به قول خاشقجی، همان شبی، که قرار بود، صبحش او وارد کابل شود، حتی جمعی از عربها را، که از قوم پیغمبر (س) نیز حضور داشتند، در نماز خفتن امامتی کرد، زیرا خود را “امیر و امام افغانستان” تصور می‌کرد. همان شب تمام مخابره ها را گل کرده، به خواب رفت. صبح، که از خواب خیست و مخابره‌اش را روشن کرد، نیروهای مسعود کابل را گرفته بودند. تاریخ ثابت ساخت، که آن لحظه “امارت” این“امیر” هنوز تخت ندیده پیدا نشده، سقوط کرده بود.

حکمتیار از فرط دیوانگی هر روز تا هزار راکیت سر کابل انداخت کرد، هزارها کابلی و جنگیش را به کُشتن داد، تا آرزویش را مهقق کند، که نشد. ویرانه هایی، که با گذشت ۳۰ سال در کابل دیده می‌شوند، پیامد همان جنگها و راکیت های حکمتیارند. حالا تنها موضوعی، که نمی‌خواهد با او مطرح کنند، محض این جنایت تاریخی است. متأسفانه، حالا هم نمی‌فهمد، که با این جنایت او روسیاه تاریخ و عملاً “مُرده سیاسی” شده بود. اما مثل شترمرغی، که فکر می‌کند، اگر سرش را درون خاک کند و دیگران را نبیند، دیگران او را نمی‌بینند، حکمتیار نیز باور دارد، تاریخ جنایت های او را فراموش کرده است.

بعدتر طالبان او را فرار دادند و وی خود را به آغوش مسعود زد. مسعود او را به پنجشیر آورد و از آن جا به تاجیکستان، سپس ایران انتقال داد. بعدتر حکمتیار اعلان داشت، که اگر پنجشیر را ترک نمی‌کرد، مسعود او را می‌کُشت. بیچاره نمی‌فهمید، که تا آن دم او خود و شخصیت خود را در اذهان جامعه کُشته است. وی مثل یک "انتحاری تاریخ" هنوز در جنگ های کابل از بین رفته بود. همچون یک انسان هم.

وگرنه بعدتر به تاجیکستان و ایران، که او را مهمانداری کرده بودند، توهین نمی‌کرد. دو سال قبل او در یک صحبتش گفت، که تاجیکستان و ایران او را راندند. رئیس سابق امنیت ملی تاجیکستان، که گویا او را رانده بود، در صحبت با نویسنده این سطور حکمتیار را یک ابله نمک ناشناسی خوانده بود، که “همین قدر فهم و فراست دارد ”.

موقع تاجیکستان را، که در ملاقات با وزیر کارهای خارجی پاکستان از سوی رئیس جمهور امام علی رحمان (در ماه آگوست سال 2021) بیان شد، اصلاً این گونه می‌شود ترجمه کرد: شما قریب 50 سال است، که پشتون ها را پشتیبانی می‌کنید، حالا ما هم تاجیکان، بلکه تمام غیرپشتون ها و پشتون های وطن‌دوست را حمایت می‌کنیم.

این به آن معنا نیست، که تاجیکستان نو از نیروهای ضدطالبانی افغانستان حمایت می‌کند. در زمان حکومت اول “طالبان” (۱۹۹۶-۲۰۰۱) نیز تاجیکستان از جبهه متحد ملی و اسلامی برای نجات افغانستان (جبهه متحد) تحت رهبری احمدشاه مسعود، اتحاد تمام نیروها، از جمله پشتون های ضدتالیبانی را پشتیبانی می‌کرد. تمام کمک ها، حتی رفت و آمد نماینده‌ها از سراسر عالم با جبهه طریق تاجیکستان انجام می‌گرفتند.

تاجیکستان خود درگیر جنگ شهروندی و بعدتر مشکلات اقتصادی و سیاسی بود. نقشه‌های بین المللی هم برای کشانیدن تاجیکستان به یک جنگ منطقه‌ای در جریان بودند، که یک موضوع دیگر است. اما مهم این بود، که امام علی رحمان همان زمان هم در قیاس با دیگر رهبران منطقه در کنار احمدشاه مسعود و علیه حکومت پشتیبان تروریستان بود. این جنگ با سقوط طالبان و به نفع نیروهای ضدتالیبان افغانستان انجام یافت، اما رهبران آنها این دستاورد تاریخی ملت را برباد دادند.

