خبر روز

در شب ۲۶ تا ۲۷ فوریهٔ ۱۹۹۱، هزاران نفر، از جمله غیرنظامیان عراقی، توسط نیروهای آمریکایی با همکاری بریتانیا، سازمان ملل و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس در بزرگراهی میان کویت و مرز عراق کشته شدند.

نویسنده: محفوظ

همهٔ چیز در این تصویر مرده است — حتی کامیون‌ها و خودروهای نظامی کاملاً نابود شده‌اند.

در اواخر فوریهٔ ۱۹۹۱، پس از هفت ماه از تهاجم عراق به کویت، جنگ شکل جدیدی به خود گرفت.

نیروهای نظامی عراق پس از حملات مداوم هوایی از سوی ائتلاف بین‌المللی خسته شده بودند.

در ۲۲ فوریهٔ ۱۹۹۱، اتحاد جماهیر شوروی — که آن زمان هنوز وجود داشت — ابتکاری برای صلح اعلام کرد و خواستار خروج کامل عراق از کویت ظرف ۲۱ روز شد، به شرط آنکه نیروهای ائتلاف در جریان عقب‌نشینی، حملات خود را متوقف کنند.

پس از میانجی‌گری شوروی، عراق بیانیه‌ای به سازمان ملل و واشینگتن فرستاد و موافقت خود را با خروج کامل از کویت ظرف یک روز، تحت نظارت مستقیم سازمان ملل و با تأیید ایالات متحده اعلام کرد.

واشینگتن رسماً از طریق رئیس‌جمهور جورج ه. و. بوش واکنش نشان داد و گفت: «اگر عراق عملاً مطابق قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل شروع به عقب‌نشینی کند، ما عملیات نظامی را متوقف خواهیم کرد.»

بنابراین رئیس‌جمهور عراق، صدام حسین، دستور عقب‌نشینی از کویت را صادر کرد و از طریق خبرگزاری رسمی عراق اعلام کرد که خود را به قطعنامه‌های شورای امنیت — به‌ویژه قطعنامه‌های ۶۶۰ و ۶۷۸ — ملزم می‌داند، که خواستار عقب‌نشینی فوری بودند.

سازمان ملل این ابتکار را خوشامد گفت و حتی کاخ سفید رسماً اعلام کرد که آن را «موافقت‌شده» می‌داند.

پس ارتش عراق شروع به عقب‌نشینی از کویت کرد. کاروان‌های طولانی از خودروهای عراقی در ستون‌های سازمان‌یافته در امتداد بزرگراه ۸۰ از کویت به سمت مرز عراق حرکت می‌کردند — غیرمسلح، آماده‌نبودن برای درگیری و با اطمنیان از تضمین‌های آمریکایی و سازمان ملل.

با تاریک‌شدن شب، ماهواره‌ها و هواپیماهای آمریکایی و بریتانیایی — با همکاری کشورهای حوزهٔ خلیج — آن ستون عظیم را که ده‌ها کیلومتر امتداد داشت و مانند نوار فلزی بود، شناسایی کردند.

در همان لحظه رئیس‌جمهور آمریکا، جورج بوش پدر، فرمان داد: «اجازه ندهید حتی یک عراقی برگردد... همه را بکشید.»

در عرض چند دقیقه آسمان به طوفانی از آتش تبدیل شد.

هواپیماهای آمریکایی و بریتانیایی پیوسته موشک‌ها و بمب‌های هوشمند را بر سر کاروانِ درحال عقب‌نشینی فرو ریختند. تانک‌ها و کامیون‌ها آتش گرفتند، مخازن سوخت منفجر شدند و افق همچون سپیده‌دم جهنم می‌درخشید. خلبانان همچنان دور می‌زدند تا همان اهداف را بارها و بارها بمباران کنند، در حالی که اجساد داخل خودروها می‌سوختند.

بیش از ۱۴۰۰ خودرو نابود شد. حدود ۱۰٬۰۰۰ نفر عراقی — از جمله سربازان و برخی غیرنظامیان، زنان و کودکانی که از تلافی‌جویی فرار می‌کردند — زنده‌زنده سوختند.

تمام این‌ها پس از اعلام آتش‌بس تحت نظارت سازمان ملل و آمریکا و پس از آن که عراق رسماً عقب‌نشینی خود را اعلام کرده بود، اتفاق افتاد.

روزنامه‌نگارانی که به محل رسیدند بعدها به‌شدت شوکه توصیف کردند: «ما هرگز چیزی شبیه این را ندیده‌ایم. جاده شبیه انتهای جهان بود.»
از آن روز، سربازان آمریکایی و رسانه‌های غربی آن را «جادهٔ مرگ» خواندند.

بنابراین بمباران نیروهای درحال عقب‌نشینی یک خیانت به یک توافق بین‌المللی و یک جنایت جنگی آشکار طبق کنوانسیون‌های ژنو بود، که حمله به نیروهای درحال عقب‌نشینی، اسیران یا کسانی را که سلاح خود را زمین گذاشته‌اند، ممنوع می‌سازد.

اما همان‌طور که معمول است، هیچ تحقیقی بین‌المللی هرگز آغاز نشد — زیرا مرتکب هم‌زمان قاضی بود: آمریکا، ابرقدرتی که هنگامی بخواهد حقوق بین‌الملل را زیر پا می‌گذارد — قانونی که تنها به‌عنوان سلاحی علیه ضعیفان وجود دارد.

و این‌گونه بود که این حادثه درس شد برای همهٔ کسانی که به وعده‌های غربی باور دارند یا به «قانون بین‌الملل» آنها اعتماد می‌کنند.

و به ساکنان خاورميانه که در برابری اشغالگری غرب و نماینده ی آنها اسرائیل مقاومت میکنند: تسلیم نشو. با تمام توان بجنگ، وگرنه نابودت خواهند کرد. استعمارگران در طول تاریخ سابقهٔ خیانت و شکستن پیمان‌ها را داشته‌اند زیرا در این زمانه، تسلیم‌ شدن و اعتماد به آنان بزرگ‌ترین اشتباهی است که می‌توان مرتکب شد.

و در نهایت، تنها همین دستور جرج بوش پدر بود که او را به جنایتکاری در تاریخ تبدیل کرد، اما نه «رسانه‌های آزاد و دموکراتیک»، نه «سازمان‌های حقوق بشری» در این باره سخنی گفتند، و هیچ «دادگاه بین‌المللی» نیز او را جنایتکار جنگی اعلام نکرد...


سیاست