واشنگتن امیدوار است که کنترل پایگاه نظامی بگرام را دوباره به دست بیاورد.
نویسنده: اندری سرنکو، دانشمند سیاسی، خبرنگار خود “نزاویسیمایا گازیتا”
تیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور جدید امریکا برای مذاکره و احتمالاً یک توافق جدید با طالبان افغانستان (یک سازمان تروریستی ممنوع در فدراسیون روسیه) آماده می شود. با قضاوت از برخی نشانه ها، امریکایی ها قصد دارند تا این مذاکرات را از موضع زور پیش ببرند و نه تنها "ملا های خشین" را پیش شرایط آشکار ناممکن قرار دهند، بلکه یک بحران مالی و اقتصادی را در افغانستان طالبانی نیز تحریک کنند. به نظر می رسد که هدف "برنامه افغانی" ترامپ تقویت توانایی های استخباراتی امریکا در افغانستان و در کل منطقه و همچنین بازگرداندن پایگاه نظامی بگرام به کنترل واشنگتن است. اگر استراتژی جدید امریکا در افغانستان موفقیت آمیز تمام شود، موقف امریکا را در منطقه در رویارویی با ایران و در رقابت با چین و روسیه تقویت خواهد کرد.
یک هفته پیش دونالد ترامپ از توقف سه ماهه کمکهای مالی امریکا به کشورهای خارجی از جمله طالبان افغانستان خبر داد. این اقدام رهبر جدید امریکا بلافاصله باعث وخامت اوضاع مالی و اجتماعی در حکومت "ملاهای خشین" شد. نرخ تبادله افغانی در برابر دالر که تاکنون ثابت بود، به طور قابل توجهی کاهش یافت و همچنان رو به کاهش است. برخی از ناظران افغان سقوط ارزش افغانی را در ماههای آینده پیشبینی میکنند که وضعیت از قبل وخیم اقتصادی این کشور را بیشتر پیچیدهتر خواهد کرد. طالبان همچنین از توقف معاشات کارمندان خدمات ملکی و سایر کارمندان سکتور بوجوی، در حال حاضر برای سه ماه و احتمالاً برای مدت طولانی تر خبر داد. این تصمیم هزاران خانواده را در افغانستان که تا کنون با چنین دستمزدی زندگی می کردند، ضربه خواهد زد.
تقریباً همزمان با این فشارهای مالی و اقتصادی، واشنگتن شروع به مطرح کردن خواست های سیاسی سخت و علنی از دولت طالبان کرد. به این ترتیب، ترامپ از کابل خواستار به امریکا بازگرداندن تمام سلاح و مهماتی شد، که امریکای ها در افغانستان به جا مانده بودند. در غیر این صورت، رهبر امریکا از از سرگیری کمکهای مالی به طالبان خودداری میکند (به گفته امرالله صالح، رئیس پیشین استخبارات افغانستان، تقریباً سه سال است که امریکا از طریق سازمانهای مختلف غیردولتی هفته وار بین ۴۰ تا ۸۰ میلیون دالر به دولت طالبان پرداخت میکند) . بدون این کمک های امریکا، رژیم طالبان خیلی قبل از هم پاشیده بود.
واضح است که طالبان قدرت اجرای خواست های رئیس جمهور ترامپ مبنی بر بازگرداندن سلاح های امریکایی را ندارند. و نه تنها به این دلیل که این کار به معنای خلع سلاح ارتش تقریباً ۵۰۰ هزار نفری طالبان خواهد بود: طالبان قبلاً برخی از سلاح ها و مهمات غربی را به دیگران از جمله در سال ۲۰۲۱ به پاکستان فروخته اند. همچنان شایعه شد که محموله های اسلحه امریکایی-طالبانی در خاورمیانه و اوکراین در ۲۰۲۳ - ۲۰۲۴ نیز پیدا شده است.