حالا این رهبران (به استثنای دو-سه نفر) هم به “مُرده‌های سیاسی” تبدل یافته‌اند و نسل جدید با رهبری احمد مسعود روی صحنه آمد، که بدون هیچ بحث، باید از سوی تاجیکستان پشتیبانی شود. بخصوص که تاجیکستان دیگر آن تاجیکستان سال های ۹۰ نیست و ظهور دوباره طالبان خطر جدی نه فقط به امنیت تاجیکستان و آسیای مرکزی، بلکه تمام جهان است.

از سوی دیگر، بنا به توافقاتی، که تاجیکستان در سازمان پیمان امنیت جمعی (آدکب) دارد، هر اقدام بدون موافقه با بقیه اعضای این سازمان گرفته می‌شود. وقت نشان خواهد داد، که کدامی از قدرت های جهانی و منطقه‌ای در کنار طالبان - پشتیبانان تروریزم و کدامی در کنار جبهه متحد قرار خواهند گرفت.

در جنگ های افغانستان نیروهای ضدطالبانی، که تاجیکان نیروی اساسی و محوری آنهایند، همکار استراتژی کشورهای شمال در رأس روسیه بودند و خواهند بود. طالبان از دید استراتژی با تمام تار و پود خود به امریکا و دومروان منطقی‌اش پیوسته بودند و هستند و خواهند بود. درک این حقیقت و واقعیت های پیچیده افغانستان مشکل است، اما ماهیتاً همه برمی‌گردد به مخالفت دیرینه روسیه و امریکا.

این همه بر زخم های خون‌چکان حکمتیار فشار می‌آورد و درد او را می‌افزاید. وگرنه سرنوشت خود او معلوم نیست. “طالبان” او را تحمل نداشتند و ندارند و حتی ملا عمر بیعت او را به خاطر یک انسان خودخواه و نامطمئن بودنش نپذیرفته بود.

پرویز مشرف، رئیس جمهور پیشین پاکستان، به صراحت گفته بود، که پنجشیری ها - تاجیکان مانعه بزرگ تحقق برنامه‌های کشورش در منطقه هستند. دیگر رهبران پاکستان علنی پشتیبانی کرده‌اند و می‌کنند، اما مشرف از پشتون ها، خوانده شود، طالبان رویراست دفاع می‌کرد و میان مردم افغانستان تفرقه می‌انداخت.

اما حکمتیار هیچ گاه در باره تفرقه‌اندازی او صدا بلند نکرد و هیچ گاه نمی‌کرد، زیرا نوکر یا “غلام‌بچه” و دست‌نشانده هیچ گاه حرف مستقل نمی‌زند و هر چه می‌گوید، چیزیست، که از سوی خواجگانش دستور شده است.

خلاصه، واکنش حکمتیار 1) یک شیرین کردن خود به طالبان و 2) حرف های هستند، که باید پشتیبان او - استخبارات پاکستان گوید و مخاطب فقط تاجیکستان نیست.

***

آخرسخن: حکمتیار خبر ندارد، که تاجیکستان عضو سازمان پیمان امنیت جمعی و سازمان همکاری های شانگهای است. ایجاد پایگاه نظامی یک کشور خارجی بدون توافق با اعضای این سازمان ها امکان ندارد. یک پایگاه نظامی امریکا، که در حال جنگ با روسیه و چین است و آن هم در آسیای مرکزی؟ این فقط می‌تواند محصول مغز حکمتیار باشد.

تاجیکستان امروز حدود ۱۵ هزار مهاجر افغانستان را پناه داده است. در میان آنها تمام اقوام این کشور حضور دارند. یک زمان، که رهبران پشتون، نظیر استاد سییاف از شر طالبان در تاجیکستان پناه برده بودند، این دفعه چهره‌های معروف این قوم پناهنده این کشور شدند. تاجیکستان از یک افغانستان واحد و حق مساوی تمام اقوام آن حمایت می‌کند. مثل یک همسایه خوب، که هیچ گاه در فکر خرابی همسایه خود نیست.

اما امریکا این شب و روزها در منطقه خیلی تلاش دارد، که صاحب یک پایگاه نظامی شود. تفصیلات این قصه را در سنگر خواهید خواند.

P.S.مطلب زیر ۲۹ آگوست ۲۰۲۱ نوشته شده است، زمانی، که این سیاستمدار ناکام سخنانی در برابر اظهارات امام علی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان، در باره تاجیکان و دیگر غیرپشتون های افغانستان، بیان داشته بود. این آدم ماهیتاً هیچ گاه تغییر نکرد و هر چه در باره‌اش طی نیم عصر گذشته گفته شد، نیز ماهیتاً تغییر نکرده است.


سیاست