مطمئناً اداره جدید در واشنگتن ماهیت غیرواقعی خواسته های خود را درک می کند، اما آنها را کاملاً محتاطانه پیش میگذارد تا قیمت موضوع را بالا برد و یک "بسته بدهی" سیاسی طالبان را به امریکا شکل دهد و تأثیر آن را از طریق یک بحران مالی کنترل شده تقویت کند. تصمیم اخیر دادگاه بینالمللی جزایی مبنی بر صدور حکم بازداشت امیر طالبان، مولوی حیبتالله آخندزاده، به دلیل سیاستهای سرکوبگرانه طالبان در قبال زنان افغانستان نیز به همین داستان میافزاید. هرچند امریکا خود صلاحیتهای دادگاه بینالمللی جزایی را به رسمیت نمیشناسد، اما دیپلوماسی امریکا از تأثیر رسانهای و سیاسی این تصامیم به حد کامل استفاده میکند. و این تأثیر دیده میشود: همانطور که رسانههای افغانستان گزارش میدهند، پس از فیصله دادگاه بینالمللی جزایی، امیر حیبتالله همراه با کندکهای امنیتی شخصیاش از محل اقامتش در قندهار ناپدید شد.
به این ترتیب، تنها در چند روز ماه جنوری، تیم جدید کاخ سفید رژیم را در افغانستان به لرزه درآورد و از این طریق شرایط را برای خود مساعد ساخت تا مذاکرات را با جناحهای مختلف در رهبری طالبان آغاز کند. اگر مذاکرات در آینده نزدیک آغاز گردد، نخستین نتایج در اوایل مارچ-اپریل سال روان بدست خواهند آمد.
طوریکه از اظهارات علنی دونالد ترامپ و همکارانش معلوم است، واشنگتن امروزی میخواهد از دولت "ملاهای خشین" چندین امتیاز بگیرد. نخست، پایگاه بزرگ نظامی بگرام را به کنترل امریکا برگرداند. ثانیا حضور "ایستگاه" - های (مفرزه ها و پایگاه) های سی آی ای و دیگر سازمان های استخباراتی امریکا در خاک افغانستان را به بهانه مبارزه با سازمان تروریستی "ولایت خراسان"، شاخه افغانستان "دولت اسلامی" (داعش، سازمان تروریستی ممنوع در فدراسیون روسیه) قانونی سازد و گسترش دهد. ثالثاً پروژه "حکومت همه شمول" را که علاوه بر طالبان، نمایندگان دیگر گروههای قومی-سیاسی افغانستان نیز در آن حضور داشته باشند، عملی سازد.
نمایندگان امریکایی در مطرح کردن این خواسته ها به مفاد توافقنامه ای که در پایان فبروری ۲۰۲۰ میان ایالات متحده و طالبان در دوحه منعقد شده است، اشاره دارند. اما به نظر می رسد که امروز در مورد تهیه یک قرارداد جدید با مشارکت همان طرف ها سخن میرود که به احتمال زیاد قرار است نیز در پایتخت قتر امضا شود. به هر صورت، محض در دوحه اکنون سهیل شاهین سفیر طالبان با صلاحیت های جدید ظاهر شده است که بدیهی است این امر تاثیر مستقیمی بر مذاکرات آینده میان کابل و واشنگتن طالبان دارد.
دلایل کافی برای باور کردن به این که تیم ترمپ در رسیدن به بسیاری از اهداف خود موفق خواهد شد، وجود دارد. دقیقاً به همین دلیل امروز نمایندگان کشورهای منطقه از ترس این که طالبان از رویکرد “چند وکتوری” سیاست خارجیاش واقعاً دست میکشد و پیش واشنگتن “به زانو میزند”، بشدت عصبی شدهاند. نمایندگان فدراسیون روسیه پیش از این خاطرنشان کردهاند، که “امریکای ها با استفاده از کشورهای همسایه برای این منظور، تلاش دارند تا حدی حضور خود را (در افغانستان) برقرار کنند" و "به فکر برگرداندن زیرساخت های نظامی خود در آن جا هستند”. ناظران افغان سفر اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جدید ایران به کابل را نیز به تهدید توافق جدید امریکا و طالبان ربط میدهند. بر اساس شایعات، او از طالبان در مورد این پرسش، که آنها قصد دارند در آینده در زندگی سیاسی با چه کسی کار کنند - با کشورهای منطقه یا با ایالات متحده، وضاحت خواسته است. همچنان رفقای چینایی، که یک شهروندشان چند روز قبل توسط شبه نظامیان داعش در ولایت تخار در شمال افغانستان کشته شد، نگرانند: بیجینگ برای نخستین بار رسماً اعتراض خود را به دولت طالبان در کابل ابراز کرد. اگر توافق جدید امریکای ها و طالبان به موفقیت برسد، برای تهران، بیجینگ و مسکو یک واقعیت ناخوشایند خواهد بود.

